خانه یادداشت ویژه هموطن خفاش‌صفتی، برازنده چه کسی است؟

بر جای مانده از واکنش‌ها به سخنان لاله مرزبان در جشنواره ونیز؛

خفاش‌صفتی، برازنده چه کسی است؟

لاله مرزبان، بازیگر سینمای ایران، جایزه بهترین بازیگر زن بخش «افق‌ها» در هشتاد و سومین جشنواره بین‌المللی فیلم ونیز را برای بازی در فیلم «مراقب» ساخته محسن قرایی دریافت کرد.

اختصاصی هموطن/ سید امیر موسوی

لاله مرزبان، بازیگر سینمای ایران، جایزه بهترین بازیگر زن بخش «افق‌ها» در هشتاد و سومین جشنواره بین‌المللی فیلم ونیز را برای بازی در فیلم «مراقب» ساخته محسن قرایی دریافت کرد.
مرزبان هنگام دریافت جایزه، آن را به زنان ایران تقدیم کرد و درباره شرایط سخت مردم ایران به خصوص زنان سخن گفت. این بازیگر آینده‌دار سینمای ایران، همچنین با اشاره مصائب پیش روی زندگی زنان در ایران، گفت که «زنان ایرانی برای کوچک‌ترین آزادی‌ها بیشترین هزینه‌ها را پرداخت می‌کنند».

حالا واکنش رادیو، تلویزیون مملکت به دریافت این جایزه معتبر بین‌الملی توسط یک بازیگر جوان هموطن چه بوده؟ تبریک؟ دعوت از او برای حضور در یک برنامه زنده تخصصی و تقدیر؟ دعوت از صاحبنظران و کارشناسان استخوان‌ خرد کرده سینما برای تحلیل ارزش و اهمیت این جایزه و اعتباری که این بازیگر با نام ایران کسب کرده؟ زهی خیال باطل!

یک فرد گمنام که اگر زنگ آیفون منزلش، تصویری نباشد، احتمالا خانواده‌اش هم از شناختن او عاجز و مجبور به سوال و جواب خواهند بود با ۱۲ متر پارچه بر سر در مقابل دوربین‌های تلویزیونی که با بودجه ۴۵ هزار میلیاردتومانی بیت‌المال اداره می‎‌شود، حاضر شده و در این باره، افاضه کرده؛ «او برای شیطان بازیگری کرد، هر انسان کور و خفاش‌ صفتی حق را می‌فهمد. خاک بر سر مسئول بی‌غیرتی که به امثال لاله مرزبان مجوز دهد دوباره زیر پرچم ایران بازی کنند. او وسط جنگ بر طبل دشمن می‌کوبد و می گویند زنان ما برای آزادی مبارزه می‌کنند.»

خیلی هم خوب، خیلی هم عالی! آشیخ در این افاضات به یک نکته مبرهن و صحیح اشاره کرده و آن هم التزام برخی در این کشور به خفاش صفتی است! در شرح مصادیق این صفت اما، جای اندکی تامل وجود دارد. اساسا و نقدا سوال در این جاست که چه شخص یا اشخاصی در این کشور خفاش صفتند؟ بازیگر جوانی که با همه مصائب و مشقات حرفه خود، پاشنه‌هایش را ورکشیده و با سال‌ها ممارست و تلاش، خود را به چنان جایگاه ارزنده‌ای رسانده که گردانندگان یک جشنواره معتبر جهانی، او را واجد جایگاه و شایسته دریافت جایزه‌ای بین‌المللی می‌دانند؟ هم او که در استیج دریافت این جایزه نیز، مصائب زیست هموطنان خود را به دست فراموشی نسپرده و به قید عافیت، سکوت پیشه نکرده و از رنج نیمی از مردم ایران به صرف زن بودن سخن گفته؟ یا معمم گمنامی که یک شبه سر از آنتن زنده تلویزیون مملکت درآورده و بی‌آنکه مسلح به هنری بوده یا حتی مشتغل به شغلی مشخص و شریف باشد، یادش افتاده که وطنی هست و وطن‌ پرستی باید؟!

هم او و چون اویی که نسبت‌شان با هنر، مثال نسبت جن با بسم‌الله بوده و هرجا حاضر بوده‌اند، چنان تیشه بر ریشه هنر زده‌اند که حتی به یمن شومی حضورشان، حتی هنرها و مناسک آئینی و مذهبی نیز از سلیم موذن‌زاده‌ها و دیگر بزرگان این عرصه، امروز به حدادیان‌ها و طاهری‌ها و دیگر قداره‌کشان محول شده، اساسا شانیت و صلاحیت نظر دادن درباره یک هنرمند که به اصالت هنر ملتزم مانده و برای ایران و ایرانی، افتخار و غرور خلق کرده، ندارند.
چون اویی که حتی اگر به فرض ادعایش، جنگی هم در میان باشد-که هست-باز حتی طرز صحیح استفاده از کلاشینکف را هم بلند نبوده و در جنگ، جنگی که مدعی آن است، نقشی جز نظاره و عافیت‌طلبی ایفاگر نیست!

سوای این، مگر مرزبان کدام کذب را بر زبان رانده که شیخ و امثالش چنین برآشفته‌اند؟ زنان ایرانی برای به دست آوردن کوچکترین و بدیهی‌ترین حقوق خود، کم هزینه داده و می‌دهند؟ در همین ایام سالگرد پرکشیدن مهسای وطن، مگر زنان از خاطر می‌برند که زیر نعلین مستبدانه و دگم شیخ و هم‌پالگی‌هایش، چطور برای استفاده از پوششی اختیار به مثابه یک حق بدیهی و طبیعی، چه جان‌ها که نثار نکرده، چه خون‌ها که تقدیم مام میهن‌ نداشته و چه رعنا جوانانی که بر خاک ندیده‌اند؟ برای همین یک فقره گواهینامه موتورسیکلت که هنوز مبنای فقهی اظهار فضل امثال شیخ برای تفاوت راکب عقب بودن و راننده موتور بودنش مشخص نیست، مگر زنان در چمچاره‎‌ترین وضعیت هزارتو گرفتار نیستند؟ مگر برای حضور در استادیوم‌های ورزشی، چهره سحر خدایاری-دختر آبی-از اذهان زنان ایرانی و مردمان این سرزمین رفته و به دست فراموشی سپرده شده است؟ مگر همین زنان، تحت نگاه متسلب و طالبانی امثال همین شیخ برای داشتن حق خروج از کشور با اقسام گرفتاری‌ها دست و پنجه نرم نمی‌کنند؟
ای بیچاره ایران، ای بینوا وطن و ای ستمدیده زنان این سرزمین که شیخی بی‌وطن و بی‌هنر، مدعی نمایندگی آن‌هاست و دختر این آب و خاک با آن میزان هنر و فرهیختگی از تریبون تلویزیون ملی‌اش، مستوجب سرزنش و شنیدن مشتی اراجیف و اباطیل…

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن