حسین سناپور
اعدامهایی که بیاعتنا به اضطراب و حال خراب مردم از شرایط جنگی انجام میشود و بیاعتنا به توصیهی انواعی از آدمها و جریانهای نزدیک به حکومت و دور از آن و بیاعتنا به شرایطی که مسبب حوادث دی ماه و نظایر آن بوده، چه معنایی میتواند داشته باشد؟
چه انگیزهیی میتواند حکومت داشته باشد از این سلسله اعدامهایی که دادگاهشان و حکمشان برای عامهی مردم ناروشن است؟ قصد ایجاد تعادل اجتماعی است؟ هیچ نشانهیی از چنین قصدی دیده نمیشود وگرنه دادگاهها علنی و مسیر دادرسی شفاف و همه چیز برای عموم مردم روشن میشد. قصد ایجاد ترس است؟ شاید، ولی حکمدهندهگان و اجراکنندهگان نمیدانند که این اعدامها بیشتر خشم ایجاد میکند تا ترس؟ شاید نمیدانند.
آنچه بیشتر از هر دلیل دیگری میتوان حدس زد، جلوگیری از اتفاقات مشابه دی ماه است. به نظر میرسد آگاهی از خشم و نارضایتی و اضطراب اجتماع، کسانی را به این جمعبندی رسانده است که اعدام بهترین وسیلهی شوکهکردن و منفعلکردن حاملان این خشم و نارضایتی و اضطراب است.
درست فکر کردهاند یا نه، زمان نشان خواهد داد. اما هر چه هست، نشان دادهاند که اعتنایی ندارند به توصیهها و درخواستها و نظرات آحاد مردم، چه خودی باشند و چه غیرخودی، چه مصلح باشند و چه انقلابی و چه شناختهشده باشند و اعتبار فراوان اجتماعی داشته باشند چه نه. پس نه فقط خودشان را جدای از این همه و منفک از جامعه میدانند که شاید بعضیشان حتا استقبال هم میکنند از خشمگینتر شدن و اعتراضیتر شدن جامعه.
پس با همهی ناامیدی از شنیدهشدن و مؤثربودن حرفمان و فقط تا بدانند که چه قدر مخالفیم با این نحوهی دادرسیها و محاکمهها و اعدامها، میگوییم:
اعدام نکنید!
۷ مرداد ۱۴۰۵
از کانال نویسنده