خانه پیشنهاد هم‌وطن سفره‌های خالی در گروگان حکومت و کشور در آستانه سقوط

سایه جنگ و تورم ۱۸۰ درصدی بر سر ایران

سفره‌های خالی در گروگان حکومت و کشور در آستانه سقوط

در حالی که گرمای تابستان ۱۴۰۵ با بوی باروت در سواحل خلیج فارس درآمیخته است، گزارش‌های اتاق‌ جنگ در واشینگتن و تحرکات نظامی در منطقه، از سناریویی هولناک حکایت دارند که می‌تواند نقشه سیاسی خاورمیانه را برای همیشه تغییر دهد.

اختصاصی هم‌وطن/ گروه سیاسی-بیژن پویان
 
در حالی که گرمای تابستان ۱۴۰۵ با بوی باروت در سواحل خلیج فارس درآمیخته است، گزارش‌های اتاق‌ جنگ در واشینگتن و تحرکات نظامی در منطقه، از سناریویی هولناک حکایت دارند که می‌تواند نقشه سیاسی خاورمیانه را برای همیشه تغییر دهد. به گزارش شبکه خبری سی‌ان‌ان، پنتاگون طرحی موسوم به «عملیات دو هفته‌ای» را روی میز دونالد ترامپ قرار داده است که شامل حملات هوایی بی‌سابقه و نقطه‌زن به قلب زیرساخت‌های نظامی و اقتصادی ایران است. این در حالی است که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری ایالات متحده، روز جمعه ۹ مرداد در اقامتگاه کمپ دیوید، خطاب به خبرنگاران گفت: «شیوه مذاکره ایرانی‌ها مرا عصبانی می‌کند. آن‌ها ۷ ساعت بر سر موضوعی مذاکره می‌کنند که می‌توانند در ۱۰ دقیقه به نتیجه برسانند.» او که در میان مشاوران ارشد خود از جمله جرد کوشنر و مارکو روبیو سخن می‌گفت، تاکید کرد که اگرچه رسیدن به توافق غیرممکن نیست، اما او دیگر اعتمادی به مقامات تهران ندارد زیرا به گفته او «آن‌ها دروغ می‌گویند.»

این بن‌بست دیپلماتیک در حالی به سمت یک رویارویی نظامی میل می‌کند که تحلیلگران بین‌المللی هشدار می‌دهند هزینه این «مقاومت» ادعایی جمهوری اسلامی، نه توسط کارگزاران نظام، بلکه توسط مردمی پرداخت می‌شود که در یک اقتصاد در حال احتضار دست و پا می‌زنند. جمهوری اسلامی در فضای بین‌الملل به وضعیتی دچار شده که بسیاری از کشورهای منطقه آن را به یک «غده سرطانی» تشبیه می‌کنند؛ موجودیتی که با تنش‌آفرینی در آبراه‌های بین‌المللی، ائتلافی جهانی را علیه خود بسیج کرده است. در حالی که فرماندهان سپاه از نبرد نهایی سخن می‌گویند، واقعیت این است که جامعه مدنی ایران هیچ رابطه معناداری با این اهداف جنگ‌طلبانه ندارد و تنها نگران نابودی باقی‌مانده سرمایه‌های ملی خود در جهنم جنگی است که برنده‌ای نخواهد داشت.
 
اقتصاد در حال احتضار و تورم ۱۸۰ درصدی
در حالی که سایه جنگ گسترده‌تر می‌شود، ستون‌های اقتصادی ایران تحت فشارهای خردکننده در حال فروپاشی است. اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا، در نشست کابینه آمریکا از استراتژی «خشکاندن منابع مالی» تهران سخن گفت. او با اشاره به اینکه واشینگتن در حال شناسایی و توقیف دارایی‌های حکومت ایران در سراسر جهان است، افزود: «بانک مرکزی جمهوری اسلامی مجبور شد پول چاپ کند و این باعث تورم شد. اکنون آن‌ها با تورم ۱۸۰ درصدی مواجه هستند. آن‌ها قادر به پرداخت حقوق نیروهای خود نیستند.» این اظهارات با واقعیت‌های میدانی در داخل ایران همخوانی ترسناکی دارد.  اقتصادنیوز گزارش می‌دهد که پدیده «فرار از ریال» به یک اپیدمی تبدیل شده و مردم برای حفظ ارزش دارایی‌های خود، از هرگونه دارایی ریالی فرار می‌کنند. در این گزارش آمده است: «ما به اندازه‌ای که دستگاه‌ها و ماشین‌آلات‌مان در حال مستهلک شدن هستند، سرمایه‌گذاری انجام نمی‌دهیم. بنابراین موجودی سرمایه در اقتصاد در حال کاهش است.»

فاجعه اقتصادی زمانی ملموس‌تر می‌شود که به آمارهای غیررسمی اشتغال نگریسته شود. بر اساس گزارش‌های داخلی تنها در تهران حدود ۳ میلیون نفر به فعالیت در پلتفرم‌های جابه‌جایی مسافر مانند اسنپ روی آورده‌اند؛ عددی که نشان‌دهنده نابودی مشاغل تولیدی و صنعتی و پناه بردن نیروی کار به مشاغل کاذب برای بقای حداقلی است. در چنین شرایطی، کارگزاران جمهوری اسلامی مدام از جنگی صحبت می‌کنند که هزینه‌های صدها هزار میلیاردی آن، تیر خلاصی بر پیکر نیمه‌جان اقتصاد ایران خواهد بود. به باور بسیاری از کارشناسان، ورود به یک جنگ فرسایشی با آمریکا، ایران را به یک «کشور متروکه، عقب‌افتاده و اسقاطی» تبدیل خواهد کرد که حتی پس از پایان درگیری نیز دهه‌ها زمان برای بازگشت به نقطه صفر نیاز خواهد داشت.
 
گروگان‌گیری نان جهان و بحران کود
یکی از خطرناک‌ترین ابزارهای فشار جمهوری اسلامی در هفته‌های اخیر، تهدید به مسدود کردن تنگه هرمز بوده است. اگرچه فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام) در بیانیه‌ای تاکید کرده که «این آبراه همچنان برای تردد کشتی‌های تجاری باز است»، اما اقدامات ایذایی سپاه پاسداران، امنیت دریانوردی را به مخاطره انداخته است. اما نکته‌ای که کمتر به آن توجه شده، این است که تنگه هرمز تنها گذرگاه نفت نیست؛ بلکه شریان حیاتی انتقال «کود شیمیایی» به جهان است. بر اساس بررسی مؤسسه بین‌المللی پژوهش سیاست غذایی، کشورهای خلیج فارس ۳۶ درصد صادرات جهانی اوره را در اختیار دارند. توقف تردد در این تنگه، به معنای توقف تولید غذا در مزارع برزیل، هند و آفریقاست.

ماکسیمو تورِرو، اقتصاددان ارشد سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد (FAO)، در نشست خبری سازمان ملل هشدار داد که این یک «شوک سیستمی» به نظام غذایی جهان است. او توضیح داد که کاهش مصرف کود به دلیل گرانی ناشی از جنگ، افت به مراتب بزرگ‌تری در محصول ایجاد می‌کند. این بحران مستقیماً به سفره‌های مردم ایران نیز بازمی‌گردد. در حالی که ایران خود تولیدکننده اوره است، کشاورزان داخلی با قیمت‌های نجومی مواجه‌اند. صداوسیما جمهوری اسلامی در گزارشی اعلام کرده است که قیمت هر کیسه سوپر فسفات تریپل به بیش از هفت میلیون تومان رسیده است. این تضاد آشکار میان ادعاهای خودکفایی و واقعیت‌های بازار، نشان‌دهنده ناکارآمدی ساختاری است که در زمان جنگ تشدید شده است. رئیس انجمن واردکنندگان سم و کود ایران نیز در گفت‌وگو با ایلنا تاکید کرد که «واردات کود عملاً متوقف شده است»، امری که امنیت غذایی آینده ایران را با تهدیدی جدی روبرو می‌کند.
 
شکاف در بدنه تصمیم‌گیری
در حالی که چهره‌های تندرو مانند احمد علم‌الهدی مدعی هستند که «مذاکره و آتش‌بس یک فریب است و جز جهاد و مقاومت هیچ راهی نداریم»، صداهای منتقد همسو با نظام نیز نسبت به پیامدهای شوم این تفکر هشدار می‌دهند. برخی تحلیلگران بر این باورند که جریان‌های تندرو، آگاهانه یا ناآگاهانه، در زمین نابودی ایران بازی می‌کنند. در یکی از تحلیل‌های تند منتشر شده، این پرسش مطرح شده است که آیا «موساد به جنگ‌طلبان ایرانی پروژه جنگ سوم ایران با آمریکا را برون‌سپاری کرده است؟» این تحلیل با اشاره به تجربه «الی کوهن»، جاسوس بزرگ اسرائیل در سوریه، هشدار می‌دهد که حضور نفوذی‌ها در رده‌های تصمیم‌سازی کشور در پوشش تفکر جبهه پایداری محتمل است؛ جریانی که با شعارهای تند علیه مذاکره، عملاً مسیر نابودی اقتصاد و زیرساخت‌های کشور را هموار می‌کند. این اختلافات درونی در داخل بدنه جمهوری اسلامی این روزها خیلی عیان تر از سابق خود را نمایان کرده است.

این شکاف در مجلس نیز به وضوح دیده می‌شود. در حالی که مملکت در وضعیت «نه جنگ و نه صلح» قرار دارد، نمایندگانی چون نقدعلی همچنان بر طبل مسائل مانند حجاب اجباری می‌کوبند. خبرآنلاین می‌نویسد: نقدعلی در حالی از «درد بی‌حجابی» گریه می‌کند که به گفته منتقدان، باید برای «درد بی‌مجلسی» و کاهش قدرت خرید مردم گریه کرد. این گزارش می‌افزاید: «اگر قرار بر گریه باشد، باید سری به فروشگاه‌ها بزنید و کاهش قدرت خرید مردم را ببینید. درست است که قحطی نشده ولی دست مردم کوتاه است.» همچنین اصرار بر سرکوب‌های اجتماعی در آستانه یک جنگ خارجی، نشان‌دهنده ترس حاکمیت از اعتراضات گسترده مردمی است که دیگر هیچ پیوندی با آرمان‌های انقلابی نظام ندارند.

 استراتژی رعب و وحشت
جمهوری اسلامی به خوبی می‌داند که نارضایتی عمومی به نقطه انفجار رسیده است. به همین دلیل، همزمان با تشدید تنش‌های خارجی، استراتژی «ایجاد رعب و وحشت» در داخل را با شدت بیشتری دنبال می‌کند. تداوم اعدام‌ها و تهدیدهای مکرر شهروندان، پیامی روشن به جامعه است: هرگونه اعتراض در زمان جنگ، با مشت آهنین پاسخ داده خواهد شد. اما تحلیلگران هشدار می‌دهند که این رویکرد می‌تواند نتیجه معکوس داشته باشد. وقتی حکومت نتواند به نیازهای حداقلی ۹۰ میلیون شهروند پاسخ دهد، با کدام پشتوانه اقتصادی و مردمی می‌خواهد در مقابل نفوذ دشمنان قسم خورده‌ش مقاومت کند؟

ورود به جنگ با آمریکا، ارمغانی جز پروژه «کره شمالی شدن» برای ایران نخواهد داشت. دونالد ترامپ در سخنان خود در کمپ دیوید گفت: «شاید اکنون هنوز قوی باشند، اما ضعیف‌تر و ضعیف‌تر خواهند شد و سرانجام از بین می‌روند. به‌زودی دیگر چیزی از توان نظامی آن‌ها باقی نماند.» این سخنان می‌تواند نشان از این نکته باشد  یک استراتژی فرسایشی مدنظر آمریکاست که هدف آن نه فقط تغییر رفتار بلکه فروپاشی کامل ساختار قدرت در ایران از طریق نابودی توان نظامی و اقتصادی است. در این میان، مردم ایران که مرجعیت رسانه‌ای خود را در پلتفرم‌های فیلتر شده می‌جویند، به تماشاگران مستأصلی تبدیل شده‌اند که شاهد نابودی وطن خود به دست تندروهای هستند.
 
تاوان سنگین برای یک رویای پوچ
گزارش‌های میدانی و تحلیل داده‌های اقتصادی نشان می‌دهد که ایران در خطرناک‌ترین پیچ تاریخی خود پس از جنگ جهانی دوم قرار دارد. ائتلاف کشورهای منطقه علیه جمهوری اسلامی، که از آن به عنوان یک «غده سرطانی» یاد می‌کنند، نشان‌دهنده انزوای مطلق دیپلماتیک تهران است. در حالی که ترامپ در آستانه تصمیم بزرگ خود برای آغاز حملات است، مردم ایران در خانه‌های خود با ترس از آینده‌ای زندگی می‌کنند که در آن نه نانی برای خوردن هست و نه امنیتی برای زیستن.

حقیقت تلخ این است که اگر جنگی رخ دهد، این کارگزاران نظام نخواهند بود که در سنگرها کشته می‌شوند یا در صف‌های نان می‌ایستند؛ بلکه این مردم عادی هستند که باید تاوان سنگین جنگ‌افروزی‌هایی را بدهند که هیچ نقشی در برافروختن آن نداشته‌اند. همان‌طور که در گزارش‌های داخلی آمده است، «جنگ سوم با آمریکا نتیجه‌ای ویرانگر برای اقتصاد کشور و معیشت مردم در پی خواهد داشت» و می‌تواند ایران را از مدار توسعه جهانی صدها سال عقب بیندازد. اکنون جهان چشم به واشینگتن و تهران دوخته است تا ببیند آیا عقلانیت در آخرین لحظه جایگزین جنون جنگ خواهد شد، یا اینکه خاورمیانه شاهد بزرگ‌ترین تراژدی قرن بیست و یکم خواهد بود.
 
ایران در آستانه تبدیل شدن به کشوری متروکه
اگر سناریوی حملات دو هفته‌ای آمریکا اجرایی شود، آنچه از ایران باقی خواهد ماند، کشوری با زیرساخت‌های درهم‌کوبیده و اقتصادی است که دهه‌ها از مدار توسعه خارج شده است. حملات تیرماه که بیش از ۶۰ شهر و منطقه را در ۱۷ استان هدف قرار داد، تنها پیش‌درآمدی بر آن چیزی است که در راه است. تخریب پل‌ها، نیروگاه‌ها و تقاطع‌های ریلی، نه تنها توان نظامی بلکه توان زیستی مردم را نیز هدف گرفته است. در چنین شرایطی، ادعای «مقاومت» از سوی کسانی که خود در پناهگاه‌های امن نشسته‌اند، چیزی جز خیانت به کشور نیست.

ایران امروز در دوراهی «صلح» یا «نابودی کامل در جهنم جنگ» قرار دارد. جامعه مدنی ایران، مستظهر به حمایت اکثریت مطلق افکار عمومی، خواستار پایان دادن به این وضعیت «نه جنگ و نه صلح» است. اما تا زمانی که تندروهای در لایه‌های تصمیم‌گیری نفوذ دارند، امید به صلح بسیار کمرنگ به نظر می‌رسد. مردم ایران، که اکنون برای خرید یک کیسه برنج یا تامین نان شب خود با دشواری روبرو هستند، به خوبی می‌دانند که نخستین پیامد شوم جنگ، چیزی جز اسقاط کردن ایران نخواهد بود. زمان برای تصمیمی بزرگ نه تنها برای ترامپ، بلکه برای کسانی که در تهران بر مسند قدرت تکیه زده‌اند، به سرعت در حال پایان یافتن است.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن