یادداشت سردبیر/ یارا خاتمی
تو تمام سالهای گذشته به دلیل کارم با شخصیتهای زیادی گفت وگو گرفتم از چهره سیاسی تا فرهنگی تا اقتصاددان و جامعه شناس و یکی از دستاوردهای این نشست و برخاستها کسب تجربه است؛ تجربههای که بعضا سخت به دست میآید و هر کدام اندازه یک جواهر قیمت دارند. ملاقات با مصطفی تاجزاده هم از همان دست تجربهها بود. خاطرم هست وقتی برای مصاحبه به دفتر رسانهای که کار می کردم آمد، برخورد صمیمانه و لحن صدایش مرا جذب کرد. درباره او زیاد شنیده بودم اما سعادت دیدارش را نداشتم.
تمام دقایقی که داشت با بچه های تحریریه خوش و بش میکرد زیر ذرهبین گرفتمش، لبخندی به لب داشت و طوری با همه حرف زد گویی سالهاست همه را می شناسد.
شاید بگم این اولین باری بود که گفتوگو کردن با او در قاب دوربین برایم حسرت شد.آن دیدار همیشه گوشه ذهنم ماند تا تیرماه ۱۴۰۱ که خبر دستگیری او مثل بمب ترکید،ساعت های اول کسی نمیدانست چرا این اتفاق افتاده. این دستگیری قبل از جنبش مهسا بود اما جالب است بدانید که حضور او در زندان مانع دفاع او از این جنبش نشد و تاختن او به علی خامنه ای سبب شد سالهای زندانی شدنش طولانی تر شود اما او باز هم سر خم نکرد پس از وقایع خونین دی ۱۴۰۴ مصطفی تاجزاده بیانیه ای را از داخل زندان منتشر کرد که سبب شد ۵ سال حکم بیشتری به او بدهند و حالا او حکم ۱۱ ساله دارد که مقصر اول و آخر وضعیت کنونی او کسی نبود جز علی خامنهای.
حالا در سالگرد دستگیری ش دو احتمال را میتوان ترسیم کرد. مجتبی خامنه ای مانند پدر او را دشمن خود بداند و مصطفی تاجزاده در زندان بماند یا دست فرمان را عوض میکند و با آزاد کردن افراد مهم مانند مصطفی تاجزاده ماشین به ته دره رسیده جمهوری اسلامی را بر سر جاده برمی گرداند باید دید پس از تدفین علی خامنهای ، مجتبی چه خواهد کرد و چه سرنوشتی در انتظار جمهوری اسلامی است.