گروه سیاسی / ماهور ایرانی: در حالی که پایگاه خبری آکسیوس از نزدیک شدن تهران و واشنگتن به یک چارچوب اولیه برای توافق خبر میدهد، دونالد ترامپ همزمان از «پیشرفت مذاکرات» و احتمال حمله نظامی در صورت شکست دیپلماسی سخن میگوید؛ اما در تهران، مقامات جمهوری اسلامی از جمله محمدباقر قالیباف و اعضای کمیسیون امنیت ملی مجلس، روایت آمریکاییها را «رویابافی سیاسی» و «فهرست آرزوهای واشنگتن» توصیف میکنند. اکنون، بیش از آنکه توافقی واقعی در دسترس باشد، نبردی رسانهای و سیاسی بر سر نمایش قدرت در جریان است. فضای سیاسی میان جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده بار دیگر وارد مرحلهای از ابهام، تهدید و سیگنالهای متناقض شده است؛ وضعیتی که در آن، رسانههای آمریکایی از «توافق قریبالوقوع» سخن میگویند و تهران، اصل چنین روایتهایی را زیر سؤال میبرد. پایگاه خبری آکسیوس در گزارشهای متعدد خود مدعی شده که دولت دونالد ترامپ در حال مذاکره غیرمستقیم با مقامهای ارشد جمهوری
اسلامی بر سر یک تفاهم اولیه برای پایان دادن به تنشها و محدودسازی برنامه هستهای ایران است. این رسانه حتی از تدوین یک سند ۱۴ بندی و میانجیگری کشورهایی چون پاکستان، مصر و ترکیه خبر داده است. براساس این گزارشها، واشنگتن خواستار توقف غنیسازی اورانیوم، انتقال ذخایر اورانیوم غنیشده و بازگشایی تنگه هرمز شده و در مقابل، از کاهش برخی تحریمها سخن گفته است. با این حال، هنوز هیچ نشانه رسمی از پذیرش این شروط از سوی تهران دیده نمیشود.
دونالد ترامپ نیز در مواضعی از یک سو مدعی شده ایران «با بسیاری از شروط موافقت کرده» و از سوی دیگر هشدار داده که اگر توافق حاصل نشود، گزینه نظامی همچنان روی میز باقی خواهد ماند. او حتی در اظهاراتی گفته بود که در صورت شکست مذاکرات، حملات علیه زیرساختهای انرژی و مراکز حیاتی ایران میتواند از سر گرفته شود. ترامپ در شبکه اجتماعی خود نیز بارها از «گفتوگوهای سازنده» با ایران سخن گفته و تأکید کرده که تهران یا باید توافق کند یا با فشار و انزوای شدیدتر روبهرو شود. این دوگانهسازی همزمانِ «صلح یا حمله»، بخشی از راهبرد فشار حداکثری جدید واشنگتن ارزیابی میشود؛ راهبردی که به نظر میرسد بیش از آنکه بر اعتمادسازی استوار باشد، بر نمایش قدرت و جنگ روانی تکیه دارد.
در مقابل، مقامات جمهوری اسلامی تلاش کردهاند روایت آمریکاییها را فاقد اعتبار جلوه دهند. محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی، صراحتاً هرگونه مذاکره مستقیم را رد کرده و گزارشهای منتشر شده درباره تماس با آمریکا را «اخبار جعلی» با هدف اثرگذاری بر بازارهای جهانی و فرار واشنگتن از بحران منطقهای توصیف کرده است. همچنین ابراهیم رضایی، سخنگوی کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، گزارش منتشر شده از سوی آکسیوس درباره پیشنهاد آمریکا را «بیشتر شبیه آرزوهای آمریکا تا یک توافق واقعی» دانسته و تأکید کرده است که واشنگتن نمیتواند از مسیر جنگ به اهدافی برسد که در مذاکرات به آن دست نیافته است.
این مواضع نشان میدهد که در ساختار سیاسی جمهوری اسلامی، دستکم در سطح رسمی، هنوز ارادهای برای پذیرش توافقی با مختصات مورد نظر آمریکا دیده نمیشود. در واقع، تهران تلاش دارد تصویری از «اقتدار و بینیازی» ارائه دهد و همزمان این پیام را منتقل کند که فشار نظامی یا اقتصادی، جمهوری اسلامی را وادار به عقبنشینی نخواهد کرد. اکنون، آنچه بیش از هر چیز به چشم میآید، نه یک توافق نهایی بلکه رقابت دو طرف برای مدیریت افکار عمومی و تحمیل روایت مطلوب خود است؛ واشنگتن تلاش میکند ایران را در آستانه عقبنشینی نشان دهد و تهران، آمریکا را گرفتار «توهم توافق» معرفی میکند. در چنین شرایطی، آینده روابط دو کشور همچنان میان دو سناریوی متضاد معلق مانده است: توافقی شکننده و موقت، یا بازگشت دوباره به لبه تقابل نظامی.
از طرف دیگر توییت دونالد ترامپ را میتوان یکی از صریحترین نمونههای «دیپلماسی مبتنی بر تهدید» در قبال جمهوری اسلامی دانست؛ متنی که همزمان سه پیام متفاوت را منتقل میکند: اعلام آمادگی برای توافق، نمایش قدرت نظامی و مدیریت افکار عمومی آمریکا و منطقه. ترامپ در توییتی که روز گذشته درباره از سرگیری جنگ نوشت، ابتدا از عبارت «Assuming Iran agrees…» استفاده میکند؛ یعنی حتی پیش از نهایی شدن هر توافقی، ایران را در موضع متهم یا طرفی قرار میدهد که باید «تسلیم شروط» شود. او سپس از عملیات موسوم به «Epic Fury» و «Blockade» با ادبیاتی حماسی و تبلیغاتی یاد میکند؛ عباراتی که بیش از آنکه زبان دیپلماسی باشند، به ادبیات کارزارهای انتخاباتی و جنگ روانی شباهت دارند.
نکته مهم در این توییت، پیوند مستقیم میان «باز بودن تنگه هرمز» و «پذیرش توافق» از سوی ایران است. ترامپ عملاً این گزاره را مطرح میکند که امنیت کشتیرانی و تجارت جهانی در خلیج فارس، تنها در صورتی تضمین میشود که جمهوری اسلامی شروط آمریکا را بپذیرد. این روایت، تلاشی آشکار برای تبدیل ایران به عامل اصلی بیثباتی منطقه در افکار عمومی غرب است. اما بخش تعیینکننده توییت، تهدید آشکار به آغاز دوباره بمبارانهاست: “If they don’t agree, the bombing starts…” ترامپ نهتنها احتمال حمله نظامی را رد نمیکند، بلکه از تشدید آن سخن میگوید؛ «در سطحی شدیدتر و گستردهتر از قبل». این جمله نشان میدهد که کاخ سفید تلاش دارد همزمان دو مسیر را فعال نگه دارد: مسیر مذاکره و مسیر بازدارندگی نظامی. با این حال، در ادبیات سیاسی آمریکا، چنین تهدید مستقیمی معمولاً چند هدف همزمان را دنبال میکند واشنگتن میکوشد فضای داخلی جمهوری اسلامی را تحت تأثیر قرار دهد و این تصور را القا کند که ادامه بنبست، هزینهای سنگین خواهد داشت.
ترامپ با این ادبیات، به اسرائیل و متحدان عرب آمریکا پیام میدهد که حتی در صورت مذاکره با ایران، گزینه نظامی کنار گذاشته نشده است. لحن توییت کاملاً با شخصیت سیاسی ترامپ هماهنگ است؛ رئیسجمهوری که همواره تلاش کرده خود را سیاستمداری نشان دهد که «اول تهدید میکند و بعد توافق میگیرد». در مقابل، واکنش تهران نیز قابل پیشبینی است. جمهوری اسلامی معمولاً چنین مواضعی را نشانه «ضعف آمریکا در میدان واقعی» و تلاش برای جبران ناکامیهای سیاسی از طریق عملیات روانی معرفی میکند. به همین دلیل است که چهرههایی مانند قالیباف و اعضای کمیسیون امنیت ملی مجلس، روایت آمریکاییها را «رویابافی» مینامند.
در واقع، آنچه اکنون میان تهران و واشنگتن جریان دارد، بیش از آنکه یک مذاکره کلاسیک دیپلماتیک باشد، نوعی نبرد ارادهها و جنگ روایتهاست؛ جنگی که در آن، هر طرف تلاش میکند دیگری را در آستانه عقبنشینی نشان دهد. توییت ترامپ نیز دقیقاً در همین چارچوب قابل تحلیل است: ترکیبی از تهدید، تبلیغات سیاسی و تلاش برای تحمیل یک روایت به افکار عمومی جهان؛ روایتی که میگوید «راه صلح باز است، اما فقط اگر ایران تسلیم شود»