اختصاصی هموطن/ سید امیر موسوی
قدیمیترها راست میگفتند. شهر که شلوغ باشد، قورباغه هفت تیر میکشد! حالا هم تا دلتان بخواهد و نخواهد، شهر جمهوری اسلامی به غایت شلوغ است و دست به گریبان آنارشی حکمرانی! رهبر موروثی تازهتاجدارش که از بدو صبح نهم اسفند سال قبل به پستویی خزیده و با هوش مصنوعی و تکنولوژی مقوایی به رتق و فتق مقدرات ملک و مملکت میپردازد، رئیسجمهور مملکت در این مقدرات، تقریبا هیچ کاره است و در کشاکش جنگ فراگیر و آتشبس کامل، مشغول دعوت خلق الله به رعایت درجه همدلی در کولرهای گازی است! قریب به یکصد و پنجاه شبانه روز است که مشتی پرچم به دست با بلندگوهای یخچالی و صداهای نتراشیده و نخراشیده با اسم رمز ملت مبعوث، خیابانها را با میتینگهای سیاسی و انتخاباتی اشتباه گرفتهاند و خواب شب و سر سوزنی آرامش را به چشمان ملت حرام کردهاند.
درباره نحوه مرگ سران نظام، هر روز یک صدا به گوش میرسد و جمهوری اسلامی با آن دستگاه عریض و طویل پروپاگاندای رسانهای- بودجه ۳۵ هزارمیلیاردتومانی صدا و سیمایش، نوک کوه یخ بریز و بپاشهای آن است- حتی جنگ روایتها را در شرح حذف نفرات حلقه نخست خود نیز به رقبای فرضی و واقعی واگذار کرده.
هر روز، صدایی از گوشهای بلند میشود و ملت و مملکت را به ویرانی و نابودی با جنگی ناپایان نوید میدهد. یک روز؛ مجری هندی تلویزیون، فریاد جنگ، جنگ سر میدهد و فردا روز، شیخی گمنام به یکباره در قامت دبیرکل حزبالله ایران به صورت قارچگونه در رسانهها ظاهر میشود و دولت و ملت را یکجا به باد فحش و فضیحت و تهدید میسپارد و راست، راست و دراز، دراز میچرخد!
حالا هم که قربانش بروم، باز صدای جدیدی از سیاهه کیهان به گوش رسیده و نماینده علی خامنهای در این تریبون رادیکالها، فرمان حمله و قلع و قم مصلحان و مخالفین با تداوم جنگ را صادر کرده است و البته شاید همین حالا هم که این کلمات را میخوانید در ویلای خود دراز کشیده و چای تیره رنگ میزند بر بدن!
این جریده، اخیرا در افاضاتی، ضمن انتقاد شدید از هرگونه اقدام برای جمع و جور کردن بساط گشت و گذار شبانه ملت مبعوث!، خط و نشان کشیده؛ «ملت، با ماندن در میدان راه را بر فتنهگران بسته است. حضور پولادین مردم دشمن را آشفته کرده است. طیفی خائن و برده نظام سلطه که از بعثت، بیداری و ایستادگی مردم و نیز تشییع حماسی امام شهید نگران و مستأصل است، سودای جمعکردن تجمعات شبانه مردمی را در سر دارد.»
این روزنامه، همچنین آتش به اختیار ظاهر شده و فرمان داده؛ «آنها در اشتباهی تاریخی به سر میبرند و بدانند اگر این غلطها را ادامه دهند، ملت مبعوث، نه تنها عقبنشینی نمیکند بلکه اجتماعاتش را به جلوی در و دیوار لانههای آنها منتقل میکند. طیف نفوذ بداند که ملت مبعوث ایران تا صبح قطعی پیروزی ایستاده است. ملت بزرگ ایران دشمن بیرونی را شکست داده و دستهای آلوده داخلیِ دشمن را نیز از بین خواهد برد.»
اینکه ملت مبعوث مورد اشاره کیهان، چطور آزادانه در بیش از یکصد شب گذشته در حال خیابان نوردی بوده و بدون مزاحمت کوچکترین تروریست و افسر آموزش دیدهای از موساد و صد البته، بدون خبر پاره شدن کیسه آب هیچ زن باردار و مرگ هیچ بیماری در آمبولانس و در میانه ترافیک، اینطور بیخ گوش اکثریت خشمگین و مستاصل از انواع فقر و مشکلات معیشتی جولان میدهند، جای بحث خود را دارد. اما شریعتمداری باز مشخص نکرده و این ملت مبعوث با کدام اجازه و کدام مشایعت احتمالی بنا دارند تا به سمت منازل هر یک از شهروندان مخالف با نظرشان گسیل شده و برای مردم، ایجاد مزاحمت کنند؟ این حجم از وقاحت را در حالی که در سال ۸۸، عنوان اتهامی بسیاری از فعالین بازداشت شده و محبوس، اخلال در ترافیک به دلیل شرکت در راهپیمایی ۲۵ خرداد بوده، چطور میشود فهم کرد؟
باز شریعتمداری در افاضه خود اشاره نداشته که اصلا سود و عائدی این تجمعات به قول خودش؛ ملت مبعوث، چیست؟ این تجمعات و به تعبیر دقیقتر؛ مردمآزاریها، کجای ساختار سیاست داخلی و خارجی کشور در راستای منافع ملی ایران، حتی به قواره ارزنی به ایفای نقش میپردازد؟
البته، بماند که همین تجمعات هم در واقع به چمچاره نظام بدل شده و مسئولین تصمیمگیر درباره آن، اگر علم و آگاهی وضع کنونی را داشتند، بدون تردید، یک دوشنبههای علوی، سهشنبههای نبوی، چیزی میزدند تنگ آن و اینقدر بدنه حامی خود را درگیر فرسایش و قرار گرفتن در موقعیتی اینچنین لاجرم، نمیکردند.
باری، به هر ترتیب، این هم برای خود سوالی است که پس، وزارت کشور دولت در این مملکت چه کاره است؟-البته خودمان میدانیم چه کاره است!-اگر همین فرمان و خط و نشان را مثلا مصطفی تاجزاده یا هر یک دیگر از چهرههای شاخص منتقد و مخالف با سیاستهای نظام میکشید، پاسخی، کمتر از بازداشت و حبس دریافت میکرد؟ آیا تشویش اذهان عمومی و فعالیت تبلیغی علیه نظام به عنوان نخستین عناوین اتهامی او، روی شاخاش نبود؟
بلی! البته که همانطور که اول گفتیم، شهر جمهوری اسلامی، شلوغ است، بد هم شلوغ است و قورباغهها در آن، سنگین و آتش به اختیار در حال هفت تیرکشی و شلیکاند!