یادداشت سردبیر/ یارا خاتمی: همه به این موضوع اذعان دارند که دارو جزء کالاهای اساسی و ضروری مردم است، فرقی هم نمی کند مردم ایران باشد یا ژاپن یا آفریقا یا اروپا و آمریکا و یکی از وظایف دولت ها این است که این نیاز را به نحوه احسنت برطرف کند. گزارش ها حاکی از آن است که برخی از کشورها به دلیل گرفتن مالیات، هزینه درمان و دارو را برای مردمش رایگان کرده و یک کشور دیگر هزینه ها را طوری محاسبه می کند که به نفع مردم باشد و … اما در ایران همیشه شرایط فرق می کرد چه زمانی که جنگ بود چه نبود.
حالا بعد از جنگ همه چیز بدتر هم شده، ذخایر برخی داروها به اتمام رسیده، برخی هم هست اما خیلی گران تر از یک ماه پیش و حتی یک هفته پیش که همه اینها نشان از این دارد که تا مدت ها که زمان آن هم معلوم نیست این مردم هستند که باید تاوان پس دهند. در زمان جنگ هم این مردم بودند که تاوان پس دادند، گرانی روز افزون کالاهای اساسی سبب شده که مردم یکی یکی قید خرید خیلی چیزها را بزنند، مثلا گوشت خیلی وقته از سبد مردم طبقه متوسط و پایین حذف شده است، اصلا صرفه اقتصادی ندارد گوشت را کیلویی دو میلیون تومان بخرد و کفاف یک هفته را هم ندهد؛ قیمت مرغ هم روزانه در حال افزایش است و اگر کسی می توانست تا دیروز دو کیلو مرغ بخرد امروز مجبور است یا یک کیلو بخرد یا کلا قید خرید آن را هم بزند.
به اینها قیمت های گزاف تخم مرغ و لبنیات را هم اضافه کنید آن وقت متوجه می شوید که چه ملغمه ای برپاست و هیچ کس هم به روی خودش نمی آورد> آقای پزشکیان که به نظر چراغ های پاستور را با هدف صرفه جویی خاموش کرده، کولر هم به دلیل پدر بودن روشن نمی کند، در نهایت پایش را روی پایش انداخته و کنترل به دست کانال های تلویزیون را بالا پایین می کند. رهبر جوان هم که هنوز رخ نمایان نکرده و همه طرفداران را منتظر گذاشته، هر چند که همه باور کردند که او وجود ندارد اما جمهوری اسلامی از دست دادن یک رهبر دیگر را بر نمی تابد از این رو تمام هم و غم خود را می گذارد تا مجتبی را به زندگی برگرداند حتی با پیام با بیانیه و حتی با ماکت مقوایی!