خانه بین الملل هموطن آخرین تحولات پیش از پایان آتش‌بس را بررسی می‌کند؛آتش‌بس در حال انقضا؛ آخرین فرصت رژیم یا تکرار فریب تاریخی؟

هموطن آخرین تحولات پیش از پایان آتش‌بس را بررسی می‌کند؛آتش‌بس در حال انقضا؛ آخرین فرصت رژیم یا تکرار فریب تاریخی؟

اختصاصی گروه سیاسی/ نیکان توحیدی:تنها چند ساعت تا پایان آتش‌بس دو هفته‌ای میان تهران و واشنگتن باقی مانده و پایتخت‌های دو طرف در سکوت سنگینی فرو رفته‌اند. تحولات ساعات اخیر، از بیانیه‌های کوتاه دیپلمات‌های جمهوری اسلامی تا هشدارهای تند مقامات آمریکایی در واشنگتن، نشان می‌دهد که این بار بازی تکراری «مذاکره برای خرید زمان» به نقطه‌ای حساس رسیده است.

رژیم جمهوری اسلامی که دو هفته پیش با پذیرش آتش‌بس موقت، نفس راحتی کشید، اکنون در برابر انتخابی ایستاده که می‌تواند یا عمر آن را چند ماه دیگر تمدید کند یا به سرعت آن را به بن‌بست بکشاند.

در ساعات گذشته، منابع نزدیک به هیات مذاکره‌کننده ایرانی از عدم قطعی شدن حضور خود در اسلام‌آباد گفته‌اند و تاکید کرده‌اند که تحت فشار آمریکا حاضر به حضور در دور دوم مذاکرات نخواهند بود. همزمان، ترامپ تاکید کرده است که تا زمان رسیدن به یک توافق میان تهران و واشنگتن، محاصره دریایی ایران پایان نخواهد یافت که این دو روایت متضاد دقیقاً همان شکاف عمیقی را بازتاب می‌دهد که در تمام دورهای قبلی مذاکرات نیز وجود داشته: یک سو رژیم که به دنبال «برد-برد» ظاهری برای بقای خود است و سوی دیگر، دولتی در واشنگتن که تحت فشار افکار عمومی و کنگره، نمی‌تواند دوباره به همان سیاست «صبر استراتژیک» سابق بازگردد.

بنابراین می توان گفت که این آتش‌بس نه یک فرصت دیپلماتیک، بلکه آخرین تله‌ای بود که رژیم برای فرار از بحران داخلی در آن افتاد. اقتصاد ایران در ماه‌های اخیر با سقوط آزاد ارزش ریال، تورم بالای ۴۰ درصد و اعتراضات پراکنده کارگری و بازنشستگی روبه‌رو شده است. رژیم با پذیرش آتش‌بس، امیدوار بود با تزریق حتی اندک نقدینگی خارجی، موج نارضایتی را مهار کند. اما تحولات ساعات اخیر نشان می‌دهد که این محاسبه ساده‌لوحانه بوده. گزارش‌های میدانی از داخل کشور حاکی از آن است که مردم عادی دیگر فریب شعار «توافق قریب‌الوقوع» را نمی‌خورند؛ همان شعاری که در سال‌های ۱۳۹۴ و ۱۴۰۰ هم شنیده شد و جز فقر بیشتر و سرکوب شدیدتر نتیجه‌ای نداشت. حالا نوبت بررسی سه سناریوی محتمل است که هر کدام می‌تواند مسیر آینده ایران را برای ماه‌ها یا حتی سال‌ها تعیین کند.

سناریوی نخست: دستیابی به توافق نسبی در موضوعات کمتر چالش‌برانگیز 

اگر طرفین بر سر مسائل حاشیه‌ای مانند آزادسازی بخشی از دارایی‌های مسدودشده، کاهش محدود تحریم‌های نفتی و توافق بر سر نظارت بیشتر آژانس در تأسیسات غیرهسته‌ای به توافق برسند، جمهوری اسلامی می‌تواند آن را «پیروزی نظامی و دیپلماتیک» جلوه دهد.

در این حالت، مسیر برای دور بعدی گفت‌وگوها هموار می‌شود و احتمالا تا پایان تابستان ۱۴۰۵ شاهد دور جدیدی از مذاکرات خواهیم بود. اما از دید آن دسته از افرادی که امیدوار به سقوط جمهوری اسلامی هستند، این سناریو بدترین گزینه است.

جمهوری اسلامی با چند میلیارد دلار تنفس اقتصادی، بلافاصله بودجه سرکوب را افزایش خواهد داد، نیروهای نیابتی‌اش در منطقه را فعال‌تر خواهد کرد و بار دیگر با خرید زمان، اعتراضات داخلی را خفه خواهد کرد. مردم ایران بار دیگر شاهد تکرار نمایش «توافق شد، دلار ارزان شد، بعد گران‌تر شد» خواهند بود. این توافق نسبی در واقع نه راه‌حل، بلکه تداوم سیاست «بقا به هر قیمت» رژیم است.

سناریوی دوم: توقف موقت مذاکرات به دلیل تفاوت دیدگاه‌ها 

این سناریو، محتمل‌ترین گزینه در ساعات باقی‌مانده به نظر می‌رسد. همان‌طور که در دوره‌های قبلی (به‌ویژه پس از خروج ترامپ در ۱۳۹۷ و شکست دورهای ۱۴۰۰) رخ داد، طرفین به دلیل اختلاف بر سر «غنی‌سازی» و «لزوم راستی‌آزمایی» مذاکرات را به حالت تعلیق درمی‌آورند.

جمهوری اسلامی بلافاصله این تعلیق را به «مقاومت قهرمانانه» تبدیل خواهد کرد و با شعار «ما تسلیم نشدیم» سعی در بسیج افکار عمومی خواهد داشت. در عمل اما، این توقف موقت به معنای بازگشت تدریجی تحریم‌ها، افزایش قیمت دلار و تشدید بحران معیشتی است. مخالفان رژیم معتقدند این سناریو هم در کوتاه‌مدت به نفع مردم نیست، اما در میان‌مدت می‌تواند شکاف میان رژیم و جامعه را عمیق‌تر کند. تجربه نشان داده هر بار که مذاکرات متوقف شده، موج جدیدی از مهاجرت نخبگان، اعتراضات دانشجویی و حتی اعتصابات کارگری شکل گرفته است. یعنی جمهوری اسلامی دوباره وقت می‌خرد، اما این بار با هزینه داخلی بسیار بالاتر.

سناریوی سوم: شکست کامل در صورت اصرار بر مواضع حداکثری از سوی هر یک از طرفین 

اگر تهران بر حفظ غنی‌سازی ۶۰ درصدی و عدم پذیرش پروتکل‌های آژانس پافشاری کند و واشنگتن نیز بر «بازگشت به صفر» برنامه هسته‌ای و تحریم‌های فلج‌کننده اصرار ورزد، آتش‌بس به طور کامل فرو خواهد پاشید. در این حالت، احتمال تشدید تنش نظامی، تداوم بسته بودن تنگه هرمز به عنوان اهرم فشار یا حتی درگیری‌های محدود در خلیج فارس افزایش می‌یابد.

این سناریو هرچند پرهزینه برای مردم عادی است، اما تنها راه واقعی برای پایان دادن به چرخه فریب دیپلماتیک رژیم به شمار می‌رود. شکست کامل مذاکرات، رژیم را در موقعیتی قرار می‌دهد که دیگر نمی‌تواند با «توافق در راه است» نارضایتی داخلی را مدیریت کند. سقوط ارزش ریال، قطع کامل صادرات نفت و انزوای بین‌المللی می‌تواند در نهایت به انفجار اعتراضات سراسری منجر شود؛ همان چیزی که سران جمهوری اسبلامی از آن وحشت دارد.

از سوی دیگر، حملات مجدد آمریکا و اسرائیل از سر گرفته شده و زیرساخت‌های بیشتری در ایران نابود می‌شود. در هر سه سناریو، یک واقعیت تغییرناپذیر وجود دارد: جمهوری اسلامی دیگر آن رژیم مقتدر سال‌های ۱۳۸۴ تا ۱۳۹۲ نیست. ضعف اقتصادی، انزوای منطقه‌ای پس از شکست محور مقاومت و شکاف عمیق میان حکومت و مردم، آن را به موجودی ضعیف و ناامید تبدیل کرده است. آتش‌بس دو هفته‌ای، آخرین کارت رژیم برای خرید زمان بود. حالا ساعت شمارش معکوس آغاز شده است.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن