اختصاصی هموطن/ گروه سیاسی-سید امیر موسوی
از همان روز که در بحبوحه جنگ، بحث تجمعات حامیان نظام در خیابانها و میادین مختلف پایتخت و دیگر نقاط کشور مطرح شده و بنا شد که از میدان فلسطین و نقاط سنتی به باقی معابر شهر تسری پیدا کند، شاید کمتر کسی از مسئولین نظام، حتی تصور چنین وضعیتی را که امروز شاهد آن هستیم، میکردند.
تجمعاتی که قرار بود در حمایت از جمهوری اسلامی و به بهانه دفاع از وطن با تصاویری از رهبر موروثی سوم و شعارهایی نظیر «مرگ بر وطنفروش خائن»، «نه سازش، نه تسلیم، نبرد با آمریکا» و اراجیفی از این دست به راه افتاده و طی سیرکی مبتذل به بستری برای عقدهگشایی و لگام زدن بر طیف رادیکال بدل شود، امروز با امضای تفاهمنامه میان تهران و واشنگتن به یک چمچاره برای نظام درآمده است. البته از حق نگذریم که در همین بیش از یکصد شب گذشته، تندروها، حسابی جنگ بازی کرده و از هر شامورتی که فکرش را بکنید و نکنید در آمدند. از صورتی کردن موشک و برپایی خیابانی سور و سات وصلت زوجهای جانفدا گرفته تا ریسه شدن جماعتی با اقسام پوشش اختیاری-که سایر مردم برای دستیابی به آن، خون و جوان دادهاند-و حمایت از ولی فقیه سوم، تنها ویکی پدیایی از وضعیتی بود که هنوز هم تداوم داشته و اره در گلوی نظام بدل شده است. حال، این ماوقع، سوای آن خط و نشان و میگیریم، میبریم، میکشیمهایی است که مشتی مداحنما علیه هرآنکه دستورش از بالاسر میآمد پشت تریبون فریاد زدند و صدای نتراشیده و نخراشیدهشان هم از صدای و سیمای بیتالمال به صورت مردم مستاصل و گرفتار کوفته شد.
حالا هم، علی زینی وند، سخنگوی وزارت کشور در مورد تعیین زمان مشخص برای جمعآوری این تجمعات، گفته: «این تجمعات مردمی است، هزینه های ان هم از طریق مردم تامین میشود. در تجمعات هیچ اثری از نهادهای دولتی نیست؛ اینکه پایان تجمعات چه زمانی باشد در حال تدوین است. درحال حاضر ایام محرم است و سپس مراسم تشیع رهبری برگزار میشود، پس از ان تدوین میشود که چگونه این تجمعات پایان یابد.»
اگر از چند دروغ مستتر در کلام او، نظیر مردمی بودن این تجمعات و تامین هزینههای آن از محل حمایتهای مردمی! بگذریم، این گفتهها، نشانگر و موید ادعای مطرح شده در مطلع این نگاره است.
به هر حال با همه بالا و پایینش، فتیله جنگ-دست کم تا اطلاع ثانوی-پایین کشیده شده و با فرستادن پزشکیان به قربانگاه سفید ماندن مجتبی خامنهای، نزد هواخواهان هسته سخت قدرت، پرچمهای سفید در حال احتزاز است. در چنین وضعی؛ خب! تاریخ انقضای «بزن که خوب میزنی» نیز سررسیده و توجیهی برای تداوم حضور شرکتکنندگان در سیرک شبانه حکومتی وجود ندارد.
اما هنوز که هنوز است با تداوم این شامورتیبازی است که به قول رسانههای زنجیرهای فعال در پروپاگاندای نظام؛ ملت «مبعوث شده» تا دلشان بخواهد، مشتی بلندگوی ریز و درشت را در گوش سایر شهروندان به مانند متهاش گوش خراش میچرخانند و احدی هم نیست که به جرم مزاحمت عمومی، گوش مبارکشان را بپیچاند! در حالی که همین 17 سال پیش، کرور کرور فعالین سیاسی و نخبگان این مملکت به جرم حضور در راهپیماییهای خرداد 88 و با عنوان اخلال در ترافیک محاکمه میشدند، امروز بسیاری از معابر اصلی شهرها به واسطه جنگ بازی صورتی این جماعت اقلیت نورچشمی رسما مسدود هستند و بلاد مختلف مملکت به تسخیر این حضرات در آمده!
البته، آنچه مورد اشاره قرار گرفته، سوای محتوایی است که در این تجمعات عرضه میشود و عجالتا در حال اشاره به مضرات و مصائب برپایی این تجمعات برای سایر مردم ستمدیده و در تبعیض زیسته هستیم. مردمی که از بدیهیترین حقوق شهروندی و نقدا، بهرهمندی از کوچکترین امکان ابراز موضع بر اساس اصل 27 قانون اساسی همین جمهوری اسلامی به صورت پیش فرض و سنتی محرومند، امروز نظارهگر مزاحمتی به گستره یک ایران هستند و شکاف میان آنها با حاکمیت به مدد همین فقره، روز به روز و لحظه به لحظه در حال تعمیق و تشدید است.