عبدالله ناصری
جنگهای سهگانهی ایران و آمریکا که هم خوی تجاوزِ دونالد ترامپ و نیز توهمِ رهبر مقتول عامل اصلی آنها بود و همین خصلتِ ایرانسوز رهبر فعلی (اگر زنده باشد) و تمسّک به همان توهمِ پدر و میدانداری سپاه در مدیریت کشور، اغلب مردم را نگران کرده است. تفاهمنامهی اسلامآباد علیالاصول، اگر اعلان آشکار و صریحِ مخالفتِ رهبر (بخوانید سپاه پاسداران) با آن نبود، زمینه مناسبات جدید میان دو دولت میشد. رئیسجمهور فعلی آمریکا با توجه به رفتار و گفتارش، خیلی دوست داشت معمارِ مناسبات تازهی دو کشور پس از نیم قرن تلقی شود که خیلی برای مردمِ ایران سودمند بود، ولی زیادهخواهی سپاه حاکم و توهم رهبر پنجاهپنجاهی، آن فرصت طلایی را محو کرد.
پیشبینی بخشی از تحلیلگران و کارشناسان سیاسی و روابط بینالملل این است سلسلهمنازعات جمهوری اسلامی و آمریکا دامنهدار و فرسایشی خواهد شد تا سقوط حکومت اسلامی و نابودی همهی ثروت سرزمین و یا پایان ریاستجمهوری ترامپ. پیشتر نوشتهام مجتبی خامنهای زنده باشد یا مرده، تصمیمگیری در امور کلان حکومت همیشه متزلزل خواهد بود، آنهم مسئلهی بسیار بزرگی مثل جنگ. زیرا طرفداران کمتعداد و پرصدای جنگ و انتقام، نهادهای تصمیمساز یا اثرگذار را در اختیار دارند. یکی از آنها، مجلسِ خبرگان رهبری است که از نظر ساختاری، مشروعیت حقوقی ندارد. جمعی پیر، کسل، بیادراک نسبت به کشورداری با مدیریت محدودی از آخوندهای «نافقیه» که اغلب، مصداق سخن شاعرِ حکیمِ نابینای شامی ـ ابوالعلاء معرّی ـ بودهاند: «چه فقیه واعظی که پرده درافتد، جز بدکارهای بیش نیست»، هستند.
مجلس مذکور اخیراً بیانیهای نشر داده و در آن، تفاهمنامهی اسلامآباد را تخطئه کرده و طرفِ امضای ایرانی را خائن میداند. در آستانهی سالگرد انقلاب «زن، زندگی، آزادی» هستیم، جنبشی که با «خروشِ نعرهی ژینا، ساناز، حدیث و گمنامانِ زیادی»، فصل جدیدی را در نمود و بودِ شکستپذیری جمهوری اسلامی رقم زد. همانطور که خطی قرمز از خطوطِ چهارگانهی رهبر مقتولِ مستبد را وانهادند، ضرورت دارد پایان جنگِ فرسایشی را فریاد زد و فرصتِ «اعدامِ خاموشِ جوانانِ بیگناه» را که در زیر غوغاهای جنگ، بیشتر میشود، از سپاهِ پاسدارانِ حاکم گرفت.
در شگفتم از سکوتِ احزابِ فعالِ اهلِ کنش که هنوز به اصلاح حکومت امید دارند، ولی منفعل در برابرِ مجامعِ فراقانونی و یا ضدِ روحِ همین قانون اساسی. فریادِ نه به اعدامِ زندانیان بیگناهِ سیاسی و هشدارهای دلسوزانهی امثال مصطفی تاجزاده و ابوالفضل قدیانی قابلیت استمرار و بازگویی دارد. چرا همراهان حکومتِ ایران که مخالف تداوم جنگ و اعدامها هستند، از صدور و نشرِ بیانیههای پرامضا و نام رویگردان هستند؟ مخالفان حکومت نیز باید تکلیف مشابه را خطاب به مجامع بینالمللی و نهادهای مردمنهاد انجام دهند.