خانه یادداشت‌هاعلیرضا قندریز «تصعید و پیامدهای آن»

«تصعید و پیامدهای آن»

در مطالعات راهبردی، «تصعید» به افزایش دامنه، شدت یا سطح منازعه ⁠اطلاق می‌شود. این فرایند ممکن است آگاهانه و با هدف اثرگذاری بر محاسبات راهبردی طرف مقابل آغاز شود، اما لزوماً در همان حدود باقی نمی‌ماند؛ ⁠سوءبرداشت و سوءمحاسبه، همراه با ⁠برهم‌کنش اقدامات و واکنش‌های متقابل بازیگران، می‌تواند بحران را از کنترل آنان خارج کند و به سطوحی فراتر از آنچه در آغاز قصد کرده بودند بکشاند.

علیرضا قندریز:

مجوی آنچت آرد سرانجام بیم

در مطالعات راهبردی، «تصعید» به افزایش دامنه، شدت یا سطح منازعه ⁠اطلاق می‌شود. این فرایند ممکن است آگاهانه و با هدف اثرگذاری بر محاسبات راهبردی طرف مقابل آغاز شود، اما لزوماً در همان حدود باقی نمی‌ماند؛ ⁠سوءبرداشت و سوءمحاسبه، همراه با ⁠برهم‌کنش اقدامات و واکنش‌های متقابل بازیگران، می‌تواند بحران را از کنترل آنان خارج کند و به سطوحی فراتر از آنچه در آغاز قصد کرده بودند بکشاند.

در یک منازعه فعال، مفهوم ⁠«برتری در تصعید» اهمیتی تعیین‌کننده پیدا می‌کند. در چارچوب کلاسیک هرمان کان، ⁠نردبان تصعید برای تفکیک آستانه‌ها و گزینه‌های متفاوتی طراحی شده بود که عبور از آنها می‌تواند دامنه، شدت یا ماهیت بحران را تغییر دهد. در مطالعات متأخر بازدارندگی، «برتری در تصعید» به وضعیتی اشاره دارد که در آن یک بازیگر بتواند هزینه‌های مقاومت یا سرپیچی رقیب را افزایش دهد، بی‌آنکه طرف مقابل با اقدامی مؤثر، امکان خنثی کردن مزیت ایجادشده را داشته باشد. این برتری ممکن است در یک سطح، حوزه یا جغرافیای خاص وجود داشته باشد و در سطحی دیگر از میان برود؛ از همین رو، ادبیات جدیدتر آن را بیشتر مزیتی نسبی و وابسته به زمینه می‌داند تا سلطه‌ای مطلق و پایدار. ⁠توان جذب خسارت، حفظ فرماندهی و بازتولید قدرت رزمی نیز تعیین می‌کند که چنین مزیتی تا چه اندازه در طول زمان قابل‌حفظ خواهد بود.

ممکن است در بخشی از دستگاه تصمیم‌گیری جمهوری اسلامی این تصور وجود داشته باشد که پذیرش خطر بیشتر در پهنه آبی جنوب کشور، اهرم چانه‌زنی ایران در مذاکرات با ایالات متحده را تقویت می‌کند و امکان معامله از موضعی مساعدتر را فراهم می‌سازد. اما مطالعات دیپلماسی اجبار و پژوهش‌های مربوط به تصعید، رابطه‌ای قطعی میان افزایش خطر و افزایش اهرم چانه‌زنی را نشان نمی‌دهند.

افزایش خطر و تصعید به‌خودی‌خود اهرمی پایدار برای واداشتن طرف مقابل به امتیازدهی نمی‌سازد. چنین اقداماتی تنها هنگامی در خدمت دیپلماسی اجبار قرار می‌گیرند که میان ابزار فشار، مطالبه سیاسی و شرط پایان فشار رابطه‌ای روشن وجود داشته باشد؛ یعنی طرف مقابل بداند در صورت پذیرش مطالبه‌ای مشخص، محدود و قابل‌مذاکره، اخلال در تجارت و کشتیرانی نیز واقعاً و به‌طور پایدار متوقف خواهد شد. 

در غیر این صورت، گسترش درگیری در خلیج فارس ممکن است نه اراده طرف مقابل را بشکند، بلکه پاسخ نظامی شدیدتر و نزدیکی دولت‌های منطقه به ائتلاف بین‌المللی مقابل ایران را در پی داشته باشد. ناامن‌سازی مسیرهای بین‌المللی می‌تواند جنگ را وارد مرحله‌ای فراگیرتر کند؛ مرحله‌ای که در آن برخی کشورهای دیگر منطقه‌ای و فرا‌منطقه هم شاید در سطوح اطلاعاتی، پدافندی، لجستیکی و سیاسی ــ و در شرایطی خاص حتی عملیاتی ــ به همکاری نزدیک‌تر و فعال‌تر در امن‌سازی تجارت بین المللی گرایش پیدا کنند. ⁠طرح فرانسه و بریتانیا برای مأموریتی چندملیتی در هرمز نشانه‌ای از همین ظرفیت برای بین‌المللی‌شدن بحران است.

حمله به دارایی‌های کشورهای عربی هم، دامنه‌ی بازیگرانی را که از مراعات منافع ایرانی فاصله می‌گیرند و به‌جای آن از مهار ایران سود می‌برند را افزایش می‌دهد و هزینه بی‌طرفی را برای همه کشورهای منطقه بالا می‌برد. فاصله گرفتن آشکار عمان از سیاست ایرانی کنترل دوجانبه تنگه هرمز، نشانگان بروز این وضعیت است. 

دو جنگ دوازده روزه در سال قبل و جنگ چهل روزه اخیر، آسیب‌پذیری‌هایی را در پدافند هوایی، حفاظت از سامانه‌های فرماندهی، کنترل و ارتباطات، آگاهی موقعیتی و صیانت از زیرساخت‌های حیاتی ایران آشکار کردند. چانکه طرف مقابل توانسته است حملات تکرارشونده به گره‌های حساس نظامی و زیرساختی را به بخشی از راهبرد فرسایشی خود تبدیل کند در مقابل، ستون اصلی پاسخ دورایستای ایران همچنان بر موشک‌های بالستیک، موشک‌های کروز و پهپادها استوار است. این ظرفیت‌ها می‌توانند هزینه‌های قابل‌توجهی تحمیل کنند، اما نامحدود نیستند. نسبت میان نرخ مصرف ذخیره آفندی، نرخ انهدام ذخایر، پرتابگرها و تأسیسات تولیدی و نرخ جایگزینی مهم است. اگر مصرف و انهدام از توان تولید و بازسازی پیشی بگیرد، حتی زرادخانه‌ای بزرگ نیز به‌تدریج توان پشتیبانی از یک راهبرد فشار پایدار را از دست خواهد داد.

بر اساس تجربیات دو جنگ اخیر، روشن است که ایران توان تحمیل هزینه را دارد. اما آیا این هزینه می‌تواند در طول زمان استمرار یابد، در صورت مقاومت متقابل افزایش پیدا کند، مستقیماً بر آستانه تحمل سیاسی و امنیتی طرف مقابل اثر بگذارد و در همان حال، هزینه‌ای بزرگ‌تری را تحمیل نکند؟ در موازنه کنونی، پاسخ به این پرسش‌ها برای کشور چندان امیدوارکننده نیست. 

خطر این است که سرکنگبین تصعید در غیاب برآوردی صریح از تاب‌آوری ملی، صفرای فرسایش موقعیت راهبردی را بیفزاید.

امتداد

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن