خانه یادداشت ویژه هموطن واکنش نمادین به بحران برق؛ از اخطار تا اعلام اسامی

واکنش نمادین به بحران برق؛ از اخطار تا اعلام اسامی

اظهارات معاون وزیر نیرو مبنی بر اخطار به ادارات پرمصرف برق و تهدید به افشای عمومی اسامی آن‌ها، نه تنها راه حلی برای بحران رو به تزاید مصرف انرژی ارائه نمی‌دهد، بلکه تصویری هراس‌انگیز از ناکارآمدی و سیاست‌گذاری‌های صرفاً نمایشی را ترسیم می‌کند.

یادداشت مهمان/ مصطفی آب روشن/ جامعه شناس

اظهارات معاون وزیر نیرو مبنی بر اخطار به ادارات پرمصرف برق و تهدید به افشای عمومی اسامی آن‌ها، نه تنها راه حلی برای بحران رو به تزاید مصرف انرژی ارائه نمی‌دهد، بلکه تصویری هراس‌انگیز از ناکارآمدی و سیاست‌گذاری‌های صرفاً نمایشی را ترسیم می‌کند. در دنیایی که با چالش‌های جدی کمبود منابع و لزوم بهینه‌سازی مصرف روبرو هستیم، وزارت نیرو به جای اتخاذ راهکارهای ریشه‌ای و پایدار، به ابزارهای ابتدایی و عمدتاً بی‌اثرِ «اخطار داخلی» و «افشاگری رسانه‌ای» پناه برده است؛ سیاستی که بیش از آنکه مصرف را مدیریت کند، زمان را برای سازمان‌های مقصر می‌خرد و افکار عمومی را با سرابِ اقدام فریب می‌دهد.
وقتی صحبت از «اخطار اول» می‌شود، در عمل چه اتفاقی می‌افورد؟ آیا این اخطارها با جزئیات فنی و تحلیل دقیق الگوهای مصرف همراهند، یا صرفاً فرمی اداری برای ثبت در پرونده‌ها هستند؟ در ساختارهای بوروکراتیک که اغلب مقاومت در برابر تغییر، امری رایج است، یک اخطار داخلی بدون پشتوانه نظارتی قوی و پیامدهای ملموس، به سختی می‌تواند انگیزه‌ای برای تحول ایجاد کند. سازمان‌ها به جای آنکه به فکر اصلاح فرآیندها، سرمایه‌گذاری در فناوری‌های نوین کاهنده مصرف، یا بازنگری در رویه‌های خود باشند، اخطار را به عنوان مانعی تشریفاتی پشت سر گذاشته و به روال پرمصرفی خود ادامه می‌دهند. این مرحله اول، خود نمایشی از «هیچ» است؛ تلاشی برای نشان دادن اینکه «ما داریم کاری می‌کنیم»، در حالی که در این مرحله نیمی از فصل تابستان گذشته و هیچ تغییری رخ نداده است.
اما اوج این نمایش، در مرحله «اعلام عمومی» یا همان افشای رسانه‌ای خود را نشان می‌دهد. وزارت نیرو تصور می‌کند با نام بردن از سازمان‌های پرمصرف در رسانه‌ها، می‌تواند آن‌ها را شرمسار کرده و وادار به تغییر کند. این رویکرد، نه تنها از منظر جامعه‌شناسی رفتار سازمانی، بلکه از منظر تجربه عملی نیز، فاقد ارزش است. در جامعه‌ای که هنوز حساسیت کافی نسبت به مسائل محیط زیستی و مصرف انرژی وجود ندارد، و بسیاری از سازمان‌ها با فشارهای بیرونی یا حتی آگاهی درونی اندکی مواجه هستند، این افشاگری‌ها به سرعت در غبار اخبار روزمره گم می‌شوند. نام بردن از یک سازمان در رسانه‌ها، بدون آنکه تبعات عملی و اقتصادی شدیدی مانند جریمه‌های سنگین، محدودیت در دریافت خدمات، یا حتی تغییر در ساختار مدیریتی آن سازمان را به دنبال داشته باشد، تنها یک «عملیات روانی» سطحی است. این کار، به جای حل مشکل، به نوعی «سنگسار رسانه‌ای» تبدیل می‌شود که نهایتاً به فراموشی سپرده خواهد شد و مصرف همچنان ادامه دارد.
این رویکرد نمادین، ریشه‌های واقعی پرمصرفی را نادیده می‌گیرد. مشکل، صرفاً «اراده» یا «وجدان» سازمان‌ها نیست؛ بلکه اغلب ناشی از فرسودگی تجهیزات، نبود دانش فنی کافی برای بهینه‌سازی، عدم وجود سرمایه‌گذاری لازم برای ارتقاء، و یا حتی ساختارهای مدیریتی ناکارآمد است. وزارت نیرو به جای پرداختن به این مسائل عمیق، بر «نمایش» خود تمرکز کرده است. این سیاست‌ها، به جای ایجاد «فشار واقعی» برای اصلاح، صرفاً «حاشیه امن» را برای پرمصرف‌ها گسترده‌تر می‌کنند. اعلام عمومی، در این سناریو، نه یک ابزار اصلاحی، بلکه صرفاً راهی برای خریدن زمان و ظاهرسازی است؛ ترفندی که به وزارت نیرو اجازه می‌دهد ادعا کند در حال اقدام است، بدون آنکه بار مسئولیت حل اساسی مشکل را بپذیرد. تا زمانی که وزارت نیرو از این بازی‌های نمادین دست برندارد و به سمت سیاست‌گذاری‌های قاطع، نظارت مستمر، اعمال ضمانت‌های اجرایی مؤثر، و ارائه مشوق‌های واقعی برای صرفه‌جویی گام نگذارد، بحران مصرف برق نه تنها حل نخواهد شد، بلکه با هر فصل گرم، عمیق‌تر و نمایان‌تر خواهد شد. این رویکرد، تکرار مکرراتی است که جامعه را از رسیدن به راه‌حل‌های پایدار باز می‌دارد.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن