اختصاصی گروه سیاسی/ نیکان توحیدی
وتوی همزمان روسیه و چین در شورای امنیت سازمان ملل متحد، تازهترین نشانه از شکاف عمیق میان قدرتهای غربی و دو عضو دائم شرقی شورا بر سر پرونده هستهای ایران است. در رأیگیری ۱۷ سپتامبر، پیشنویس قطعنامه آمریکا برای تمدید مأموریت هیئت کارشناسی ناظر بر تحریمهای ایران با ۱۱ رأی موافق، دو رأی مخالف روسیه و چین و دو رأی ممتنع سومالی و پاکستان روبهرو شد و به دلیل حق وتوی مسکو و پکن به تصویب نرسید.
این رأیگیری در نگاه نخست ممکن است صرفاً یک حمایت سیاسی از تهران تلقی شود، اما بررسی مواضع روسیه و چین نشان میدهد که رفتار این دو کشور بیش از آنکه تنها ناشی از یک موضع مشترک درباره ایران باشد، حاصل ترکیبی از ملاحظات حقوقی، رقابت با آمریکا، منافع ژئوپلیتیکی و تلاش برای حفظ نقش شورای امنیت در ساختار چندجانبه جهانی است.
اختلاف اصلی بر سر چیست؟
موضوع رأیگیری اخیر، لغو تحریمهای سازمان ملل علیه ایران نبود. تحریمهایی که پس از فعال شدن سازوکار موسوم به «اسنپبک» در سپتامبر ۲۰۲۵ بازگشتهاند، همچنان پابرجا هستند. قطعنامه اخیر آمریکا در واقع میخواست مأموریت هیئت کارشناسی سازمان ملل را برای یک سال دیگر تمدید کند تا اجرای تحریمها و موارد احتمالی نقض آنها را بررسی و گزارش کند.
اختلاف روسیه و چین از همین نقطه آغاز میشود. مسکو و پکن اساساً با مبنای حقوقی بازگشت تحریمها مخالفاند. آنها استدلال میکنند که فعال شدن سازوکار اسنپبک و ادامه رسیدگی شورای امنیت به پرونده هستهای ایران، از نظر حقوقی محل مناقشه است. روسیه در نشستهای اخیر صراحتاً این روند را فاقد مبنای حقوقی دانسته و چین نیز بر این موضع تأکید کرده است که قطعنامه ۲۲۳۱ در اکتبر ۲۰۲۵ خاتمه یافته و شورای امنیت نباید با استناد به آن روند گذشته را ادامه دهد.
در مقابل، کشورهای اروپایی عضو برجام، یعنی بریتانیا، فرانسه و آلمان، معتقدند فعالسازی اسنپبک مطابق قطعنامه ۲۲۳۱ انجام شده و تحریمهای شورای امنیت دوباره برقرار شدهاند. همین اختلاف حقوقی، در عمل به یک اختلاف سیاسی بزرگتر درباره آینده پرونده هستهای ایران تبدیل شده است.
از این منظر، وتوی روسیه و چین را نمیتوان صرفاً به معنای مخالفت با «نظارت بر تحریمها» دانست؛ این رأی بخشی از اختلاف گستردهتر درباره این پرسش است که چه کسی و بر اساس چه مبنایی میتواند چارچوب حقوقی پرونده هستهای ایران را تعیین کند.
روسیه و چین؛ متحدان ایران یا مخالفان آمریکا؟
یکی از خطاهای رایج در تحلیل روابط تهران با مسکو و پکن، تبدیل این روابط به یک اتحاد کاملاً یکپارچه است. رفتار دو کشور در شورای امنیت نشان میدهد که اگرچه روسیه و چین در بسیاری از مسائل مربوط به ایران در برابر فشار آمریکا و اروپا موضع مشترک دارند، اما این الزاماً به معنای یکسان بودن منافع آنها با ایران نیست.
روسیه در سالهای اخیر روابط سیاسی، نظامی و اقتصادی خود با تهران را گسترش داده است و ایران نیز برای کاهش وابستگی به ساختارهای اقتصادی غرب، اهمیت بیشتری برای همکاری با مسکو قائل شده است. برای روسیه، ایران در معادلات خاورمیانه و در رقابت گستردهتر با آمریکا و متحدان اروپایی آن اهمیت دارد.
چین نیز از زاویهای متفاوت به ایران نگاه میکند. پکن ایران را هم یک شریک اقتصادی و انرژی و هم بخشی از معادلات ژئوپلیتیکی غرب آسیا میبیند. برای چین، ثبات مسیرهای انرژی و تجاری و همچنین حفظ روابط با کشورهای مختلف منطقه اهمیت زیادی دارد.
بنابراین، اشتراک موضع روسیه و چین در شورای امنیت را میتوان تا حدی ناشی از یک مخرج مشترک ژئوپلیتیکی در برابر سیاست فشار آمریکا دانست. آنها با تبدیل شورای امنیت به ابزاری برای اعمال فشار یکجانبه مخالفاند، اما این به معنای آن نیست که هر تصمیم تهران را تأیید میکنند یا در تمام پروندههای ایران منافع یکسانی دارند.
این نکته در رأیگیری اخیر شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی نیز قابل مشاهده بود. در ۱۰ سپتامبر، شورای حکام آژانس قطعنامهای درباره عدم پایبندی ایران به تعهدات پادمانی تصویب کرد و خواستار گزارش موضوع به شورای امنیت شد. این قطعنامه با ۲۳ رأی موافق، سه رأی مخالف و هشت رأی ممتنع تصویب شد و روسیه و چین در کنار نیجر در شمار مخالفان قرار گرفتند.
وتوی اخیر چه چیزی را تغییر میدهد؟
مهمترین پیام رأی ۱۷ سپتامبر این است که تحریمها باقی میمانند، اما سازوکار نظارت مستقل سازمان ملل بر اجرای آنها با مانع روبهرو شده است. به عبارت دیگر، نباید میان «تحریم» و «نظارت بر تحریم» خلط کرد. وتوی روسیه و چین تحریمهای موجود را لغو نکرد؛ بلکه تمدید مأموریت هیئت کارشناسان را متوقف کرد.
این مسئله برای غرب اهمیت ویژهای دارد، زیرا آمریکا و کشورهای اروپایی معتقدند بدون یک سازوکار مستقل، امکان مستندسازی تخلفات و انتقال اطلاعات به شورای امنیت کاهش پیدا میکند. آمریکا پس از رأیگیری، وتوی روسیه و چین را اقدامی دانست که نظارت بر اجرای تحریمها را دشوارتر میکند. در مقابل، مسکو و پکن تأکید دارند که ادامه این روند، اختلافات را بیشتر میکند و مسیر دیپلماسی درباره برنامه هستهای ایران را دشوارتر خواهد کرد.
از نگاه ایران، این تحول در کوتاهمدت میتواند به معنای کاهش فشار نظارتی در چارچوب سازمان ملل باشد؛ اما نباید آن را پایان فشارهای بینالمللی دانست. تحریمهای موجود همچنان برقرارند و پرونده هستهای ایران نیز پس از تصمیم اخیر شورای حکام آژانس در مسیری حساس قرار گرفته است.
در نهایت، نقش روسیه و چین در پرونده ایران را باید در چارچوب رقابت بزرگتر بر سر آینده نظم بینالمللی دید. مسکو و پکن در شورای امنیت نشان دادهاند که حاضرند برای جلوگیری از تصمیمهایی که آن را مغایر با منافع یا برداشت حقوقی خود میدانند، از حق وتو استفاده کنند. اما این رفتار را نباید به معنای شکلگیری یک جبهه واحد و بدون اختلاف میان سه کشور تعبیر کرد.
پرونده ایران اکنون در نقطهای قرار گرفته که دیپلماسی، اختلافات حقوقی و رقابت قدرتهای بزرگ بیش از گذشته به یکدیگر گره خوردهاند. رأی اخیر شورای امنیت نیز به جای آنکه اختلاف را حل کند، نشان داد که در مسئله ایران، دستیابی به توافق میان اعضای دائم شورا تا چه اندازه دشوار شده است.