اختصاصی گروه سیاسی/ نیکان توحیدی
اقتصاد ایران سالهاست با مجموعهای از بحرانهای درهمتنیده دستوپنجه نرم میکند؛ تورم مزمن، کاهش ارزش پول ملی، نااطمینانی اقتصادی و دشواری دسترسی خانوارها به کالاها و خدمات ضروری، زندگی روزمره میلیونها ایرانی را تحت فشار قرار داده است. تازهترین نشانه این وضعیت، افزایش شدید شاخص فلاکت است؛ شاخصی که ترکیب نرخ تورم و بیکاری را نشان میدهد و تصویری از فشار اقتصادی بر جامعه ارائه میکند.
بر اساس گزارشی که درباره وضعیت اقتصادی بهار ۱۴۰۵ منتشر شده، شاخص فلاکت ایران به عدد ۹۱.۱ واحد رسیده است؛ رقمی که بهعنوان یک رکورد تاریخی در این گزارش مطرح شده و نشاندهنده شدت فشارهای اقتصادی بر خانوارهاست.
اما پشت این عدد، واقعیتی انسانی وجود دارد: خانوادههایی که هر ماه با افزایش هزینهها، کاهش قدرت خرید و دشواری تأمین نیازهای اولیه مواجهاند. برای بسیاری از شهروندان، مسئله دیگر تنها رشد قیمتها نیست؛ بلکه این پرسش مطرح است که آیا درآمد آنها اساساً توان جبران سرعت افزایش هزینههای زندگی را دارد یا نه.
تورم؛ کاهش آرام اما مستمر قدرت خرید مردم
تورم در اقتصاد ایران دیگر یک پدیده موقت یا مقطعی نیست، بلکه به بخشی از تجربه روزانه مردم تبدیل شده است. افزایش قیمت مواد غذایی، مسکن، خدمات درمانی و هزینههای آموزش، فشار مضاعفی بر دهکهای پایین و حتی بخشهایی از طبقه متوسط وارد کرده است.
مشکل اصلی آن است که افزایش درآمدها، چه در بخش حقوقبگیران و چه در بسیاری از مشاغل آزاد، معمولاً با سرعت رشد هزینهها هماهنگ نبوده است. نتیجه این فاصله، کاهش تدریجی استاندارد زندگی و تغییر الگوی مصرف خانوارهاست؛ خانوادههایی که پیشتر بخشی از درآمد خود را صرف رفاه، آموزش یا پسانداز میکردند، اکنون بخش بزرگتری از منابع خود را صرف نیازهای ضروری میکنند.
شاخص فلاکت بالا، تنها یک عدد اقتصادی نیست؛ بلکه بازتابی از کاهش احساس امنیت اقتصادی در جامعه است. هنگامی که شهروندان نمیتوانند چشمانداز روشنی برای آینده مالی خود داشته باشند، تصمیمهایی مانند خرید خانه، تشکیل خانواده، سرمایهگذاری یا حتی برنامهریزی بلندمدت دشوارتر میشود.
کارشناسان اقتصادی معتقدند ادامه این وضعیت نتیجه ترکیبی از عوامل داخلی مانند مدیریت ناکارآمد اقتصادی، سیاستهای پولی و بودجهای نامتوازن و همچنین پیامدهای تحریمهای خارجی و جنگ است. در مقابل، مقامهای جمهوری اسلامی معمولاً تحریمها را عامل اصلی مشکلات معرفی میکنند و بر سیاستهای حمایتی دولت تأکید دارند. با این حال، تجربه روزمره مردم نشان میدهد که فشار معیشتی همچنان یک مسئله جدی باقی مانده است.
بحران اعتماد؛ فاصله میان وعدههای اقتصادی و واقعیت زندگی مردم
یکی از پیامدهای مهم بحران اقتصادی، افزایش فاصله میان روایت رسمی و تجربه اجتماعی شهروندان است. در حالی که مقامهای دولتی از برنامههای کنترل تورم، رشد اقتصادی و حمایت از اقشار آسیبپذیر سخن میگویند، بسیاری از مردم با واقعیتی متفاوت روبهرو هستند: هزینههای بالاتر، قدرت خرید کمتر و نگرانی بیشتر درباره آینده.
اقتصاد تنها با آمارهای کلان سنجیده نمیشود؛ شاخصهای اقتصادی زمانی معنا پیدا میکنند که تأثیر آنها در زندگی واقعی مردم دیده شود. رشد اقتصادی، اگر به بهبود وضعیت خانوارها منجر نشود، نمیتواند بهتنهایی نشانه موفقیت اقتصادی تلقی شود.
در سالهای اخیر، کاهش قدرت خرید به یکی از عوامل اصلی نارضایتی اجتماعی تبدیل شده است. فشار اقتصادی نهتنها بر سطح رفاه تأثیر گذاشته، بلکه بر روابط اجتماعی، تصمیمهای خانوادگی و امید به آینده نیز اثر گذاشته است.
ادامه این روند میتواند پیامدهایی فراتر از اقتصاد داشته باشد. جامعهای که بخش بزرگی از آن دائماً درگیر تأمین نیازهای اولیه است، با کاهش سرمایه اجتماعی و افزایش بیاعتمادی نسبت به سیاستگذاریهای رسمی مواجه میشود.
راه خروج از بحران؛ اصلاحات اقتصادی یا ادامه مسیر گذشته؟
بحران معیشتی ایران تنها با اقدامات کوتاهمدت مانند پرداخت یارانه یا بستههای حمایتی حل نخواهد شد. بسیاری از کارشناسان اقتصادی بر این باورند که حل ریشهای مشکلات نیازمند اصلاحات ساختاری، افزایش شفافیت اقتصادی، کاهش نااطمینانی برای فعالان اقتصادی و ایجاد شرایطی برای رشد پایدار است.
در شرایطی که شاخص فلاکت به سطوح کمسابقه رسیده، پرسش اصلی این است که آیا سیاستگذاران اقتصادی حاضر به پذیرش عمق بحران و تغییر مسیر هستند یا همچنان تلاش خواهند کرد مشکلات را با راهحلهای مقطعی مدیریت کنند.
اقتصاد ایران دارای منابع گسترده طبیعی و انسانی است، اما تداوم بحرانهای اقتصادی نشان میدهد ظرفیتهای موجود به شکل مؤثر به رفاه عمومی تبدیل نشده است.
برای بسیاری از ایرانیان، مسئله اصلی دیگر فقط قیمت کالاها نیست؛ بلکه احساس از دست رفتن آینده اقتصادی است.
رکوردشکنی شاخص فلاکت یک هشدار جدی است: وقتی فشار اقتصادی از یک مسئله آماری به تجربه روزمره میلیونها نفر تبدیل میشود، دیگر نمیتوان آن را صرفاً یک نوسان اقتصادی دانست. بحران قدرت خرید، اکنون به یکی از مهمترین چالشهای اجتماعی و سیاسی ایران تبدیل شده است.