خانه اقتصاد افزایش هزینه زندگی در ایران

هموطن سیگنال‌های گرانی بنزین در بازارهای دیگر را بررسی می‌کند

افزایش هزینه زندگی در ایران

افزایش قیمت بنزین، از همان لحظه‌ای که در جایگاه اتفاق افتاد، راه خود را به انبارها، کارخانه‌ها، تعمیرگاه‌ها، کامیون‌ها و در نهایت سفره خانوار ایرانی باز کرد. از هفدهم شهریور ۱۴۰۵، نرخ بنزین کارت جایگاه‌های سوخت‌رسانی به ۱۰ هزار تومان افزایش پیدا کرده و حالا نخستین نشانه‌های اثرگذاری این تصمیم در بازارهای دیگر ظاهر شده است.

فرهاد فربودی

افزایش قیمت بنزین، از همان لحظه‌ای که در جایگاه اتفاق افتاد، راه خود را به انبارها، کارخانه‌ها، تعمیرگاه‌ها، کامیون‌ها و در نهایت سفره خانوار ایرانی باز کرد. از هفدهم شهریور ۱۴۰۵، نرخ بنزین کارت جایگاه‌های سوخت‌رسانی به ۱۰ هزار تومان افزایش پیدا کرده و حالا نخستین نشانه‌های اثرگذاری این تصمیم در بازارهای دیگر ظاهر شده است؛ بازاری که پیش از این نیز زیر فشار تورم، کاهش قدرت خرید و افزایش هزینه‌های تولید قرار داشت. افزایش قیمت بنزین در چنین اقتصادی تنها به معنای گران‌تر شدن سوخت نیست؛ بلکه می‌تواند به یک شوک هزینه‌ای تبدیل شود که آثار آن به‌تدریج در قیمت کالاها و خدمات نمایان می‌شود.

آنچه در روزهای اخیر در بازار فرآورده‌های مرتبط با خودرو و ماشین‌آلات دیده می‌شود، می‌تواند یکی از نخستین نشانه‌های این زنجیره باشد. ضدیخ ۳۰٪ افزایش، گریس ۴۰٪ افزایش، روغن هیدرولیک ۴۰٪ افزایش، واسکازین ۴۰٪ افزایش و روغن موتور یک‌لیتری با ۴۰٪ افزایش رو‌به‌رو شده‌اند. سایر مدل‌ها و انواع روغن موتور نیز با افزایش ۵۰ تا ۶۰ درصدی روبه‌رو شده‌اند. روغن کمپرسور نیز افزایش ۱۰۰ درصدی داشته است. این ارقام از آن جهت اهمیت دارند که نشان می‌دهند اثر افزایش قیمت بنزین الزاماً در همان کالایی ظاهر نمی‌شود که مستقیماً از بنزین استفاده می‌کند. شوک قیمتی می‌تواند از یک نهاده به نهاده دیگر منتقل شود و در زنجیره‌ای از هزینه‌ها خود را نشان دهد.

در اقتصاد ایران، سوخت بخشی از هزینه تمام‌شده طیف گسترده‌ای از فعالیت‌های اقتصادی است. از جابه‌جایی مواد اولیه گرفته تا انتقال محصول نهایی، از خدمات تعمیرگاهی تا توزیع کالا، همه به نوعی با هزینه حمل‌ونقل و انرژی ارتباط دارند. بنابراین افزایش قیمت بنزین می‌تواند حتی کالاهایی را که مستقیماً با مصرف بنزین ارتباط ندارند نیز تحت تأثیر قرار دهد. زمانی که هزینه جابه‌جایی افزایش پیدا می‌کند، تولیدکننده، توزیع‌کننده یا فروشنده ناچار است درباره قیمت نهایی تصمیم بگیرد؛ به‌خصوص در اقتصادی که حاشیه سود بسیاری از فعالان اقتصادی به دلیل تورم و افزایش مداوم هزینه‌ها از قبل نیز تحت فشار قرار گرفته است.

به همین دلیل، مسئله اصلی بعد از افزایش قیمت بنزین، رقم پرداختی راننده در جایگاه نیست؛ مسئله اصلی ضریب سرایت این افزایش قیمت به سایر بخش‌های اقتصاد است. اگر افزایش قیمت سوخت صرفاً در هزینه سوخت خودرو باقی بماند، دامنه اثرگذاری آن محدود خواهد بود، اما اگر به افزایش کرایه حمل، هزینه توزیع، قیمت نهاده‌ها و در نهایت قیمت مصرف‌کننده منجر شود، بنزین از یک کالای مصرفی به عاملی برای تحریک موج جدید تورمی تبدیل خواهد شد.

بازار روغن و فرآورده‌های مصرفی خودرو در این میان اهمیت ویژه‌ای دارد. افزایش قیمت این محصولات نشان می‌دهد که فعالان بازار تنها هزینه مستقیم بنزین را محاسبه نمی‌کنند، بلکه مجموعه‌ای از هزینه‌های مرتبط با فعالیت اقتصادی را در نظر می‌گیرند. وقتی ضدیخ ۳۰٪ افزایش قیمت پیدا می‌کند یا گریس، روغن هیدرولیک و واسکازین ۴۰٪ افزایش پیدا می‌کنند، فشار ایجادشده فقط متوجه مالک خودرو نیست. تعمیرگاه، شرکت حمل‌ونقل، ناوگان خدماتی، واحد صنعتی و حتی کسب‌وکاری که برای توزیع کالا به خودرو وابسته است، با هزینه بیشتری روبه‌رو خواهد شد.

در این میان، افزایش ۵۰ تا ۶۰ درصدی سایر مدل‌ها و انواع روغن موتور نیز اهمیت زیادی دارد. روغن موتور کالایی نیست که بتوان مصرف آن را برای مدت طولانی حذف کرد. خودروهای شخصی و تجاری برای ادامه فعالیت به سرویس و نگهداری نیاز دارند و همین موضوع باعث می‌شود افزایش قیمت چنین کالاهایی در نهایت به بخشی از هزینه‌های اجتناب‌ناپذیر خانوار و بنگاه اقتصادی تبدیل شود. حتی اگر یک خانوار مصرف بنزین خود را کاهش دهد، نمی‌تواند هزینه نگهداری خودرو را به صفر برساند؛ بنابراین بخشی از آثار افزایش قیمت سوخت از مسیر هزینه‌های جانبی به مصرف‌کننده منتقل خواهد شد.

اقتصاددانان از چنین وضعیتی با عنوان «تورم فشاری از سمت هزینه» یاد می‌کنند؛ یعنی شرایطی که افزایش هزینه نهاده‌ها و عوامل تولید، بنگاه را به افزایش قیمت محصول نهایی سوق می‌دهد. این فرآیند به‌ویژه در اقتصادی که تورم مزمن دارد، می‌تواند شدت بیشتری پیدا کند. بنگاه اقتصادی در برابر افزایش هزینه‌ها سه انتخاب اصلی دارد: کاهش حاشیه سود، کاهش تولید یا افزایش قیمت. در شرایطی که هزینه مواد اولیه، دستمزد، انرژی، حمل‌ونقل و سرمایه همزمان بالا رفته باشد، گزینه افزایش قیمت بیش از گذشته در دسترس قرار می‌گیرد.

افزایش قیمت بنزین در چنین شرایطی می‌تواند به یک حلقه جدید در چرخه تورمی تبدیل شود.

تولیدکننده هزینه بیشتری برای حمل مواد اولیه می‌پردازد، توزیع‌کننده هزینه بیشتری برای رساندن کالا به مقصد متحمل می‌شود و فروشنده نیز با افزایش هزینه‌های خود مواجه می‌شود. نتیجه نهایی می‌تواند افزایش قیمت کالا برای مصرف‌کننده باشد. این فرآیند ممکن است با فاصله زمانی اتفاق بیفتد و به همین دلیل، تمام آثار افزایش قیمت بنزین الزاماً در روزهای نخست قابل مشاهده نیست.

از سوی دیگر، انتظار تورمی نیز نقش مهمی در این میان دارد. هنگامی که فعالان اقتصادی تجربه کرده‌اند که افزایش قیمت یک نهاده می‌تواند به افزایش قیمت سایر کالاها منجر شود، ممکن است پیش از آنکه تمام هزینه واقعی افزایش یافته باشد، قیمت‌های خود را تعدیل کنند. این رفتار در شرایط تورمی می‌تواند سرعت انتقال شوک را بیشتر کند. به بیان دیگر، بازار تنها به هزینه امروز واکنش نشان نمی‌دهد؛ بلکه به انتظار درباره هزینه‌های فردا نیز واکنش نشان می‌دهد.

در میان ارقامی که در بازار مشاهده شده، افزایش ۱۰۰ درصدی قیمت روغن کمپرسور از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. این افزایش از آن جهت قابل توجه است که روغن کمپرسور برخلاف بنزین، یک کالای عمومی مصرفی برای همه خانوارها نیست؛ بلکه در بخش‌های مختلف صنعتی و تولیدی مورد استفاده قرار می‌گیرد. بنابراین افزایش شدید قیمت آن می‌تواند نشانه‌ای از فشار هزینه‌ای باشد که مستقیماً وارد بخش تولید می‌شود.

وقتی یک نهاده صنعتی با افزایش ۱۰۰ درصدی روبه‌رو می‌شود، اثر آن می‌تواند بسیار فراتر از بازار همان محصول باشد. واحد تولیدی برای جبران افزایش هزینه یا باید از سود خود بکاهد یا هزینه را در قیمت محصول نهایی لحاظ کند. در اقتصادی که بسیاری از واحدهای تولیدی با مشکلات نقدینگی و کاهش تقاضا مواجه‌اند، امکان جذب دائمی افزایش هزینه از محل سود محدود است. بنابراین بخشی از این فشار دیر یا زود می‌تواند به قیمت کالا منتقل شود. در واقع، آنچه امروز در بازار روغن، گریس، واسکازین و سایر فرآورده‌های مرتبط با خودرو و ماشین‌آلات مشاهده می‌شود، می‌تواند تصویری کوچک از مسئله‌ای بزرگ‌تر باشد؛ مسئله‌ای که در آن افزایش هزینه انرژی، به افزایش هزینه نگهداری، تولید، حمل‌ونقل و خدمات تبدیل می‌شود. اگر این روند ادامه پیدا کند، آثار آن در بازارهای بزرگ‌تر نیز قابل مشاهده خواهد بود.

هر موج تورمی در نهایت یک بازنده اصلی دارد: مصرف‌کننده‌ای که درآمدش با همان سرعت قیمت‌ها افزایش پیدا نمی‌کند. افزایش قیمت بنزین برای خانوار تنها به معنای پرداخت بیشتر در جایگاه نیست. اگر هزینه حمل‌ونقل، تعمیر خودرو، قطعات، روغن و خدمات مرتبط افزایش پیدا کند، خانوار برای حفظ همان سطح از زندگی باید سهم بیشتری از درآمد خود را صرف هزینه‌های روزمره کند.

این مسئله برای خانوارهایی که خودرو ابزار درآمد آنهاست، جدی‌تر است. رانندگان، پیک‌ها، فعالان حمل‌ونقل و بسیاری از مشاغلی که برای ارائه خدمات به خودرو وابسته‌اند، نمی‌توانند مصرف سوخت را به سادگی کاهش دهند. افزایش هزینه آنها نیز در نهایت از طریق افزایش قیمت خدمات به سایر مردم منتقل خواهد شد. بنابراین افزایش قیمت بنزین می‌تواند همزمان بر هزینه خانوار مصرف‌کننده و درآمد خانوارهای وابسته به حمل‌ونقل اثر بگذارد.

از سوی دیگر، افزایش قیمت کالاهای واسطه‌ای می‌تواند به یک مشکل گسترده‌تر برای بنگاه‌های کوچک و متوسط تبدیل شود. بنگاهی که با افزایش هزینه سوخت، مواد مصرفی و تعمیر و نگهداری مواجه است، برای ادامه فعالیت نیازمند سرمایه در گردش بیشتری خواهد بود. اما در اقتصادی که دسترسی به منابع مالی دشوار و هزینه تأمین مالی بالاست، افزایش نیاز به سرمایه در گردش می‌تواند فشار مضاعفی ایجاد کند. در چنین شرایطی برخی بنگاه‌ها قیمت را بالا می‌برند و برخی دیگر ممکن است تولید یا فعالیت خود را کاهش دهند.

افزایش نرخ بنزین کارت جایگاه‌ها به ۱۰ هزار تومان، اگرچه در ظاهر یک تصمیم مشخص در بازار سوخت است، اما پیامد اقتصادی آن به نحوه انتقال این شوک در سایر بازارها بستگی دارد. ارقام بازار ضدیخ، گریس، روغن هیدرولیک، واسکازین، روغن موتور و روغن کمپرسور نشان می‌دهند که این انتقال می‌تواند خیلی زود آغاز شود. ضدیخ ۳۰٪ افزایش، گریس ۴۰٪ افزایش، روغن هیدرولیک ۴۰٪ افزایش، واسکازین ۴۰٪ افزایش و روغن موتور یک‌لیتری با ۴۰٪ افزایش رو‌به‌رو شده‌اند. سایر مدل‌ها و انواع روغن موتور نیز با افزایش ۵۰ تا ۶۰ درصدی روبه‌رو شده‌اند و روغن کمپرسور نیز افزایش ۱۰۰ درصدی داشته است.

این ارقام باید به عنوان نشانه‌هایی از تغییر ساختار هزینه‌ها مورد توجه قرار گیرند، نه صرفاً افزایش قیمت چند کالا. اگر افزایش هزینه‌ها در بازارهای مرتبط ادامه پیدا کند، مرحله بعدی می‌تواند افزایش هزینه خدمات، حمل‌ونقل و تولید باشد و پس از آن، بخشی از فشار به بازار کالاهای مصرفی منتقل شود.

در چنین شرایطی، سیاست‌گذار باید بیش از آنکه تنها به قیمت جدید بنزین توجه کند، مسیر انتقال این افزایش قیمت را در اقتصاد زیر نظر بگیرد. کنترل آثار تورمی یک شوک انرژی، صرفاً با اعلام قیمت جدید یا وعده حمایت از مصرف‌کننده امکان‌پذیر نیست. لازم است آثار آن بر زنجیره تولید، حمل‌ونقل، خدمات و معیشت خانوار به‌صورت همزمان بررسی شود.

پرسش اصلی اکنون این نیست که بنزین از هفدهم شهریور با چه قیمتی عرضه می‌شود؛ پرسش اصلی این است که هزینه واقعی این تصمیم برای اقتصاد ایران چقدر خواهد بود. اگر افزایش قیمت سوخت تنها در هزینه مستقیم مصرف‌کننده باقی بماند، اثر آن محدودتر خواهد بود. اما اگر همان‌طور که نشانه‌های اولیه بازار نشان می‌دهد، موج افزایش قیمت به نهاده‌ها و کالاهای واسطه‌ای سرایت کند، اقتصاد با یک شوک هزینه‌ای گسترده‌تر مواجه خواهد شد.

بنزین تنها یک جزء از هزینه خانوار و تولیدکننده نیست؛ بلکه بخشی از شبکه‌ای است که تمام اجزای اقتصاد را به یکدیگر متصل می‌کند. افزایش قیمت آن می‌تواند از جایگاه سوخت آغاز شود، به روغن و قطعات برسد، از آنجا به تعمیرگاه و حمل‌ونقل منتقل شود و در نهایت خودش را در قیمت کالاها و خدمات نشان دهد. در اقتصادی که خانوارها پیش از این نیز با کاهش قدرت خرید دست‌وپنجه نرم می‌کنند، هر موج جدید تورمی می‌تواند به معنای کوچک‌تر شدن بیشتر سفره مردم باشد. افزایش قیمت بنزین اگر بدون سیاست‌های مکمل برای مهار آثار تورمی آن اجرا شود، ممکن است نه فقط هزینه سوخت، بلکه هزینه زندگی را افزایش دهد؛ و این همان جایی است که یک تصمیم قیمتی در جایگاه سوخت، می‌تواند به مسئله‌ای فراگیر برای کل اقتصاد تبدیل شود.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن