اختصاصی گروه سیاسی/ نیکان توحیدی
پس از نزدیک به هفت ماه جنگ میان ایران و آمریکا، تهران بار دیگر پیشنهادی را روی میز گذاشته که در مرکز آن تنگه هرمز قرار دارد؛ شاهراهی که بخش بزرگی از تجارت جهانی نفت از آن عبور میکند و در ماههای گذشته به مهمترین اهرم فشار ایران در برابر آمریکا تبدیل شده است.
پیشنهاد جدید جمهوری اسلامی، که در جریان مذاکرات غیرمستقیم در حاشیه نشست مجمع عمومی سازمان ملل مطرح شد، بر یک روند هفتروزه برای بازگشایی تنگه هرمز و سپس ازسرگیری مذاکرات گستردهتر درباره پایان جنگ و برنامه هستهای ایران استوار است. تهران در مقابل، خواهان رفع محاصره دریایی بنادر ایران، کاهش تحریمهای نفتی و دسترسی به بخشی از داراییهای مسدودشده خود است. همچنین آتشبس باید همه جبهههای درگیری در منطقه، از جمله لبنان، را دربر بگیرد.
جمهوری اسلامی اکنون میگوید پاسخ رسمی آمریکا به این پیشنهاد را دریافت کرده است، اما محتوای آن هنوز منتشر نشده است. این در حالی است که دونالد ترامپ پیشتر گفته بود پیشنهاد تهران را نپذیرفته است. میانجیهایی از جمله قطر و پاکستان همچنان تلاش میکنند مسیر مذاکرات را باز نگه دارند.
هرمز؛ برگ برندهای که برای تهران هزینه دارد
برای جمهوری اسلامی، تنگه هرمز فقط یک مسیر آبی نیست؛ اهرمی استراتژیک برای فشار بر آمریکا و کشورهای منطقه. تهران با محدود کردن عبور و مرور در این آبراه، میتواند هزینه جنگ را برای اقتصاد جهانی بالا ببرد و همزمان از آن بهعنوان ابزار چانهزنی در مذاکرات استفاده کند.
اما همین اهرم فشار برای اقتصاد ایران نیز هزینه دارد. رویترز گزارش داده است که در مذاکرات اخیر، دو طرف به دنبال یک توافق مرحلهای بودهاند: ایران اجازه عبور و مرور در هرمز را بدهد و آمریکا در مقابل محاصره اقتصادی را کاهش دهد و احتمالاً دسترسی تهران به داراییهای مسدودشده را فراهم کند. بر اساس این گزارش، مقامهای ایرانی به هزینه اقتصادی ادامه رویارویی نیز واقفاند.
به همین دلیل، پیشنهاد هفتروزه تهران را میتوان تلاشی برای تبدیل یک وضعیت نظامی و اقتصادی فرسایشی به یک معامله مرحلهای دانست. ایران میخواهد امتیاز اصلی خود، یعنی کنترل بر یکی از مهمترین مسیرهای انرژی جهان، را یکباره واگذار نکند و در مقابل، پیش از برداشتن این اهرم، از آمریکا تضمینهایی اقتصادی و سیاسی بگیرد.
اما مشکل اصلی اعتماد است. توافق قبلی میان دو طرف در ماههای گذشته از هم پاشید و اکنون هر دو طرف نگراناند که امتیاز دادن یکطرفه، بدون تضمین اجرای تعهدات طرف مقابل، موقعیت آنها را تضعیف کند. رویترز نیز همین مسئله را یکی از موانع اصلی توافق توصیف کرده است.
از تحریم نفت تا داراییهای مسدودشده؛ فهرست خواستههای تهران
خواستههای تهران تنها به پایان حملات محدود نمیشود. تهران میخواهد تحریمهایی که صادرات نفت و دسترسی آن به منابع مالی را محدود کردهاند، کاهش یابد یا برداشته شود و بخشی از داراییهای مسدودشده ایران نیز در دسترس قرار گیرد.
عباس عراقچی، وزیر خارجه جمهوری اسلامی، گفته است پیشنهاد تهران در صورت فراهم شدن شرایط، بازگشت به مذاکرات هستهای را نیز در پی خواهد داشت. گزارشهای منتشرشده از مذاکرات نشان میدهد که کاهش تحریمها، رفع محدودیت صادرات نفت و دسترسی به داراییهای مسدودشده از جمله موضوعات اصلی مورد بحث بودهاند.
در چنین شرایطی، مسئله برای تهران تنها پایان جنگ نیست؛ مسئله بازگرداندن حداقلی از امکان تنفس اقتصادی نیز هست. ادامه محاصره و تحریم، همزمان با کاهش ارزش پول ملی و فشار بر واردات، هزینه رویارویی را برای اقتصاد ایران افزایش داده است. آسوشیتدپرس گزارش داده که جنگ و تحریمهای ناشی از آن اقتصاد ایران را تحت فشار شدید قرار داده و قیمت دارو نیز افزایش یافته است.
از این زاویه، پیشنهاد تهران را میتوان تلاشی برای خرید زمان و کاهش فشار اقتصادی، بدون پذیرش یک توافق جامع و فوری دانست. در مقابل، واشنگتن میخواهد اهرم فشار خود را پیش از گرفتن امتیازهای موردنظر از دست ندهد.
مذاکره برای پایان جنگ یا خرید زمان؟
اکنون پرسش اصلی این است که آیا پیشنهاد ایران میتواند به یک توافق پایدار منجر شود یا صرفاً دور دیگری از چانهزنی میان تهران و واشنگتن خواهد بود.
رویترز گزارش داده است که مذاکرات جدید قرار است بر نسخه اصلاحشده پیشنهاد هفتروزه ایران متمرکز شود. این یعنی حتی پس از اعلام مخالفت اولیه آمریکا، مسیر دیپلماسی کاملاً بسته نشده است.
برای جمهوری اسلامی، زمان اهمیت ویژهای دارد. ادامه جنگ به معنای فشار بیشتر بر اقتصاد، دشوارتر شدن فروش نفت و افزایش هزینههای نظامی است.
برای آمریکا نیز ادامه بحران هرمز میتواند پیامدهای جهانی داشته باشد، بهخصوص در بازار انرژی.
در چنین وضعیتی، تنگه هرمز به محل اصلی معامله تبدیل شده است: تهران میگوید حاضر است آن را باز کند، اما در برابر رفع محاصره، کاهش تحریمها و دسترسی به منابع مالی خود. واشنگتن در مقابل، خواهان تضمینهایی درباره امنیت کشتیرانی و مسائل گستردهتر مرتبط با جنگ و برنامه هستهای ایران است.
تهران اکنون پاسخ رسمی آمریکا را در اختیار دارد، اما جزئیات آن منتشر نشده است. بنابراین هنوز نمیتوان گفت پیشنهاد جدید به توافق منجر خواهد شد. آنچه روشن است این است که جمهوری اسلامی، پس از ماهها جنگ و فشار اقتصادی، بار دیگر تلاش میکند از مهمترین اهرم استراتژیک خود برای رسیدن به یک معامله استفاده کند؛ معاملهای که موفقیت آن بیش از هر چیز به این بستگی دارد که آیا دو طرف حاضرند بخشی از اهرمهای فشار خود را در برابر تضمینهای قابل اتکا واگذار کنند یا نه؟