رحیم قمیشی
بلم به زحمت در هور جلو میرود، صدها هزار ماهی و پرنده زیبا، کنار هم مُردهاند. گیاهان زیبا، چولانها، نیها، یادگارهای آن روزها و شبهای باصفا، همه خشکیدهاند!
بیابان بی آب و علفی، ساخته شده، ترسناک.
آسمان، مه غلیظی گرفته، زمین دودی خفه کننده. مردم وحشتزده تنها نگاه میکنند. دکلها گازهای چاههای نفت را سوزانده و آلودگی را به آسمان و زمین میپاشند.
اینجا بخش ایرانی هورالعظیم در خوزستان است! کنار بستان، کنار هویزه، کنار سوسنگرد.
همان جاها که برای آزادی متر به مترش، هزار هزار شهید دادیم.
زن عربزبان میگوید ما دیگر زندگی نداریم. مرد محلی میگوید شغلهای ما از دست رفته، همه بیکار شدهایم، جوان میگوید؛ مردم گاومیشها را میفروشند. کودک میگوید مدرسه ما تعطیل است، بخاطر هوای آلوده، دختر میگوید بیشتر روزها نفس کشیدن اینجا برایمان سخت است، ما نفس کم داریم!
انگار کسی جهنم را به تصویر کشیده باشد.
همه اینها را در مستند ۷۵ دقیقهای میبینم که دوست عزیزم مهدی افشارنیک با کمک محمد درویش عزیز ساخته و امکان نمایش خصوصیاش فراهم شده.
نیمی از مدت نمایش بغض کردهام.
یعنی اینجا، همان هور زیباست!؟
دکتر مهدی، برادرم، که همراهم برای دیدن مستند آمده، میگوید دو سوم هور کاملاً خشکیده و یک سوم باقیمانده هم در شرف مرگ است. میترسم.
میگوید همین هور عظیم سالها پیش، آنقدر زیبا بوده که میتوانسته منبع بزرگی برای جذب گردشگر و جاذبهای طبیعی و استثنایی در جنوب کشور برای ایران و جهانیان باشد. میگوید دروغ میگویند ترکیه و عراق باعث خشکی هور شدهاند، هورِ ایران، اصلاً حقابهاش را از دجله و فرات نمیگیرد، از کرخهای میگیرد که ما با زدن سدهای بیرویه خفهاش کردهایم!
دلم میگیرد.
بیشتر از یکسال افشارنیک و درویش وقت گذاشته و این مستند تکاندهنده را ساختهاند، از درد مردم، از درد طبیعتِ مظلوم هور، بچهماهیهای تلف شده، پرندگان کشته شده، از درد گاومیشهایی که روز به روز کمتر میشوند. اما مگر این مستند را صدا و سیمای کشور پخش میکند؟ میگویند سیاه نمایی است.
ایران در حال پیشرفت است، چیزی به قله نمانده!
درویش میگوید ماهیها بهخاطر کم آبی نمردهاند، آنها میتوانستند به مناطق پر آب دیگر مهاجرت کنند، آنها را آلودگی هور کشته، از بس پسابها و فاضلابها، آنجا رها میشوند، و هیچکس هیچ نظارتی بر آن ندارد.
بیشتر دلم میگیرد. میخواهم از سالن نمایش بیایم بیرون، شاید حالم بهتر شود.
چشمهایم را ببندم و بهدروغ به خودم بگویم وضع خوبست!
وزارت نیرو میگوید تقصیر وزارت نفت است که هور اینطور شده، وزارت نفت میگوید مشکل از وزارت نیروست، محیط زیست میگوید مشکل از هر دو است، انگار هر وزارتخانهای برای یک کشور است!
هر سه میگویند؛ اصلاً تقصیر خداست، بارانش را کم کرده!
همهشان دروغ میگویند.
هور صدها هزار سال زیست و کم نیاورد.
ما جانش را گرفتیم. با ندانم کاری، با کارهای احمقانه، با خودخواهی. ما حق نسلهای آینده را هم از آنها گرفتیم. ما نه فقط به انسانها، به صدها هزار جاندار ریز و درشت دیگر هم رحم نکردیم.
دولت و حاکمیت را تنها، مقصر جلوه دادن هم، ظلم است، همه ما مقصریم. هر کدام از ما یک سهم و حاکمیت، هزاران سهم.
هورالعظیم نفسش به شماره افتاده. مثل دریاچه ارومیه، مثل کارون، مثل زاینده رود، مثل خرمشهر، مثل آبادان، مثل سوسنگرد.
محمد درویش از بیتوجهی به محیط زیست دلش خون است. کِی قرار است همه باور کنند این همه، یک امانت است دست ما، کِی قرار است آستینها بالا زده شود، برای آباد کردن اصولی ایرانمان!؟
افشارنیک هم دلش پر است، از بیمهریها. از اینکه هیچکس نمیخواهد مقصر شناخته شود. هر کس تقصیر را به گردن آن دیگری میاندازد. غافل از اینکه اینها همهاش یک “ایران” است.
من دست آقا مهدی افشارنیک و محمد درویش عزیز را برای ساخت این مستند، که مهجور مانده و مانند عنوانش “گم شده” میبوسم. آنها دقایقی از مستند بلندی را ساختند که سالها بعد، برای نسلهای پس از ما، نمایش داده خواهد شد.
– همان وقتی که طبیعت میمُرد، همان وقتی که هور نفسهای آخرش را میکشید، پرندهها آوازهای آخرشان را میخواندند، ماهیها دنبال جانپناهی میگشتند، و نمییافتند…
عدهای داستان میبافتند؛
ما دنیا را میخواهیم بسازیم!
قرنها جهان منتظر نسل ما بوده.
چنین حکومتی بشریت تا حال به خود ندیده!
خدا کند پخش خصوصی این مستند را هم ممنوع نکنند.
نگویند فرزند شهید هم میخواسته سیاهنمایی کند. نگویند چرا جنبههای مثبت را نشان ندادید!
چرا نگفتید؛
مردم هنوز گاهی نفس میکشند
دود هست، درد هست، فقر هست
نابودی ایران هست
ولی نکات مثبت چه؟
هور را فراموش کنید
بگویید همه چیز خوبست
فقط دشمنان نمیگذارند
خوبیها نمایان شود!