خانه یادداشت‌هاعلی افشاری برای بازگشت به وطن از کسی اجازه نمی‌گیرم

توضیح پیرامون فضاسازی‌های اخیر 

برای بازگشت به وطن از کسی اجازه نمی‌گیرم

‏ این روزها، در پی اتفاقات اخیر، شائبه‌های کهنه دوباره جان گرفته و برخی جریان‌ها با نشر دروغ و تحریف، فضا را مسموم می‌کنند. برای آنانی که طالب حقیقت‌اند، این روشنگری را ضروری می‌دانم.

علی افشاری 

‏ این روزها، در پی اتفاقات اخیر، شائبه‌های کهنه دوباره جان گرفته و برخی جریان‌ها با نشر دروغ و تحریف، فضا را مسموم می‌کنند. برای آنانی که طالب حقیقت‌اند، این روشنگری را ضروری می‌دانم.

‏ هجدهم فروردین، در گیرودار جنگ ۳۹ روزه، چندین تماس پیاپی از یک شمارهٔ ناشناسِ ایرانی در واتس‌اپ داشتم. بار آخر گوشی را برداشتم؛ گمان می‌بردم خانواده‌اند که این روزها دسترسی ندارم. اما مردی ناشناس پشت خط بود. پس از سلامی مختصر، گفتم شما را نمی‌شناسم. گفت: «فکر کن یک هموطن». سپس خود را معرفی کرد که «حسین‌زاده» هستم، معاون رئیس‌جمهور. نام و چهره‌اش را می‌شناختم، از وقتی که نمایندهٔ اصلاح‌طلبِ یکی از شهرهای کردنشین بود، اما هیچ آشنایی قبلی مستقیم و رابطه‌ای با هم نداشتیم. گفت به صورت فردی و صمیمانه از سر تصمیم دلی تماس گرفته تا بابت ایستادگی‌ام برای ایران، با وجود آسیب‌هایی که موقع حضور در ایران دیده بودم، تشکر کند. گفتم: «نیازی به تشکر نیست. برای مردم و کشورم، در برابر جنگ و تجاوز ‌به کشورم ایستادم. منّتی بر گردن کسی ندارم.» این تماس بیش از پنج دقیقه به درازا نکشید؛ هیچ قرارِ ملاقات و نه بحثِ سیاسیِ هم در میان نبود.

‏ از آن روز تا امروز، نه تماسی تکرار شده، و نه برنامه‌ای برای بازگشت دارم. در تمامی سال‌های مهاجرت از معدود فعالان سیاسی اپوزیسیون برون مرزی بوده‌ام که تحت فشار غیرمستقیم نهادهای اطلاعاتی  قرار داشته‌ام و مشابه زمان حضورم در ایران اعتنایی نکرده و در برابر‌شان ایستادم. اما صریح می‌گویم: همان‌طور که موقع خروج از ایران از کسی اجازه نگرفتم، هر موقع تشخیص بدهم که به سرزمین پدری و مادری‌ام برگردم،‌ از کسی اجازه نخواهم گرفت. 

‏ موضع سیاسی من، همچنان استوار و تغییرناپذیر است: مخالفت با جمهوری اسلامی و باور به گذار انقلابی خشونت‌پرهیز. من، پژواک صدای سوم بوده و هستم؛ نه جنگ، نه جمهوری اسلامی. بارها گفته‌ام: من اپوزیسیونِ حکومتم، نه اپوزیسیونِ ایران. مخالفتم نه از سرِ کینهٔ شخصی است و نه طمعِ قدرت؛ بلکه در مسیرِ گذار به دموکراسی، مشارکت همگانی، توسعهٔ همه‌جانبه و پایدار، عدالت، بهبود معیشتِ مردم، و در عینِ حال حفظِ استقلال و تمامیتِ ارضیِ ایران تعریف می‌شود. با هرگونه اقتدارگرایی، در هر شکلی، سرِ ستیز دارم. مشکل ایران را در دوگانه استبداد و استعمار می‌دانم که هر دو باید نفی شوند. از هر گشایشِ سیاسیِ واقعی در داخل کشور، با آغوشِ باز استقبال می‌کنم که حالت سیستمیک داشته و منافع آن عمومی باشد. نجاتِ ایران را هم تنها در یک «فرایند» می‌بینم، نه یک جهشِ ناگهانی.

از کانال نویسنده

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن