اختصاصی گروه سیاسی/ نیکان توحیدی
حادثه اخیر در جنوب مکه بار دیگر بحث درباره پیامدهای راهبرد منطقهای جمهوری اسلامی و اتکای آن به گروههای مسلح همسو را به صدر اخبار خاورمیانه بازگردانده است. بر اساس اعلام مقامهای سعودی، پدافند هوایی عربستان در شامگاه سهشنبه ۲۴ شهریورماه، یک فروند پهپاد منتسب به تروریستهای حوثی مورد حمایت جمهوری اسلامی را در جنوب مکه رهگیری و منهدم کرد.
مقامهای سعودی این رویداد را تلاش برای هدف قرار دادن مکه دانستهاند، هرچند پهپاد پیش از ورود به حریم هوایی ممنوعه منهدم شد.
اهمیت سیاسی و امنیتی این حادثه فراتر از سرنوشت یک پهپاد است. مکه برای مسلمانان جایگاهی منحصربهفرد دارد و هرگونه تهدید نظامی علیه این شهر میتواند حساسیتهایی بسیار فراتر از یک درگیری معمول منطقهای ایجاد کند. از همین رو، حادثه اخیر بار دیگر پرسشی اساسی را مطرح میکند: اتکا به گروههای مسلح همسو تا چه اندازه میتواند به افزایش نفوذ یک دولت کمک کند و از چه نقطهای به عاملی برای افزایش هزینههای امنیتی و سیاسی آن تبدیل میشود؟
نیابتیهای جمهوری اسلامی؛ ابزار نفوذ یا منبع بیثباتی؟
جمهوری اسلامی طی دهههای گذشته شبکهای از روابط سیاسی، نظامی و امنیتی با گروههای مسلح و تروریستی مختلف در خاورمیانه ایجاد کرده است. حوثیها در یمن یکی از مهمترین گروههای این شبکه محسوب میشوند. گزارشهای آمریکایی و پژوهشهای تخصصی، ایران را از حامیان اصلی حوثیها میدانند و از ارائه تسلیحات، آموزش، پشتیبانی فنی و اطلاعاتی به این گروه سخن گفتهاند.
این الگو از نگاه تهران مزایای مشخصی دارد: افزایش عمق راهبردی، ایجاد اهرمهای فشار علیه رقبای منطقهای و امکان اعمال نفوذ بدون ورود مستقیم نیروهای ایرانی به یک جنگ تمامعیار. اما همین ساختار یک مشکل اساسی نیز دارد: بازیگر نیابتی الزاماً در همه تصمیمهای خود تحت کنترل کامل حامی خارجی نیست.
به همین دلیل، نسبت دادن هر عملیات مشخص حوثیها به «دستور مستقیم» یا «مجوز» جمهوری اسلامی، بدون ارائه شواهد مشخص، از نظر تحلیلی قابل اثبات نیست. حمایت ایران از حوثیها مستند است، اما این موضوع با اثبات اینکه تهران دستور یک عملیات مشخص را صادر کرده، تفاوت دارد. این تمایز برای تحلیل مسئولیت سیاسی و نظامی اهمیت زیادی دارد.
با این حال، وجود رابطه حمایتی باعث میشود اقدامات حوثیها بهطور اجتنابناپذیر بر برداشت سایر کشورها از سیاست منطقهای ایران تأثیر بگذارد. هر حمله پهپادی یا موشکی که از سوی یک گروه نزدیک به تهران انجام شود، میتواند در محاسبات امنیتی کشورهای منطقه به عنوان بخشی از یک تهدید گستردهتر دیده شود.
مکه؛ نقطهای که محاسبات امنیتی را تغییر میدهد
حساسیت حادثه اخیر از آنجا ناشی میشود که موضوع تنها یک تأسیسات نظامی یا زیرساخت اقتصادی نیست. مکه و مسجدالحرام دارای جایگاهی دینی و نمادین برای بیش از یک میلیارد مسلمان در سراسر جهان هستند.
به همین دلیل، حتی یک تلاش ادعایی برای نزدیک شدن یک پهپاد به حریم هوایی مکه میتواند پیامدهای سیاسی و مذهبی گستردهای داشته باشد. عربستان سعودی نیز در واکنش به این حادثه، بر مسئولیت خود برای حفاظت از حرمین شریفین تأکید کرده است. اگرچه پهپاد بنا بر روایت سعودی پیش از ورود به حریم ممنوعه منهدم شده، اما صرف وقوع چنین حادثهای میتواند بر محاسبات امنیتی ریاض اثر بگذارد.
از منظر منطقهای، چنین رویدادهایی خطر تشدید چرخه درگیری را افزایش میدهند. عربستان ممکن است تهدیدهای پهپادی و موشکی حوثیها را در چارچوبی گستردهتر و مرتبط با امنیت ملی خود ارزیابی کند. در مقابل، افزایش فشار نظامی علیه حوثیها نیز میتواند به واکنش متقابل این گروه منجر شود.
در چنین شرایطی، یک حادثه محدود میتواند به سرعت از سطح یک رویارویی میان عربستان و حوثیها فراتر رود و پای جمهوری اسلامی به عنوان حامی اصلی گروههای تروریستی منطقه، آمریکا و سایر کشورها را به محاسبات جدید امنیتی باز کند.
هزینههای پنهان سیاست نیابتی برای تهران
بزرگترین پیامد راهبرد استفاده از نیروهای همسو ممکن است نه یک شکست نظامی مشخص، بلکه افزایش تدریجی هزینههای سیاسی و امنیتی برای جمهوری اسلامی باشد.
ادامه حملات حوثیها در منطقه میتواند همکاری امنیتی میان کشورهای عرب خلیج فارس و آمریکا را تقویت کند، روندهای اعتمادسازی میان تهران و پایتختهای عربی را دشوارتر سازد و زمینه را برای افزایش سامانههای پدافندی و حضور نظامی خارجی در منطقه فراهم کند.
از سوی دیگر، حملات موشکی و پهپادی حوثیها در سالهای اخیر نگرانیهایی درباره امنیت کشتیرانی در دریای سرخ و اطراف بابالمندب نیز ایجاد کرده است.
در نتیجه، مسئله دیگر صرفاً رقابت جمهوری اسلامی و عربستان نیست؛ بلکه امنیت انرژی، تجارت جهانی و مسیرهای حیاتی حملونقل دریایی نیز وارد معادله شدهاند.
در این چارچوب، حادثه مکه را میتوان هشداری درباره یک مشکل بنیادیتر دانست: وقتی یک دولت برای افزایش قدرت منطقهای خود به شبکهای از بازیگران مسلح و فرقههای تروریستی متکی میشود، ممکن است با پیامدهایی روبهرو شود که کنترل کامل آنها در اختیارش نیست. اقدامی از سوی یک گروه همسو میتواند روابط دیپلماتیک را تخریب کند، رقبای منطقهای را به واکنش وادارد و حتی موضوعات مذهبی و نمادین را وارد یک مناقشه نظامی کند.
از این منظر، فارغ از نتیجه بررسی مستقل درباره هدف واقعی پهپاد اخیر، ادامه چنین روندی میتواند فضای امنیتی خاورمیانه را پیچیدهتر و مسیر کاهش تنش را دشوارتر کند. پرسش اساسی برای سیاست منطقهای ایران نیز همینجاست: آیا افزایش نفوذ از طریق بازیگران مسلح، در بلندمدت دستاورد بیشتری ایجاد میکند یا هزینههای ناشی از تشدید بیاعتمادی، رقابت تسلیحاتی و درگیریهای منطقهای را افزایش خواهد داد؟