اختصاصی گروه سیاسی/ نیکان توحیدی
تحریمهای تازه آمریکا علیه صنعت هوانوردی ایران بار دیگر یکی از قدیمیترین و پرهزینهترین مشکلات اقتصاد کشور را به صدر اخبار بازگرداند؛ صنعتی که طی دههها تحریم، محدودیت دسترسی به هواپیما، قطعات یدکی و خدمات فنی، با ناوگانی فرسوده و مشکلات جدی در تأمین تجهیزات روبهرو شده است.
وزارت خزانهداری آمریکا روز ۸ سپتامبر اعلام کرد ۳۶ فرد، شرکت و نهاد مرتبط با ایران را تحریم کرده است که بخش مهمی از آنها به صنعت هوانوردی مربوط میشوند. این اقدام تقریباً تمام بخشهای باقیمانده صنعت هواپیمایی ایران را هدف گرفته و ۲۷شرکت هواپیمایی ایرانی و همچنین شرکتها و واسطههایی در ترکیه، امارات متحده عربی، مالزی و قزاقستان را دربرمیگیرد.
دولت آمریکا همچنین سه مجوز مرتبط با فعالیتهای هوانوردی ایران را تعلیق کرده است؛ اقدامی که میتواند استفاده از هواپیماهای ساخت آمریکا برای پرواز به ایران و دسترسی به برخی قطعات و خدمات اضطراری را دشوارتر کند.
اما پرسش اساسی این است: چرا صنعت هوانوردی ایران تا این اندازه در برابر تحریمها آسیبپذیر شده است؟
تحریم تنها مشکل نیست؛ ناوگانی که سالها فرسوده شد
تحریمها بدون تردید یکی از عوامل اصلی مشکلات صنعت هواپیمایی ایران هستند. ایران به دلیل محدودیتهای مالی و تجاری نتوانسته در مقیاس مورد نیاز هواپیماهای جدید غربی خریداری کند و دسترسی منظم به قطعات اصلی و خدمات فنی شرکتهای بزرگ هواپیماسازی جهان نیز برایش دشوار بوده است.
اما بحران هوانوردی ایران فقط محصول تحریمهای چند سال اخیر نیست. این صنعت سالها با مشکلات ساختاری، کمبود سرمایهگذاری، دشواری تأمین قطعات و محدودیت دسترسی به فناوریهای جدید دستوپنجه نرم کرده است.
در چنین شرایطی، ناوگان هواپیمایی ایران بهتدریج پیرتر شده است. بسیاری از هواپیماهای فعال در ناوگان کشور عمر بالایی دارند و شرکتهای هواپیمایی برای نگهداری آنها با مشکلات مالی و فنی روبهرو هستند.
این وضعیت یک تناقض جدی ایجاد میکند: از یک سو جمهوری اسلامی تحریمها را علت اصلی مشکلات صنعت هوایی معرفی میکند و از سوی دیگر، تحریمها سالهاست که ادامه دارند و حکومت نتوانسته راهکاری پایدار برای نوسازی ناوگان، توسعه زیرساختهای تعمیر و نگهداری و تأمین قطعات پیدا کند.
در واقع، تحریم میتواند یک مانع بزرگ باشد؛ اما ناتوانی در ایجاد یک صنعت هوایی مقاوم در برابر این فشارها نیز بخشی از مسئله است.
وقتی سیاست خارجی به بلیت هواپیما و ایمنی پرواز میرسد
تأثیر این وضعیت تنها متوجه شرکتهای هواپیمایی نیست. مسافر ایرانی نیز هزینه آن را میپردازد.
هواپیماهای قدیمیتر به تعمیر و نگهداری بیشتری نیاز دارند و محدودیت در تأمین قطعات اصلی میتواند هزینه عملیاتی شرکتها را افزایش دهد. از سوی دیگر، محدودیت در دسترسی به هواپیماهای جدید، مسیرهای بینالمللی و خدمات فنی، قدرت رقابت شرکتهای ایرانی را کاهش میدهد.
آمریکا میگوید بخشی از اقدامات جدید به ادعای استفاده از صنعت هوانوردی ایران برای انتقال تسلیحات، نیرو و محمولههای مرتبط با فعالیتهای نظامی مربوط است. وزارت خزانهداری همچنین اعلام کرده شرکتها و واسطههایی را هدف گرفته که به تلاش ایران برای تهیه هواپیما و قطعات کمک کردهاند.
اما در سمت دیگر این سیاست، میلیونها مسافر عادی قرار دارند که برای سفرهای داخلی و خارجی به همین ناوگان وابستهاند.
به این ترتیب، یک تصمیم سیاسی در واشینگتن میتواند در نهایت خودش را در تهران به شکل کاهش پرواز، افزایش هزینه سفر، دشواری تعمیر هواپیما و محدود شدن گزینههای مسافران نشان دهد.
این همان جایی است که سیاست خارجی جمهوری اسلامی از سطح مناقشه دیپلماتیک فراتر میرود و مستقیماً وارد زندگی روزمره شهروندان میشود.
دور باطل تحریم و سوءمدیریت
جمهوری اسلامی احتمالاً این تحریمها را شاهد دیگری بر «فشار آمریکا بر مردم ایران» معرفی خواهد کرد؛ استدلالی که بخشی از واقعیت را بیان میکند اما تمام آن را توضیح نمیدهد.
تحریمها واقعاً هزینه دارند و صنعت هوانوردی ایران یکی از نمونههای روشن آن است. با این حال، پرسش دیگری نیز وجود دارد: در طول دههها تحریم، چه میزان سرمایهگذاری پایدار برای کاهش وابستگی صنعت هوایی به واردات، نوسازی ناوگان و توسعه توان تعمیر و نگهداری انجام شده است؟
اگر تحریمها دائمی یا بلندمدت فرض شوند، منطقی است که یک حکومت برای حفاظت از زیرساختهای حیاتی کشور برنامهای بلندمدت داشته باشد. نمیتوان هر بار که ناوگان فرسودهتر میشود، قطعهای کمیاب میشود یا هزینه پرواز افزایش مییابد، همه مشکلات را صرفاً به تحریمهای خارجی نسبت داد.
از سوی دیگر، سیاست خارجی جمهوری اسلامی نیز در ایجاد این وضعیت بیتأثیر نیست. آمریکا در تحریمهای جدید صراحتاً صنعت هوانوردی را بخشی از فشار گستردهتر اقتصادی علیه تهران قرار داده است؛ فشاری که اکنون از نفت و بانکها به حوزههای حملونقل و هوانوردی نیز رسیده است.
در نهایت، آنچه برای شهروند ایرانی باقی میماند، یک دور باطل است: تحریم، کاهش دسترسی به سرمایه و فناوری، فرسودگی ناوگان، افزایش هزینهها و سپس تحریمهای بیشتر.
شکستن این چرخه فقط به لغو تحریمها وابسته نیست. نوسازی واقعی صنعت هوانوردی، سرمایهگذاری بلندمدت، شفافیت اقتصادی، دسترسی به فناوری و کاهش ریسک سیاسی نیز ضروری است.
تحریم تازه آمریکا ممکن است فشار بر صنعت هواپیمایی ایران را بیشتر کند؛ اما این بحران همچنین پرسشی قدیمی را دوباره مطرح میکند: چرا پس از سالها هشدار و تجربه، صنعت هوانوردی ایران همچنان تا این اندازه در برابر یک تصمیم سیاسی خارجی آسیبپذیر است؟