خانه اقتصاد هموطن از نابودی 40 درصدی کسب‌و‌کارهای اینستاگرامی گزارش می‌دهد   خاموشی اینترنت؛ جنگی مستقیم علیه مردم!

هموطن از نابودی 40 درصدی کسب‌و‌کارهای اینستاگرامی گزارش می‌دهد   خاموشی اینترنت؛ جنگی مستقیم علیه مردم!

اختصاصی گروه اقتصادی/محمدرضا گلسار:   اگر بخواهیم بدون آمارسازی و پناه گرفتن پشت واژه‌های تکراری مثل «شرایط حساس» و «لزوم مدیریت فضای مجازی» وضعیت کسب‌وکارهای اینترنتی ایران را بررسی کنیم، باید از یک سوال ساده شروع کنیم: این بحران دقیقا قرار است چه زمانی تمام شود؟ مردمی که بیش از پنج سال است هر روز با یک محدودیت جدید بیدار می‌شوند، دقیقا تا کجا باید دوام بیاورند؟ مهم‌تر از همه، آن حمایت‌هایی که مسوولان مدام درباره‌اش حرف می‌زنند، چرا هیچ‌وقت به آدم‌هایی که زیر فشار له شده‌اند نمی‌رسد؟ در خوش‌بینانه‌ترین حالت، ایران از سال ۱۴۰۰ تا امروز، عملا بدون حتی یک دوره ثبات اقتصادی زندگی کرده است.

هنوز یک بحران تمام نشده، بحران بعدی از راه رسیده؛ از تورم افسارگسیخته گرفته تا قطعی اینترنت، از سقوط ارزش پول ملی تا محدودیت‌های ناگهانی روی پلتفرم‌هایی که میلیون‌ها نفر از طریق آنها نان درمی‌آوردند. در این شرایط، کشوری که اقتصاد پایدار ندارد، چطور می‌خواهد اقتصاد دیجیتال پایدار داشته باشد؟ شرایط به‌گونه‌ای است که هیچ مغازه‌داری نمی‌تواند در بازاری کار کند که هر روز احتمال قفل شدن درهایش وجود دارد. وضعیت امروز کسب‌وکارهای اینترنتی دقیقا شبیه همان پاساژی است که تمام مغازه‌هایش روشن و فعال‌اند، فروشنده‌ها داخل مغازه ایستاده‌اند، اجناس سر جایشان است، اما درِ اصلی پاساژ را از بیرون قفل کرده‌اند و اجازه ورود مشتری نمی‌دهند. بعد همان کسانی که قفل را زده‌اند پشت تریبون می‌گویند «ما نگران وضعیت کسبه هستیم.» فاجعه زمانی عجیب‌تر می‌شود که مسوولان همچنان انتظار دارند مردم این حرف‌ها را باور کنند.

مردمی که هر روز اختلال اینترنت را لمس می‌کنند، با چشم خود می‌بینند فروششان نصف شده، مشتری‌هایشان از بین رفته و حتی ساده‌ترین کارهای روزمره‌شان مختل شده است. اما همزمان، همان مقام‌هایی که نسخه محدودیت می‌پیچند، بدون کوچک‌ترین مشکلی به اینترنت آزاد دسترسی دارند، توییت منتشر می‌کنند و جلسات بین‌المللی برگزار می‌کنند. اینترنت برای مردم ناامن تشخیص داده می‌شود اما برای سیاستمدار و مقام حکومتی کاملا قابل استفاده باقی می‌ماند. طبق آمارهایی که فعالان این حوزه مطرح کرده‌اند، حدود ۴۰ درصد کسب‌وکارهای اینستاگرامی نابود شده‌اند. وقتی می‌گویند ۴۰ درصد از بین رفته‌اند، یعنی آن ۶۰ درصد باقی‌مانده هم روی لبه سقوط ایستاده‌اند. یعنی هزاران نفر هر روز صبح با این ترس بیدار می‌شوند که آیا امروز هم می‌توانند کار کنند یا نه. یعنی فروشنده‌ای که پنج سال زحمت کشیده، حالا هر شب با اضطراب نگاه می‌کند ببیند اینترنتش فردا وصل خواهد بود یا نه. بسیاری از این افراد نه سرمایه‌دار بودند، نه رانت داشتند، نه وام‌های چند صد میلیاردی گرفته بودند.

یک گوشی موبایل داشتند، کمی خلاقیت و سال‌ها تلاش شبانه‌روزی. بعضی‌ها از اتاق خانه‌شان لباس می‌فروختند، بعضی‌ها آموزش آنلاین ارائه می‌دادند، بعضی‌ها صنایع دستی می‌ساختند و بعضی دیگر خدمات تبلیغاتی یا طراحی انجام می‌دادند. اقتصاد ایران آنقدر فرسوده شده بود که همین شبکه‌های اجتماعی برای بخش بزرگی از جامعه تبدیل به آخرین راه زنده ماندن شده بود. اما همان راه باریک هم حالا زیر فشار محدودیت‌ها در حال نابودی است. جالب‌تر اینکه هنوز عده‌ای از «جایگزین داخلی» حرف می‌زنند؛ انگار مردم از سر تفریح سراغ پلتفرم‌های جهانی رفته بودند. ماجرا دقیقا شبیه این است که یک نفر بلیت پرواز ۱۷ ساعته خریده تا به مقصد برسد، اما ناگهان اعلام کنند پرواز لغو شده و چند اتوبوس جایگزین آن شده‌اند. بعد انتظار داشته باشند مسافر هم خوشحال باشد و هم بابت این تصمیم تشکر کند.

کسی که برای تجارت، ارتباط جهانی، تبلیغات و فروش بین‌المللی به یک پلتفرم جهانی نیاز دارد، با نسخه محدود و ضعیف داخلی نمی‌تواند همان مسیر را ادامه دهد. پشت پلتفرم‌های جهانی سال‌ها اعتمادسازی، بازار گسترده، ارتباط بین‌المللی و زیرساخت تبلیغاتی وجود دارد. اما سیاست‌گذار ایرانی هنوز تصور می‌کند با اجبار و فیلتر می‌توان مردم را به سمت نسخه‌های داخلی هل داد. نتیجه هم مشخص است؛ مردم یا با فیلترشکن کار می‌کنند یا کلا بازارشان را از دست می‌دهند. در نهایت هم هزینه تمام این آزمون و خطاها از جیب مردم پرداخت می‌شود. از طرف دیگر، اقتصاد کشور به مرحله‌ای رسیده که حتی بدون بحران اینترنت هم شرایط برای کسب‌وکارها فاجعه‌بار بود.

وقتی دلار وارد کانال‌های عجیب و غیرقابل تصور می‌شود، وقتی هزینه تبلیغات، اجاره، حمل‌ونقل و مواد اولیه هر هفته بالا می‌رود، وقتی قدرت خرید مردم سقوط کرده، دیگر چه فضایی برای توسعه باقی می‌ماند؟ در چنین وضعیتی، محدود کردن اینترنت شبیه این است که روی بدن زخمی، نمک بپاشیم.

مسوولان اما همچنان همان جملات تکراری را می‌گویند؛ «شرایط کنترل می‌شود»، «مشکلات مقطعی است»، «بازار به ثبات می‌رسد». این در حالی است که مردم واقعیت را در زندگی روزمره‌شان لمس می‌کنند. کسی که دخل مغازه آنلاینش خالی شده، با وعده آرام نمی‌شود. کسی که مشتری خارجی‌اش را از دست داده، با مصاحبه تلویزیونی دوباره سرپا نمی‌شود. شکاف میان حرف مسوولان و واقعیت جامعه حالا آنقدر عمیق شده که حتی آمارهای رسمی هم دیگر برای مردم اعتباری ندارند. بدترین بخش ماجرا، نبود تخصص در تصمیم‌گیری‌هاست. بخش بزرگی از سیاست‌گذارانی که درباره اینترنت و اقتصاد دیجیتال تصمیم می‌گیرند، کوچک‌ترین درکی از سازوکار این فضا ندارند. هنوز تصور می‌کنند اینترنت فقط محلی برای سرگرمی است، در حالی که میلیون‌ها شغل مستقیم و غیرمستقیم به آن وابسته شده است. هنوز فکر می‌کنند با محدودسازی می‌توان «مدیریت» ایجاد کرد، در حالی که نتیجه مستقیم این سیاست‌ها فقط فرار سرمایه، مهاجرت نیروی انسانی و نابودی اعتماد عمومی بوده است.

امروز بسیاری از متخصصان فناوری، برنامه‌نویسان، طراحان، تولیدکنندگان محتوا و صاحبان استارتاپ‌ها تنها به خروج از ایران فکر می‌کنند. چون هیچ آدم عاقلی آینده شغلی خودش را در جایی سرمایه‌گذاری نمی‌کند که ممکن است فردا صبح با یک تصمیم ناگهانی کل زیرساخت کارش نابود شود. سرمایه فقط پول نیست؛ زمان، تخصص، انگیزه و عمر آدم‌ها هم سرمایه است و همه این‌ها در حال سوختن است. حکومت‌ها معمولا تصور می‌کنند جامعه را می‌توان فقط با ابزار امنیتی کنترل کرد، اما اقتصاد منطق خودش را دارد. مردمی که نتوانند زندگی کنند، آرام نمی‌مانند. جوانی که هیچ آینده‌ای نمی‌بیند، تولیدکننده‌ای که هر روز فقیرتر می‌شود و خانواده‌ای که زیر فشار اقتصادی خرد شده، با وعده و شعار قانع نمی‌شود. بنابراین ترسناک‌ترین بخش ماجرا این است که هنوز عده‌ای در ساختار قدرت تصور می‌کنند می‌شود اقتصاد را خفه کرد، اینترنت را بست، فشار را بیشتر کرد و در عین حال انتظار داشت جامعه همچنان امیدوار باقی بماند. تاریخ بارها نشان داده حکومت‌هایی که معیشت مردم را نادیده می‌گیرند، دیر یا زود هزینه سنگینی پرداخت می‌کنند. چون جامعه‌ای که راه نفس اقتصادی‌اش بسته شود، بالاخره یک روز تصمیم می‌گیرد قفل آن پاساژ را بشکند.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن