خانه جامعه ریال در سراشیبی سقوط؛ صورت‌حساب انزوای جمهوری اسلامی روی دست مردم

هموطن تاثیرات جنگ و تحریم‌ها را بر سقوط ارزش پول ملی بررسی می‌کند:

ریال در سراشیبی سقوط؛ صورت‌حساب انزوای جمهوری اسلامی روی دست مردم

سقوط ارزش ریال دیگر یک نوسان مقطعی در بازار ارز نیست؛ نشانه بحرانی عمیق‌تر است که در آن جنگ، تحریم، انزوای مالی، کاهش درآمدهای ارزی و بی‌اعتمادی به سیاست‌های جمهوری اسلامی به شکلی خطرناک یکدیگر را تقویت می‌کنند.

اختصاصی گروه سیاسی/ نیکان توحیدی

سقوط ارزش ریال دیگر یک نوسان مقطعی در بازار ارز نیست؛ نشانه بحرانی عمیق‌تر است که در آن جنگ، تحریم، انزوای مالی، کاهش درآمدهای ارزی و بی‌اعتمادی به سیاست‌های جمهوری اسلامی به شکلی خطرناک یکدیگر را تقویت می‌کنند.

وقتی دلار آزاد در تهران به محدوده ۲۲۶ هزار تومان می‌رسد، پرسش اصلی دیگر این نیست که «چرا دلار گران شده است؟» پرسش مهم‌تر این است که چه اتفاقی برای توانایی جمهوری اسلامی در تأمین ارز و حفظ ارزش پول ملی افتاده است.

پاسخ را باید در ترکیبی از کاهش درآمدهای ارزی، اختلال در صادرات نفت، محدودیت دسترسی به شبکه مالی جهانی، افزایش ریسک سیاسی و مهم‌تر از همه، تغییر انتظارات مردم و فعالان اقتصادی نسبت به آینده جست‌وجو کرد.

نفت؛ ستون ارزی که زیر فشار جنگ و محاصره شکسته است

اقتصاد ایران سال‌هاست به درآمدهای نفتی وابستگی سنگینی دارد. تحریم‌ها اگرچه صادرات نفت را دشوار کرده بودند، اما جمهوری اسلامی با استفاده از شبکه‌های واسطه‌ای، ناوگان موسوم به «سایه» و مسیرهای غیرشفاف پرداخت، توانسته بود بخشی از صادرات خود را حفظ کند. اما شرایط کنونی متفاوت است.

بر اساس گزارش‌های اخیر، صادرات نفت ایران در ماه‌های گذشته به‌شدت سقوط کرده است. برآوردهای صنعتی نشان می‌دهد بارگیری نفت خام ایران از حدود دو میلیون بشکه در روز در ماه مارس به حدود ۲۲۰ تا ۲۵۵ هزار بشکه در روز در ماه اوت رسیده است.

این فقط یک افت تجاری نیست؛ ضربه‌ای مستقیم به اصلی‌ترین منبع تأمین ارز جمهوری اسلامی است.

ایران می‌تواند نفت را در مخازن یا روی نفتکش‌ها نگه دارد، اما نفتی که نتواند به مشتری برسد، نمی‌تواند هزینه واردات، حقوق، تولید یا مداخله بانک مرکزی در بازار ارز را تأمین کند.

گزارش‌های تازه همچنین نشان می‌دهند که محاصره و اختلال در تردد نفتکش‌ها باعث شده بخشی از نفت ایران در دریا باقی بماند و ذخایر شناور نیز به تدریج کاهش پیدا کند. این همان نقطه‌ای است که تحریم با جنگ و محاصره تلاقی پیدا می‌کند. تحریم، فروش نفت را پرهزینه کرده بود؛ جنگ و محدودیت دریایی، مسیر فروش آن را هم دشوارتر کرده است.

برای اقتصادی که به درآمد نفت وابسته است، این ترکیب می‌تواند بسیار خطرناک باشد.

تحریم فقط دلار را محدود نکرد؛ اعتماد به ریال را هم فرسوده کرد

با این حال، همه سقوط ریال را نمی‌توان به جنگ یا محاصره نسبت داد. تحریم‌های مالی طی سال‌ها دسترسی ایران به شبکه بانکی بین‌المللی را محدود کرده و هزینه انتقال پول را افزایش داده‌اند. حتی زمانی که ایران موفق به فروش نفت می‌شود، تبدیل درآمد نفتی به منابع ارزی قابل استفاده و انتقال آن به داخل کشور مسئله‌ای جداگانه است.

در اقتصاد جهانی، داشتن طلب ارزی با داشتن دلار قابل استفاده تفاوت دارد.

اگر یک صادرکننده نتواند پول خود را به‌سادگی دریافت کند، اگر یک واردکننده برای پرداخت هزینه کالا مجبور به استفاده از واسطه‌های متعدد باشد و اگر بانک‌های خارجی از ترس تحریم حاضر به همکاری با ایران نباشند، هزینه واقعی تجارت افزایش پیدا می‌کند. این هزینه در نهایت به اقتصاد و مصرف‌کننده ایرانی منتقل می‌شود.

در چنین شرایطی حتی اگر جمهوری اسلامی اعلام کند که «منابع ارزی کافی» دارد، بازار سؤال دیگری می‌پرسد: این منابع چقدر در دسترس‌اند و دولت تا چه مدت می‌تواند از آنها برای دفاع از ریال استفاده کند؟

بانک مرکزی ایران گفته است منابع ارزی کافی دارد و آماده تزریق ارز برای کنترل بازار است. اما هم‌زمان ریال در برابر دلار به رکوردهای تازه‌ای رسیده و تورم نیز در سطوح بسیار بالا قرار دارد.اما بازار ارز به وعده‌های دولتی توجه نمی‌کند، بلکه به عرضه واقعی ارز و اعتماد به آینده نیاز دارد.

اگر فعال اقتصادی تصور کند منابع ارزی دولت در حال کاهش است، اگر واردکننده نگران تحریم‌های بیشتر باشد و اگر خانوار انتظار داشته باشد ریال ماه آینده ارزش کمتری داشته باشد، رفتار همه آنها تغییر می‌کند.

مردم دلار و طلا می‌خرند. واردکنندگان زودتر ارز تهیه می‌کنند.صادرکنندگان ارز را بیشتر نگه می‌دارند و سرمایه از ریال فرار می‌کند. در این مرحله، انتظار کاهش ارزش پول خود به یکی از عوامل کاهش ارزش پول تبدیل می‌شود. این همان حلقه معیوبی است که جمهوری اسلامی طی سال‌ها نتوانسته آن را بشکند.

جنگ، ریسک سیاسی و «قیمت ترس» در بازار ارز

جنگ فقط زیرساخت‌ها و کارخانه‌ها را تهدید نمی‌کند؛ آینده را هم گران می‌کند. وقتی سرمایه‌گذار نمی‌داند هفته آینده چه اتفاقی برای صادرات نفت، تردد کشتی‌ها، دسترسی بانکی یا روابط خارجی ایران خواهد افتاد، طبیعی است که تلاش کند ریسک خود را کاهش دهد.

در چنین شرایطی دلار، طلا و دیگر دارایی‌های ضدتورمی فقط ابزار سرمایه‌گذاری نیستند؛ برای بسیاری به ابزار حفظ ارزش دارایی تبدیل می‌شوند. به همین دلیل، قیمت دلار در بازار آزاد را نمی‌توان صرفاً با میزان عرضه و تقاضای عادی توضیح داد.بخشی از قیمت دلار، قیمت ترس از آینده است.

گزارش‌های اخیر نشان می‌دهد اقتصاد ایران اکنون با ترکیبی از کمبود ارز، کاهش واردات، افزایش قیمت‌ها و بی‌ثباتی پول ملی روبه‌رو است. هم‌زمان، ادامه درگیری نظامی و تنش در اطراف تنگه هرمز، ریسک تجارت و صادرات انرژی را افزایش داده است.

حکومت ممکن است بخشی از افزایش نرخ ارز را «جنگ روانی» بنامد؛ اما حتی اگر بخشی از جهش قیمت ناشی از انتظارات باشد، سؤال اصلی پابرجاست: چرا بازار ایران تا این اندازه مستعد وحشت ارزی شده است؟

پاسخ را نمی‌توان فقط در واشنگتن یا در تحریم‌ها جست‌وجو کرد.سال‌ها تورم، کسری بودجه، سیاست پولی نامنظم، چندنرخی بودن ارز، فساد، فرار سرمایه، بی‌ثباتی تصمیم‌های اقتصادی و سیاست خارجی پرهزینه، اقتصاد ایران را پیش از بحران کنونی نیز آسیب‌پذیر کرده بود. جنگ این مشکلات را از صفر ایجاد نکرد؛ جنگ آنها را با سرعت بیشتری آشکار کرد. در واقع، بحران کنونی حاصل برخورد دو نیروست: فشار خارجی و ضعف داخلی.

تحریم‌ها دسترسی به ارز را محدود می‌کنند؛ جنگ صادرات و تجارت را مختل می‌کند؛ محاصره مسیرهای انتقال نفت را می‌بندد؛ کاهش درآمدهای نفتی توان مالی حکومت را کاهش می‌دهد؛ تورم قدرت خرید ریال را می‌بلعد و بی‌اعتمادی عمومی تقاضا برای ارز و طلا را بالا می‌برد.

نتیجه، پول ملی‌ای است که هر روز بیشتر از گذشته اعتبار خود را از دست می‌دهد. مشکل جمهوری اسلامی فقط گران شدن دلار نیست. مشکل این است که بازار دیگر به آینده ریال اعتماد ندارد.

دولت می‌تواند برای مدتی با تزریق ارز، کنترل‌های امنیتی و محدودیت‌های معاملاتی سرعت سقوط را کاهش دهد؛ اما هیچ مقدار تزریق ارز نمی‌تواند به‌تنهایی اعتماد ازدست‌رفته را بازسازی کند.

اگر جمهوری اسلامی بخواهد این روند را متوقف کند، مسئله فقط کنترل بازار ارز نیست. مسئله به سیاست خارجی، دسترسی به تجارت جهانی، صادرات نفت، نظام بانکی، سیاست‌های پولی و مالی و در نهایت نوع رابطه حکومت با اقتصاد ایران بازمی‌گردد.

تا زمانی که هزینه انزوای سیاسی و نظامی جمهوری اسلامی از جیب اقتصاد و مردم ایران پرداخت می‌شود، سقوط ریال صرفاً یک عدد روی تابلوی صرافی‌ها نیست. سقوط ریال صورت‌حساب انزوایی است که هر روز به زندگی میلیون‌ها ایرانی ارسال می‌شود.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن