خانه بین الملل تحقق نافرجام آرزوی سردار در اسلام‌آباد/ وقتی قالیباف، هم چوب را خورد، هم پیاز را!

تحقق نافرجام آرزوی سردار در اسلام‌آباد/ وقتی قالیباف، هم چوب را خورد، هم پیاز را!

اختصاصی هم‌وطن/ گروه سیاسی-سید امیر موسوی:دکتر، خلبان، سردار، سناتور، شهردار، دیپلمات محمد باقر قالیباف! این‌ها عناوین پرطمطراقی بود که رئیس پارلمان اصولگرایان در طول دو دهه اخیر با استمداد از یک پروپاگاندای رسانه‌ای در اختیار گرفت تا سرانجام سر از پاستور درآورده و بالاخره ردای ریاست جمهوری را بر تن کند. ردایی که هر بار، بیش از قبل بر تن شهردار اصولگرایان زار زد و او را به ناکامی جدیدی میهمان ساخت! عطش نفر نخست بودن قالیباف، پس از رهبری، هیچ‌گاه به سیرآبی نرسید و هر مرتبه، یک بار با فن ناک اوت حسن روحانی در واپسین دقایق مناظرات انتخاباتی به تراژدی تلخی برای سردار بدل شد و مرتبه دیگر در کشاکش مچ‌اندازی انصراف با سعید جلیلی به شکستی دیگر، این بار در مقابل مسعود پزشکیان منجر شد.

در آخرین کامیابی سردار اما در میانه آتش‌بس شکننده با واشنگتن و تل‌آویو، رویای دیرپای او با حضورش در راس هیئت مذاکره کننده جمهوری اسلامی در اسلام‌آباد به واقعیت نزدیک شد و این رویا و تحققش حتی به 24 ساعت هم نکشید و در نطفه به خاموشی محکوم شد. حضور او در این کسوت هم نه از سر توانمندی سردار برای تصدی این موقعیت که در واقع به اصرار مسعود پزشکیان و در راستای خاموش کردن صدای عناصر رادیکال حامی حکومت در خیابان‌ها محقق و جوازش از رهبر غایب پرده‌نشین اخذ شد. حال اما، مذاکرات اسلام‌آباد به قفسه خاطرات و تاریخ بیش از دو دهه‌ای آن کوچ کرده و راهبر و نفر نخست آن دست از پا درازتر به تهران آمده و به شمارش معکوس آغاز جنگی نشسته که او به قصد صلح و پایانش راهی این سفر شده بود. قالیباف در این کارزار، نوعی از شکست را رقم زد که از پیش، چندان هم دور از ذهن نبود. حضور چون اویی با دانشی ناامیدکننده از چم و خم دیپلماسی و اصول و آداب چانه‌زنی و گفت‌وگو در مقابل مذاکره‌گر و معامله‌گر کهنه‌کاری چون ونس و ویتکاف از پیش آشکار بود که راه به جایی نخواهد برد.

مضاف بر اینکه به این فاکتور، باید نداشتن اختیار تام و حتی نیمه تام! از تهران را نیز اضافه کرد. سردار در این مذاکرات از این مهم غافل بود که عالم مذاکره و گفت‌وگو، جای بده، بستان است. باید امتیاز داد و البته، امتیاز هم گرفت. عالم مذاکره، منهای پروپاگاندایی است که سخنگوی قرارگاه خاتم با لحنی حماسی و جمله «بسم الله الرحمن الرحیم، وماالنصر الا من عندالله العزیز الحکیم» آغازش کند و این کارزار با توییت زدن و لفاظی‌های متعارف و مرسوم در بینابین جنگی تمام عیار، توفیر دارد. در این بحبوحه، باید با اختیار قابل توجه بر سر میز مذاکره حاضر شد و اگر چنین نباشد-که ظاهرا در اسلام‌آباد، جنین نبوده-طرف مقابل، چندان اعتنا و حسابی روی حرف‌های هیئت مذاکره کننده باز نخواهد کرد. سردار، حتی از مجال استثنایی پس از مذاکره در مقابل رسانه‌های جهانی نیز غافل شد و بس که نگران عمر و عاص خواندن و ابوموسی اشعر خواندن نامش در میادین تهران بود، این میدان را نیز به ونس واگذار کرد و بی‌هیچ ابتکار عمل ارزنده‌ای به خانه بازگشت! مضاف بر این، یک دو جین شهرام و بهرام هم در کنار رئیس مجلس ریسه شده و راهی اسلام‌آباد شدند که اساسا درباره عملکرد و کارنامه‌شان، هیچ دستاورد و خروجی روشن پیش روی افکار عمومی نیست.

قماشی که نه شانیت‌شان از حضور در این مذاکرات بر کسی روشن بود و نه حتی به بدیهی‌ترین و ابتدایی‌ترین اصول دیپلماتیک آگاه بودند. حضراتی چون مدیرمسئول روزنامه فرهیختگان، مدیر روابط عمومی مجلس، دبیر شورای اطلاع‌رسانی دولت، مدیرمسئول پیشین خبرگزاری فارس و مثلا کیان عبداللهی، سردبیر تسنیم از چه رو و در راستای کدام رسالت رسانه‌ای و خروجی ملموسی در این بزنگاه، رئیس پارلمان و هیئت ایرانی را در این مذاکرات همراهی کردند؟ سردبیر تسنیم، رفته بود اسلام‌آباد که با کسری ناجی دست نداده و به او بگوید که ما هموطن هم نیستیم و برگردد؟ خب که چه؟ نفع این شامورتی‌بازی و جنجال برای ملت ستمدیده و اکنونی، جنگزده ایران چه بود؟ در کنار این؛ عدم حضور چهره زبده، کارآموزده و مذاکره‌بلدی چون محمد جواد ظریف در این دور از مذاکرات برای کدام هدف و انگیزه رقم خورد؟ چهره‌ای چون ظریف، حتی به قواره سید محمود نبویان هم نبود که حتی انگلیسی بلد نیست؟! خوشایند امثال سعید حدادیان‌ها و الله‌کرم‌ها و امثالهم در این گذار رقم خورد، سلمنا، خوشایند و منافع ملی مردم ایران در این بین در کجا دیده و مراعات شد؟ القصه که مذاکرات اسلام‌آباد به پایان رسیده، نه توافقی حاصل شده و نه حتی چشم‌اندازی برای ادامه آن ترسیم شده است.

شمارش معکوس برای آغاز جنگی همه‌گیر و به مراتب گسترده‌تر از تخاصم چهل روزه در حال پایان است و اکنون با محمد باقر قالیبافی در سپهر سیاست جمهوری اسلامی روبرو هستیم که به مانند همه ادوار پیشین، نه توفیقی حاصل کرده و نه جایگاهی در میان حامیان هسته سخت قدرت تحکیم کرده، سردار، دکتر، خلبان، شهرداری که حالا هم چوب را خورده و هم پیاز را!

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن