خانه فرهنگ و هنر قونیه؛ بدون صدای ایران

هموطن غیبت ایران در جشنواره بین‌المللی موسیقی «عرفان قونیه» را بررسی می‌کند:

قونیه؛ بدون صدای ایران

بیست‌وسومین جشنواره بین‌المللی موسیقی عرفانی قونیه از ۲۱ تا ۳۰ سپتامبر ۲۰۲۶ برگزار می‌شود؛ رویدادی که قرار است بار دیگر موسیقی عرفانی و سنت‌های موسیقایی فرهنگ‌های مختلف را در شهری که نامش با مولانا گره خورده است، گرد هم آورد.

اختصاصی گروه سیاسی/ علی یاری

بیست‌وسومین جشنواره بین‌المللی موسیقی عرفانی قونیه از ۲۱ تا ۳۰ سپتامبر ۲۰۲۶ برگزار می‌شود؛ رویدادی که قرار است بار دیگر موسیقی عرفانی و سنت‌های موسیقایی فرهنگ‌های مختلف را در شهری که نامش با مولانا گره خورده است، گرد هم آورد. با این حال، در پوستر و فهرست کشورهای حاضر در این دوره، نامی از ایران دیده نمی‌شود؛ در حالی که کشورهایی از جمله رومانی، هلند، کلمبیا، اسپانیا، روسیه، کوبا، تایوان، تونس و ترکیه در این رویداد حضور دارند.
این غیبت، به‌خودی خود، لزوماً به معنای «حذف سیاسی ایران» نیست؛ دست‌کم تاکنون توضیح رسمی و مستندی از سوی برگزارکنندگان درباره علت نبودن ایران منتشر نشده است. اما همین غیبت پرسشی بزرگ‌تر را پیش می‌کشد: چرا کشوری با چنین پیوند عمیق تاریخی و موسیقایی با جهان مولانا، در یکی از مهم‌ترین رویدادهای بین‌المللی موسیقی عرفانی، نماینده‌ای ندارد؟

قونیه؛ جایی که موسیقی به دیپلماسی فرهنگی تبدیل می‌شود

جشنواره موسیقی عرفانی قونیه از یک برنامه صرفاً هنری فراتر رفته است. برگزارکنندگان، آن را رویدادی بین‌المللی برای گردهم‌آوردن سنت‌های موسیقایی و فرهنگی گوناگون معرفی می‌کنند و تأکید دارند که هدف جشنواره، عرضه موسیقی‌های عرفانی با حفظ اصالت آنها و ایجاد ارتباط میان فرهنگ‌ها از طریق موسیقی است.
اهمیت قونیه برای ایران از این جهت دوچندان است که این شهر با نام مولانا پیوند خورده؛ شاعری فارسی‌زبان که بخش مهمی از میراث ادبی و عرفانی او در حوزه تمدنی ایران شکل گرفته است. موسیقی ایرانی نیز در دهه‌های گذشته یکی از مهم‌ترین شیوه‌های بازخوانی و انتقال شعر مولانا بوده است.
نمونه روشن آن، حضور شهرام ناظری در برنامه‌های مرتبط با مولانا در قونیه است. ناظری در دوره‌های مختلف این رویداد حضور داشته و در سال ۲۰۲۴ نیز در بیست‌ویکمین جشنواره موسیقی عرفانی قونیه به دعوت برگزارکنندگان اجرا کرد. در یکی از گزارش‌های مربوط به جشنواره نیز از حضور هنرمندان ایرانی و اجرای سنت موسیقی عرفانی ایران در کنار هنرمندان کشورهای دیگر یاد شده است.
بنابراین، غیبت ایران در دوره امسال بیش از آنکه صرفاً یک نام حذف‌شده از یک پوستر باشد، تغییری در الگوی حضور فرهنگی ایران در رویدادی است که زمانی صدای موسیقی ایرانی یکی از صداهای قابل توجه آن بوده است.

مسئله فقط یک جشنواره نیست

سؤال اصلی اما این نیست که چرا ایران امسال در قونیه نیست؛ سؤال مهم‌تر این است که ایران تا چه اندازه از ظرفیت فرهنگ خود برای حضور در عرصه بین‌المللی استفاده می‌کند؟
فرهنگ، برخلاف بسیاری از حوزه‌های سیاست خارجی، الزاماً نیازمند توافق سیاسی نیست. یک گروه موسیقی می‌تواند همان کاری را انجام دهد که سال‌ها مذاکره دیپلماتیک قادر به انجام آن نیست: ایجاد ارتباط میان مردم.
قونیه نمونه روشنی از چنین ظرفیتی است. برگزارکنندگان جشنواره امسال بر جهانی‌بودن آن تأکید کرده‌اند و برنامه‌ای از هنرمندان و سنت‌های موسیقایی گوناگون ارائه داده‌اند. در دوره‌های گذشته نیز ده‌ها کشور در این رویداد نماینده داشته‌اند.
در چنین فضایی، حضور ایران فقط به معنای اجرای چند قطعه موسیقی نیست. حضور یک هنرمند ایرانی می‌تواند تصویری متفاوت از ایران ارائه کند؛ تصویری که نه از مسیر خبرهای سیاسی و نه از مجرای مناقشات بین‌المللی، بلکه از طریق شعر، ساز، آواز و میراث مشترک فرهنگی منتقل می‌شود.
این همان جایی است که مفهوم «دیپلماسی فرهنگی» اهمیت پیدا می‌کند. کشوری که از سرمایه‌های فرهنگی خود در فضای بین‌المللی استفاده می‌کند، در حال ساختن نوعی ارتباط با مخاطبانی است که ممکن است هیچ شناخت مستقیمی از جامعه آن کشور نداشته باشند.

وقتی دیگران روایت میراث مشترک را عرضه می‌کنند

یکی از نکات قابل تأمل درباره جشنواره قونیه این است که ترکیه توانسته است یک میراث فرهنگی فراملی را به یک رویداد منظم، بین‌المللی و شهری تبدیل کند. شهرداری قونیه و وزارت فرهنگ و گردشگری ترکیه در برگزاری این جشنواره نقش دارند و خود برگزارکنندگان، قونیه را محل گردهمایی صداهای مختلف جهان معرفی می‌کنند.
این اتفاق لزوماً به معنای مصادره میراث مولانا یا نفی سهم دیگر کشورها نیست؛ اما نشان می‌دهد که میراث فرهنگی فقط چیزی نیست که در کتاب‌ها حفظ شود؛ چیزی است که باید روایت، عرضه و بازتولید شود.
ایران در این زمینه با یک تناقض روبه‌رو است. از یک سو، سرمایه فرهنگی بزرگی در اختیار دارد: مولانا، حافظ، موسیقی دستگاهی، موسیقی مقامی، تنبور، سازهای ایرانی و سنت گسترده موسیقی عرفانی. از سوی دیگر، حضور این سرمایه در رویدادهای بین‌المللی همواره به اندازه ظرفیت واقعی آن منسجم و پایدار نیست.
غیبت ایران از جشنواره امسال، هر علتی که داشته باشد، فرصتی است برای طرح همین پرسش: آیا سیاست فرهنگی ایران صرفاً به حفظ میراث در داخل کشور می‌اندیشد یا برای حضور مؤثر و مستمر آن در جهان نیز برنامه دارد؟
پاسخ به این پرسش اهمیت بیشتری از سرنوشت یک جشنواره دارد. زیرا در جهان امروز، رقابت فرهنگی فقط بر سر داشتن میراث نیست؛ بر سر توانایی روایت‌کردن آن است.
قونیه امسال هم میزبان موسیقی عرفانی خواهد بود و صداهای متنوعی از نقاط مختلف جهان در آن شنیده خواهد شد. ایران در فهرست رسمی کشورهای حاضر دیده نمی‌شود؛ درباره چرایی این غیبت هنوز توضیح رسمی روشنی منتشر نشده است. اما همین سکوت، یک مسئله جدی را پیش روی سیاست فرهنگی ایران می‌گذارد: اگر «فرهنگ» یکی از معدود حوزه‌هایی است که هنوز می‌تواند بدون واسطه با افکار عمومی جهان سخن بگوید، چرا نباید از این ظرفیت بیشترین استفاده را کرد؟
شاید مسئله اصلی، غیبت ایران از یک جشنواره نباشد؛ مسئله این باشد که چه زمانی ایران از روایت‌کردن بخشی از فرهنگ خودش در جهان غایب می‌شود.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن