1
مجتبی نجفی
- پلیس شهروند را نکشت. چون میداند اگر کسی هم کشته شود باید در پیشگاه دادگاه پاسخگو باشد.
- دانشگاه های فراوانی بسته شدند. تا جایی که میدانم دانشجویی اخراج نشده است. یک باور ساده اندیشانه وجود داشت در کشورهایی مانند فرانسه جنبش دانشجویی وجود ندارد.
- بر خلاف کلیشه های رایج، اقدامات تخریبی و غارت فروشگاهها، تنها درصد کمی از اعتراضها بودند. رقص، کنشهای نمادين، آواز، تظاهرات همبسته از گروههای مختلف، سازماندهی مناسب، …جلوه های زیبایی از اعتراض را شکل دادند.
- دولت خواست به بهانه شرایط استثنایی حق اعتراض را محدود کند اما دادگاه رد کرد و به برگزار کنندگان حق داد. اگر دولت بدون نهاد ناظر باشد شهروند را میبلعد.
- مقایسه فرانسه و جمهوری اسلامی مع الفارق است. اولی دموکراسی، دومی استبداد دینی است. از اولی متناسب با جایگاه دموکراسی انتظار میرود. اما دومی فقط خون ریختن را توجیه میکند. اولی ضعفهای زیادی دارد اما دومی ضد فرهنگ شهروندمداری است.
- دولت همیشه میل دارد شهروند را محدود و کنترل کند. اگر نهادهای واسط و ناظر نباشند این میل سیری ناپذیر است. برای کنترل عطش سیری ناپذیر دولت، علاوه بر جامعه مدنی قدرتمند، به نهادهای ناظر و بی طرف بین دولت و شهروندان نیاز است.
- تمام مفاهیم چپ، راست، اسلام سیاسی، لائیسیته، …در حال دگرگونی است. مفاهیم در کانتکست خاص رشد میکنند. مقایسه ایران خاورمیانه با فرانسه اروپا در جهت بررسی تفاوت ها نیاز است اما در راستای همسان سازی و ساخت کلیشه خطرناک است.
- بسیاری از ویدیوها و تصاویر منتشر شده هدفهای انتخاباتی داشتند. شهروند منتقد همیشه نسبت به رسانه باید شکاک باشد، تصاویر را دربست نپذیرد، قدرت آنالیز تصویر را داشته باشد و حتی یقین ها را مدام در معرض شک قرار دهد.
- دموکراسی، شیوه زیست بشری است، کامل نیست. در روند سیسنوسی زیست میکند. دموکراسی فرانسوی نقاط قوت و ضعف دارد. به جای کل کل، تایید همه جانبه یا نفی همه جانبه، باید آموخت.
- از قطعیت بپرهیزیم و مساله طرح کنیم. از دل این اعتراضها پژوهشهای زیادی خلق میشود که بسیاری از کلیشه های ذهنی را نابود خواهند کرد. پژوهشگری ضد کلیشه هاست.