خانه پیشنهاد هم‌وطن اقتصادِ حذف؛ جنگ و تورم چگونه سبک زندگی ایرانیان را تغییر داده‌اند؟

هموطن معضلات معیشتی خانوارهای ایرانی را بررسی می‌کند:

اقتصادِ حذف؛ جنگ و تورم چگونه سبک زندگی ایرانیان را تغییر داده‌اند؟

تورم معمولاً با یک عدد سنجیده می‌شود؛ درصدی که هر ماه اعلام می‌شود و در گزارش‌های اقتصادی بالا و پایین می‌رود.

اختصاصی گروه سیاسی/ سپهر بابایی

تورم معمولاً با یک عدد سنجیده می‌شود؛ درصدی که هر ماه اعلام می‌شود و در گزارش‌های اقتصادی بالا و پایین می‌رود. اما اثر واقعی تورم را شاید بهتر بتوان در تصمیم‌های کوچک و روزمره خانوارها دید؛ در خریدی که دیگر انجام نمی‌شود، سفری که به تعویق می‌افتد، کالایی که با نمونه ارزان‌تر جایگزین می‌شود یا هزینه‌ای که خانواده ترجیح می‌دهد فعلاً از آن صرف‌نظر کند. در ایران امروز، این تغییرات فقط محصول تورم مزمن نیست. جنگ، اختلال در تجارت، محدودیت‌های ارزی و افزایش هزینه‌های حمل‌ونقل نیز به فشار موجود اضافه شده‌اند و «اقتصاد حذف» را به بخشی از تجربه روزمره خانوارها تبدیل کرده‌اند.
بانک جهانی در تازه‌ترین ارزیابی خود از اقتصاد ایران، از هم‌زمانی آثار درگیری، تحریم‌ها، اختلال در تجارت و فشار بر واردات کالاهای ضروری سخن گفته و هشدار داده است که تداوم این وضعیت می‌تواند فشارهای تورمی و ریسک‌های مرتبط با امنیت غذایی را افزایش دهد.

از تغییر سبد غذایی تا حذف هزینه‌های غیرضروری

اولین جایی که فشار اقتصادی خود را نشان می‌دهد، معمولاً سبد مصرف روزانه است. خانواده‌ها برای حفظ تعادل بودجه، ناچار به تغییر ترکیب خریدهای خود می‌شوند؛ کالایی با قیمت بالاتر جای خود را به گزینه‌ای ارزان‌تر می‌دهد، حجم خرید کاهش می‌یابد یا فاصله میان دو خرید بیشتر می‌شود.
گزارش‌های منتشرشده در ماه‌های اخیر تصویری از شدت این فشار ارائه می‌کنند. بر اساس داده‌های نقل‌شده از آمار رسمی، تورم نقطه‌به‌نقطه در برخی مقاطع سال ۱۴۰۵ به محدوده بسیار بالایی رسیده و قیمت مواد غذایی رشد بیشتری از میانگین عمومی قیمت‌ها داشته است. گزارش‌هایی نیز از افزایش قابل توجه هزینه سبد غذایی خانوار در مقایسه با حداقل دستمزد منتشر شده است.
در چنین شرایطی، مسئله فقط گران شدن یک کالا نیست؛ مسئله تغییر اولویت‌هاست. وقتی سهم بیشتری از درآمد صرف خوراک، مسکن، انرژی و حمل‌ونقل می‌شود، طبیعی است که هزینه‌هایی مانند رستوران، سفر، تفریح، پوشاک یا خرید لوازم خانه در اولویت پایین‌تری قرار بگیرند. این همان نقطه‌ای است که یک مسئله اقتصادی به یک پدیده اجتماعی تبدیل می‌شود.
کاهش مصرف نیز لزوماً به معنای توقف کامل خرید نیست. ممکن است خانواده‌ای همچنان سفر برود، اما سفر کوتاه‌تر و ارزان‌تری انتخاب کند؛ همچنان لباس بخرد، اما با فاصله زمانی بیشتر؛ یا به جای تعویض لوازم خانه، تعمیر آنها را ترجیح دهد. اقتصاد خانوار در این وضعیت بیش از آنکه بر «چه چیزی بخریم؟» متمرکز باشد، با پرسش «از چه چیزی می‌توانیم صرف‌نظر کنیم؟» مواجه می‌شود.

جنگ؛ شوک تازه بر اقتصادی که از قبل تحت فشار بود

اگر تورم قدرت خرید را به‌تدریج کاهش داده باشد، جنگ می‌تواند با ایجاد شوک‌های ناگهانی، این روند را تشدید کند. اختلال در مسیرهای تجاری، محدودیت صادرات نفت، افزایش هزینه واردات و دشوارتر شدن دسترسی به ارز، مستقیماً بر هزینه تولید و قیمت کالاها اثر می‌گذارد.
رویترز در گزارشی نوشت که حجم تجارت ایران بین ۲۵ تا ۳۵ درصد کاهش یافته و واردات بیش از صادرات تحت تأثیر قرار گرفته است. همان گزارش، نرخ تورم متوسط ۱۲ماهه را حدود ۶۹.۹ درصد عنوان کرد و به رشد سریع‌تر قیمت مواد غذایی اشاره داشت.
در سطح زندگی روزمره، این اتفاق به زبان ساده یعنی کالایی که پیش‌تر با یک زنجیره نسبتاً مشخص از تولید، واردات و توزیع به دست مصرف‌کننده می‌رسید، اکنون ممکن است با هزینه و زمان بیشتری به بازار برسد. در نتیجه، حتی اگر یک خانوار درآمد اسمی بیشتری نسبت به گذشته داشته باشد، افزایش قیمت‌ها می‌تواند بخش مهمی از این افزایش را خنثی کند.
گزارش‌های میدانی رسانه‌های بین‌المللی نیز از کاهش قدرت خرید و تغییر رفتار مصرفی خانوارهای ایرانی در پی ترکیب جنگ، تحریم و افزایش قیمت‌ها حکایت دارند. در این گزارش‌ها، کاهش خرید مواد غذایی و افزایش احتیاط در هزینه‌های روزمره از جمله تغییراتی است که شهروندان از آن سخن گفته‌اند.
البته نسبت دادن همه تغییرات مصرفی به جنگ نیز دقیق نیست. بخش قابل توجهی از مشکلات اقتصادی ایران پیش از بحران نظامی وجود داشته و به تورم مزمن، تحریم‌ها، ناترازی‌های اقتصادی و کاهش سرمایه‌گذاری مربوط است. جنگ بیشتر به‌عنوان یک شوک جدید بر اقتصادی وارد شده که پیش‌تر نیز با محدودیت‌های جدی روبه‌رو بوده است.

وقتی «زندگی معمولی» دوباره تعریف می‌شود

شاید مهم‌ترین پیامد این شرایط را نتوان فقط در کاهش حجم خرید اندازه گرفت. استمرار فشار اقتصادی می‌تواند تعریف خانواده‌ها از یک زندگی معمولی را نیز تغییر دهد.
برای یک خانوار، زندگی معمولی ممکن است زمانی شامل سفر سالانه، خرید دوره‌ای پوشاک، رستوران رفتن یا پس‌انداز برای خرید خانه بوده باشد. با افزایش هزینه‌های ضروری، همین برنامه‌ها ممکن است به تعویق بیفتند یا شکل دیگری پیدا کنند. در این میان، تصمیم‌هایی مانند ازدواج، فرزندآوری، ادامه تحصیل، مهاجرت یا خرید مسکن نیز بیش از گذشته تحت تأثیر ارزیابی اقتصادی خانواده قرار می‌گیرند.
با این حال، نباید همه جامعه را یکدست تصور کرد. اثر تورم و جنگ بر خانوارها به سطح درآمد، محل زندگی، نوع شغل، دارایی‌های خانوار و دسترسی به منابع مالی بستگی دارد. یک خانوار دارای دارایی یا درآمد ارزی ممکن است فشار متفاوتی را نسبت به یک کارگر حقوق‌بگیر تجربه کند. حتی در میان خانوارهای کم‌درآمد نیز اولویت‌ها یکسان نیست.
بنابراین «اقتصاد حذف» بیش از آنکه به معنای حذف یکباره کالاها و خدمات از زندگی مردم باشد، به معنای بازچینی تدریجی اولویت‌ها است؛ فرآیندی که طی آن خانوار تلاش می‌کند میان درآمد محدود و هزینه‌های فزاینده تعادل برقرار کند.
در نهایت، شاید مهم‌ترین پرسش درباره اقتصاد ایران دیگر فقط این نباشد که قیمت‌ها چقدر افزایش یافته‌اند، بلکه این باشد که این افزایش قیمت‌ها چه تغییری در شیوه زندگی مردم ایجاد کرده است. تورم زمانی از یک شاخص اقتصادی به یک مسئله اجتماعی تبدیل می‌شود که خود را در انتخاب‌های روزانه نشان دهد؛ در آنچه خانواده می‌خرد، آنچه نمی‌خرد، آنچه به تعویق می‌اندازد و آنچه حاضر نیست از آن بگذرد.
جنگ نیز در چنین شرایطی فقط یک متغیر سیاسی یا امنیتی نیست؛ می‌تواند هزینه همین انتخاب‌های روزمره را افزایش دهد. از این منظر، روایت اقتصاد ایران را می‌توان نه فقط با نمودارهای رشد و تورم، بلکه با فهرست چیزهایی نوشت که خانواده‌ها آرام‌آرام از زندگی خود کم کرده‌اند.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن