داوود حشمتی
پیمان دفاعی تازه میان عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان، بار دیگر این پرسش قدیمی را به مرکز معادلات خاورمیانه بازگردانده است؛ آیا منطقه در حال ورود به مرحلهای است که ائتلافهای امنیتی جدید، جایگزین نظم سنتی مبتنی بر چتر امنیتی آمریکا شوند؟ توافقی که روز جمعه در مکه امضا شد، اگرچه فعلاً تنها سه عضو دارد، اما از نگاه بسیاری از ناظران، فراتر از یک تفاهمنامه دفاعی دوجانبه یا سهجانبه است و میتواند نشانهای از بازآرایی تدریجی موازنه قدرت در منطقه باشد.
ائتلافی برای عصر پساآمریکا
امضای پیمان دفاعی میان عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان در مکه، تنها یک توافق امنیتی میان سه کشور نیست. این توافق در زمانی اعلام شده که بسیاری از بازیگران منطقهای در حال بازنگری در محاسبات امنیتی خود هستند. براساس این پیمان، هرگونه حمله نظامی به یکی از اعضا، حمله به همه اعضا تلقی خواهد شد. بندی که یادآور سازوکار دفاع جمعی در برخی ائتلافهای نظامی شناختهشده جهان است.
تحلیلگران میگویند این توافق بازتاب تغییری است که طی سالهای اخیر در نگاه برخی متحدان سنتی آمریکا شکل گرفته است. تردید نسبت به میزان تعهد واشینگتن به امنیت شرکایش، کشورهای منطقه را به سمت ایجاد سازوکارهای بومیتر سوق داده است. سازوکارهایی که بتوانند بدون اتکا به یک بازیگر خارجی، بخشی از نیازهای امنیتی آنها را پاسخ دهند. در این چارچوب، توان صنایع دفاعی ترکیه، ظرفیتهای نظامی و هستهای پاکستان و منابع مالی عربستان، سه ضلع اصلی این همکاری را تشکیل میدهند.
اما اهمیت این توافق تنها به ابعاد نظامی آن محدود نمیشود. همزمان، برخی تحلیلگران آن را بخشی از رقابت بزرگتر برای بازتعریف توازن قدرت در خاورمیانه میدانند. رقابتی که پس از تحولات اخیر منطقه، وارد مرحله تازهای شده است.
رقابت بر سر رهبری جهان سنی
ملیک کایلان، تحلیلگر مسائل ژئوپلیتیک، در یادداشتی که در مجله فوربس منتشر شده، استدلال میکند که تضعیف شبکه متحدان ایران در منطقه، فضایی ایجاد کرده است که قدرتهای سنی برای پر کردن آن وارد رقابت شدهاند. از نگاه او، طرحهایی مانند ائتلاف موسوم به «آر۴» و اکنون پیمان دفاعی جدید، بخشی از تلاش برای شکل دادن به یک محور سنی منسجمتر در خاورمیانه است. محوری که میتواند در سالهای آینده نقش پررنگتری در معادلات امنیتی منطقه ایفا کند.
با این حال، حتی در صورت گسترش چنین همکاریهایی، مسئله رهبری این محور همچنان محل اختلاف خواهد بود. ترکیه با سیاست خارجی فعال رجب طیب اردوغان تلاش کرده جایگاه خود را به عنوان قدرت محوری جهان سنی تثبیت کند.
در مقابل، عربستان سعودی نیز با اتکا به جایگاه مذهبی خود و منابع اقتصادی گسترده، خود را بازیگر طبیعی این نقش میداند. به همین دلیل، همکاری امنیتی الزاماً به معنای پایان رقابت ژئوپلیتیکی میان ریاض و آنکارا نیست. گاهی ائتلافها، بیش از آنکه اختلافها را از میان ببرند، آنها را مدیریت میکنند.
پاکستان؛ برگ راهبردی ریاض و آنکارا
پاکستان نیز در این میان نقشی فراتر از یک شریک نظامی دارد. توانمندیهای دفاعی و ظرفیت هستهای این کشور، سالهاست در محاسبات امنیتی عربستان جایگاه ویژهای داشته است.
گزارش فوربس همچنین به تلاشهای گذشته ریاض برای دسترسی به فناوری هستهای و حساسیت آمریکا نسبت به این موضوع اشاره میکند. موضوعی که همچنان یکی از پیچیدهترین پروندههای امنیتی منطقه باقی مانده است.
در سوی دیگر این معادله، اسرائیل نیز تحولات را با دقت دنبال میکند. طی سالهای اخیر، تلآویو همکاریهای دفاعی خود با یونان و قبرس را گسترش داده است. اقدامی که بسیاری آن را تلاشی برای ایجاد موازنه در برابر نفوذ رو به افزایش ترکیه در شرق مدیترانه ارزیابی میکنند. این همزمانی نشان میدهد رقابتهای منطقهای دیگر تنها در مرزهای زمینی تعریف نمیشوند و به حوزه انرژی، دریا و ائتلافهای فرامنطقهای نیز گسترش یافتهاند.با وجود این، هنوز برای توصیف این پیمان به عنوان «ناتوی اسلامی» زود است.
آیا «ناتوی اسلامی» در حال تولد است؟
چنین ائتلافی برای تبدیل شدن به یک ساختار امنیتی پایدار، به نهادهای مشترک، فرماندهی نظامی، هماهنگی عملیاتی و اجماع سیاسی نیاز دارد. مؤلفههایی که فعلاً نشانهای از شکلگیری کامل آنها دیده نمیشود.
آنچه اکنون بیش از هر چیز جلب توجه میکند، تغییر جهت حرکت بازیگران منطقه است. خاورمیانه بهتدریج از نظم قدیمی فاصله میگیرد. نظمی که برای دههها بر حضور مستقیم آمریکا استوار بود. اینکه این مسیر به شکلگیری یک معماری امنیتی تازه منجر شود یا صرفاً مجموعهای از ائتلافهای موقت را رقم بزند، پرسشی است که پاسخ آن نه در متن توافق مکه، بلکه در تحولات سالهای آینده روشن خواهد شد.