خانه اقتصاد هموطن از برقراری قطره‌چکانی ارتباط شبکه اینترنت با دیتاسنترهای خارجی گزارش می‌دهد؛مداخله در اینترنت/ اخلال در معیشت!

هموطن از برقراری قطره‌چکانی ارتباط شبکه اینترنت با دیتاسنترهای خارجی گزارش می‌دهد؛مداخله در اینترنت/ اخلال در معیشت!

اختصاصی گروه اقتصادی/محمدرضا گلسار:   ظهر یک دوشنبه خاکستری بود؛ از آن روزهایی که نور خورشید هم انگار با احتیاط از پشت ابرها سرک می‌کشد، مبادا چیزی را ببیند که دیدنش درد دارد. شهر نفس می‌کشید، اما نه عمیق؛ مثل بیماری که به دستگاه وصل است و هر دم و بازدمش وابسته به اراده‌ای بیرون از خودش است. در همان لحظه، جایی در لایه‌های نامرئی شبکه، «رادار ابرآروان» نشانه‌ای داد: اتصال‌هایی که قطع شده بودند، آهسته و گزینشی، مثل قطره‌چکان، در حال بازگشت‌اند. این فقط یک خبر فنی نبود.

این روایت یک زخم کهنه بود که دوباره باز شد. مردم اما خبر را این‌گونه نمی‌خوانند. برای آن‌ها «اتصال به دیتاسنتر آلمان یا فرانسه» یعنی شاید امشب بتوانند پیام مشتری‌شان را ببینند، شاید پولی که گیر کرده آزاد شود، شاید کار نیمه‌تمامشان از حالت تعلیق خارج شود. برای بسیاری، اینترنت ستون فقرات زندگی است و وقتی این ستون را می‌شکنند، فقط یک سرویس قطع نمی‌شود، یک زندگی فرو می‌ریزد. اما پشت این بازگشت تدریجی، یک منطق سرد و محاسبه‌گرانه وجود دارد: «وایت‌لیست». یعنی تصمیم‌گیری متمرکز درباره اینکه چه چیزی «اجازه دارد» وجود داشته باشد. این یعنی اینترنت نه به‌عنوان یک شبکه باز، بلکه به‌عنوان یک فضای مدیریت‌شده و مهندسی‌شده دیده می‌شود؛ فضایی که در آن دسترسی نه حق، بلکه امتیاز است.

امتیازی که می‌تواند هر لحظه گرفته شود و بعد، با لطفی نمایشی، قطره‌قطره بازگردانده شود. کارشناسان از «الگوی بازگشایی» حرف می‌زنند. الگویی که در آن ابتدا برخی دامنه‌های خاص باز می‌شوند، سپس به‌تدریج بقیه. اما این واژه‌ها، این زبان فنی، یک واقعیت تلخ را پنهان می‌کند: این یک آزمایش اجتماعی است. آزمایشی که در آن رفتار یک جامعه تحت محدودیت بررسی می‌شود. اینکه مردم چقدر تحمل می‌کنند، چقدر سازگار می‌شوند و چقدر فراموش می‌کنند. تجربه بهمن ۱۴۰۴ حالا دیگر یک «مدل» شده است؛ مدلی برای قطع و وصل کردن، برای تنظیم دمای نارضایتی، برای نگه داشتن جامعه در آستانه‌ای که نه کاملاً خاموش شود، نه آن‌قدر روشن که ببیند چه بر سرش آمده. این همان جایی است که فناوری از ابزار توسعه به ابزار کنترل تبدیل می‌شود. اما بیایید از اعداد حرف بزنیم، چون اعداد دروغ نمی‌گویند، حتی اگر کامل نباشند. روزانه ۸۰ میلیون دلار خسارت.

این فقط یک تخمین است و احتمالاً کمتر از واقعیت. حالا این عدد را در تعداد روزهای قطعی ضرب کنید. این یعنی میلیاردها دلار دود شده، نه در یک جنگ خارجی، نه در یک بحران طبیعی، بلکه در نتیجه یک تصمیم. تصمیمی آگاهانه! اینجاست که تناقض به اوج می‌رسد: همان ساختاری که از اقتصاد دیجیتال، استارتاپ‌ها و رشد فناوری حرف می‌زند، در عمل زیرساخت آن را نابود می‌کند. این فقط یک خطای سیاست‌گذاری نیست؛ این یک پارادوکس ساختاری است. نمی‌توان همزمان ادعای توسعه داشت و ابزار توسعه را خاموش کرد. در این میان، شرکت‌هایی مثل «دیوار» و «آپارات» که حالا دوباره به دیتاسنترهای خارجی متصل شده‌اند، خودشان به نماد این وضعیت تبدیل شده‌اند: کسب‌وکارهایی که بین بقا و محدودیت معلق‌اند. آن‌ها نه کاملاً آزادند، نه کاملاً بسته. در یک وضعیت بینابینی که هر لحظه می‌تواند تغییر کند. اما شاید دردناک‌ترین بخش این ماجرا، چیزی فراتر از اقتصاد و فناوری باشد: فرسایش امید. هر بار که اینترنت قطع می‌شود، فقط داده‌ها متوقف نمی‌شوند، اعتماد هم متوقف می‌شود. مردم یاد می‌گیرند که هیچ چیز پایدار نیست. هر دسترسی‌ای موقتی است و هر برنامه‌ریزی‌ای می‌تواند در یک لحظه بی‌معنا شود. این فرسایش، آهسته و بی‌صدا اتفاق می‌افتد. نه تیتر اول می‌شود، نه عددی دارد که بتوان آن را گزارش کرد. اما اثرش عمیق‌تر از هر خسارت مالی است. جامعه‌ای که امیدش را از دست بدهد، دیگر فقط مصرف‌کننده نیست و تولیدکننده هم نخواهد بود.

نه ایده، نه نوآوری، نه آینده. بازگشایی تدریجی اینترنت، اگرچه در ظاهر یک خبر مثبت است، اما در بطن خود یک یادآوری تلخ است: اینکه این دسترسی، هنوز هم در اختیار مردم نیست. اینکه هنوز هم می‌توان آن را قطع کرد، محدود کرد، مهندسی کرد و تا زمانی که این وضعیت تغییر نکند، هر اتصال، سایه‌ای از قطع شدن را با خود دارد. شاید اینترنت به‌زودی «برگردد». شاید دوباره همه چیز وصل شود. اما سوال اینجاست: چه چیزی واقعاً بازگشته است؟ آیا اعتماد هم بازمی‌گردد؟ آیا آن کسب‌وکاری که ورشکست شد، دوباره زنده می‌شود؟ آیا آن جوانی که امیدش را از دست داد، دوباره برنامه‌ریزی می‌کند؟ این‌ها سوال‌هایی هستند که هیچ راداری نشان نمی‌دهد و شاید تلخ‌ترین حقیقت همین باشد: «در کشوری که اتصال به جهان باید یک بدیهی باشد، به یک رویداد تبدیل شده است.» رویدادی که مردم برایش صبر می‌کنند، تحلیل می‌خوانند و امیدوار می‌شوند.

در حالی که در بسیاری از نقاط جهان، اصلاً موضوعیتی ندارد. این داستان، داستان اینترنت نیست. داستان قدرت و کنترل است و مهم‌تر از همه، داستان مردمی است که در سکوت، هزینه آن را می‌پردازند.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن