خانه آموزش عالی کمیته‌های انضباطی مشغول تصفیه دانشجویان معترض

گزارش «هم‌وطن» از موج جدید برخورد با فعالان دانشجویی در تهران و شهرستان‌ها

کمیته‌های انضباطی مشغول تصفیه دانشجویان معترض

دانشگاه‌های ایران که همواره به عنوان سنگر آزادی‌خواهی و دیده‌بان جامعه شناخته می‌شدند، اکنون با یکی از سهمگین‌ترین امواج سرکوب در تاریخ معاصر خود روبرو هستند.

اختصاصی هم‌وطن/ گروه سیاسی- فرهاد جم
 
دانشگاه‌های ایران که همواره به عنوان سنگر آزادی‌خواهی و دیده‌بان جامعه شناخته می‌شدند، اکنون با یکی از سهمگین‌ترین امواج سرکوب در تاریخ معاصر خود روبرو هستند. پس از فروکش کردن ظاهری اعتراضات خیابانی، نهادهای امنیتی با تغییر رویکرد از سرکوب سخت در خیابان به سرکوب نرم و اداری در راهروهای دانشگاه، پروژه‌ای موسوم به «تصفیه دانشگاه» را کلید زده‌اند. در این میان، کمیته‌های انضباطی که طبق آیین‌نامه‌ها باید نهادی مستقل برای رسیدگی به تخلفات آموزشی و اخلاقی باشند، عملاً به بازوی اجرایی نهادهای امنیتی و اطلاعاتی تبدیل شده‌اند. گزارش‌های رسیده از دانشگاه‌های مختلف نشان می‌دهد که احکام اخراج، تعلیق و محرومیت از تحصیل، نه بر اساس ضوابط دانشگاهی، بلکه به فرمان مستقیم بازجویان و نهادهای خارج از دانشگاه صادر می‌شود. این روند که با هدف تهی کردن دانشگاه از عناصر معترض و منتقد دنبال می‌شود، تمامی مرزهای قانونی و حقوقی را درنوردیده و حق تحصیل را به ابزاری برای باج‌گیری سیاسی تبدیل کرده است.
 
چهار دانشجو دانشگاه خواجه نصیر مجموعا هفت نیم‌سال تعلیق شدند
محمد، یکی از دانشجویان دانشگاه صنعتی خواجه نصیرالدین طوسی، در گفت‌وگویی با هم‌وطن، پرده از جزئیات تکان‌دهنده‌ای درباره نحوه پرونده‌سازی‌ها برمی‌دارد. او می‌گوید: «چهار دانشجو در پی رسیدگی کمیته انضباطی این دانشگاه به وقایع ۱۳ دی‌ماه سال گذشته، در مجموع به هفت نیم‌سال محرومیت از تحصیل محکوم شده‌اند. کمیته‌های انضباطی هم دلیل درستی به ما ارائه نمی‌کنند و تنها مبنای تشکیل پرونده گزارش حراست دانشگاه است که پیشتر هم ما را تهدید کرده بود گزارشتان را می دهیم تا به حسابتان برسند و چنان پیازداغش را زیاد خواهیم کرد که دمار از روزگار شما دربیاورند.» این اظهارات نشان می‌دهد که حراست دانشگاه دیگر نه یک نهاد صیانتی، بلکه به عنوان ضابط امنیتی عمل می‌کند که با بزرگ‌نمایی وقایع و جعل گزارش، مسیر را برای صدور سنگین‌ترین احکام ممکن هموار کرده است. محمد در ادامه به تجربه یکی از دوستانش در جلسات تفتیش عقاید کمیته انضباطی اشاره کرده و می‌افزاید: «بیشتر صحبت ها راجع به اظهارات چند شاهد عنوان شده است؛ در حالی‌که دانشجویان مدعی‌اند این اظهارات عمدتاً بازنویسی همان گزارش حراست بوده و فاقد سند و مدرک است.»
 
جعل واقعیت و نقض دادرسی عادلانه در کمیته‌های انضباطی
آنچه در روند رسیدگی به پرونده‌های دانشجویان در دانشگاه‌هایی نظیر خواجه نصیر و علم و صنعت می‌گذرد، فرسنگ‌ها با استانداردهای حقوقی فاصله دارد. بر اساس گزارش‌های انجمن دانشجویان خواحه نصیر، در بسیاری از موارد، کمیته‌های انضباطی حتی زحمت بررسی حضور یا عدم حضور دانشجویان در صحنه اعتراضات را به خود نمی‌دهند. محمد، دانشجوی خواجه نصیر در این باره تاکید می‌کند: «در بخشی از این پرونده همچنین ادعا شده نام برخی دانشجویان در فهرست متهمان آمده، در حالی که به گفته انجمن دانشجویان، برخی از آنان در روز مورد اشاره اساساً در خوابگاه حضور نداشته و در شهرهای محل سکونت خود بوده‌اند. دبیر کمیته انضباطی بدون راستی‌آزمایی کافی، اقدام به تشکیل پرونده کرده و کمیته بدوی نیز همان مستندات را مبنای صدور رأی قرار داده است.» این حجم از بی‌قانونی نشان‌دهنده آن است که هدف، نه بیان واقعیت، بلکه صرفاً صدور حکم برای ایجاد رعب و وحشت است. علاوه بر این، گزارش‌ها حاکی از آن است که جلسات رسیدگی بدون رعایت حد نصاب اعضای کمیته برگزار می‌شود و افرادی در این جلسات به عنوان داور حضور دارند که خود پیش‌تر متهم به نقض حقوق دانشجویان بوده‌اند.

ارغوان، فعال دانشجویی دانشگاه علم و صنعت، در گفت‌وگو با هم‌وطن به ابعاد دیگری از این سرکوب‌ها اشاره می‌کند. او با اشاره به آمار دانشجویان تعلیق شده، می‌گوید: «دست کم ۶ دانشجو با حکم بدوی کمیته انضباطی دانشگاه به یک ترم محرومیت از تحصیل محکوم شده‌اند. به چند دانشجوی دیگر در همین دانشگاه نیز به صورت شفاهی، یک ترم محرومیت از تحصیل ابلاغ شده بدون اینکه هیچ حکم کتبی برای آنها صادر شده باشد.» این شیوه ابلاغ شفاهی، راه را بر هرگونه اعتراض قانونی و پیگیری حقوقی می‌بندد. ارغوان همچنین به مسدود شدن سامانه آموزشی «گلستان» برای دانشجویان اشاره کرده و آن را نوعی اخراج پنهان می‌نامد: «تعداد بیشتری با وجود اتمام ترم از دسترسی به سامانه گلستان خود محرومند که این یعنی امکان ادامه تحصیل از ان ها سلب شده است. دانشجویان محروم شده در دانشگاه علم و صنعت بدون برگزاری حتی یک جلسه دفاع در کمیته انضباطی با این احکام مواجه شده‌اند.» به گفته او، مقامات دانشگاه به شکل فراقانونی دفاعیات را تنها از طریق ایمیل دریافت کرده و بدون تفهیم اتهام، اقدام به صدور حکم کرده‌اند که این خود نقض آشکار شیوه‌نامه‌های انضباطی است.
 
بیانیه‌های اعتراضی و فریاد استقلال دانشگاه
در واکنش به این موج سرکوب، دانشجویان با انتشار بیانیه‌هایی تند و صریح، مدیریت دانشگاه‌ها را به چالش کشیده‌اند. بیش از هزار دانشجو و فارغ‌التحصیل دانشگاه صنعتی شریف با امضای نامه‌ای سرگشاده خطاب به محمدرضا تجریشی، رییس این دانشگاه، نسبت به آنچه «تشدید فضای امنیتی» و گسترش برخوردهای انضباطی خوانده‌اند، اعتراض کردند. امضاکنندگان در این نامه تأکید کرده‌اند که اگر رئیس دانشگاه «نه توان تغییر دارد و نه اختیار آن را»، نباید جایگاه ریاست دانشگاه به «سپر توجیه وضع موجود» تبدیل شود. آن‌ها هشدار داده‌اند که این روند منجر به افزایش سرخوردگی و آسیب به اعتبار علمی دانشگاه می‌شود و خواستار آن شدند که مدیران یا از حقوق دانشجویان دفاع کنند یا از سمت خود کناره‌گیری نمایند. این بیانیه بیانگر به بن‌بست رسیدن تعامل میان بدنه دانشجویی و مدیریت انتصابی است که تنها نقش مجری دستورات امنیتی را ایفا می‌کند.
در سوی دیگر، استعفای جمعی اعضای شورای صنفی دانشگاه علوم توانبخشی و سلامت اجتماعی تهران، پرده از بحران مشروعیت نهادهای منتخب دانشجویی برمی‌دارد. این اعضا در بیانیه استعفای خود، علت این تصمیم را «بی‌توجهی به سازوکارهای جمعی شورا»، «کمرنگ شدن نقش اعضا در تصمیم‌سازی» و «نادیده گرفتن مطالبات دانشجویان» عنوان کرده‌اند. در این بیانیه آمده است که شورای صنفی زمانی معنا دارد که صدای دانشجویان باشد و نه ابزاری برای تایید سیاست‌های دانشگاه. آن‌ها به اولویت‌بندی‌های غلط بودجه‌ای انتقاد کرده و پرسیده‌اند چرا برای جشن‌ها بودجه هست اما برای بازگشایی خوابگاه‌ها و کاهش فشارهای معیشتی دانشجویان، کمبود منابع مطرح می‌شود. این بیانیه پس از آن صادر شد که در صفحه رسمی شورا، جملاتی توهین‌آمیز علیه دانشجویان متقاضی خوابگاه منتشر شده بود که نشان از نفوذ تفکرات امنیتی حتی در نهادهای صنفی داشت.
 
از تهران تا مشهد؛ جغرافیای وسیع محرومیت از تحصیل
دامنه این سرکوب‌ها تنها به پایتخت محدود نمی‌شود. در مشهد و در دانشگاه سجاد، دست‌کم ۱۰ دانشجو با احکامی سنگین بین دو تا چهار نیم‌سال محرومیت از تحصیل مواجه شده‌اند. اتهامات مطرح شده علیه این دانشجویان عناوینی مبهم نظیر «ایجاد بلوا و آشوب» و «مزاحمت برای برنامه‌های دانشگاه» است. در یک مورد عجیب، دانشگاه اعلام کرده است که اگر دانشجو «ابراز ندامت و پشیمانی» کند، بخشی از حکم او تعلیق خواهد شد؛ رویکردی که بیش از آنکه جنبه انضباطی داشته باشد، بوی تفتیش عقاید و شکستن اراده معترضان را می‌دهد. در دانشگاه سوره نیز وضعیت به شدت بحرانی است. یکی از فعالان این دانشگاه به هم‌وطن می‌گوید: «در دانشگاه سوره حدود ۲۲ دانشجو با احکام سنگین انضباطی روبه‌رو شده‌اند. چهار دانشجو حکم بدوی اخراج دریافت کرده‌اند و شماری دیگر نیز به یک یا دو ترم محرومیت از تحصیل محکوم شده‌اند. مسئولان دانشگاه سوره از دانشجویان خواسته اند با ان ها همکاری کنند وگرنه تعداد احکام صادره بیشتر خواهد شد و صحبت از لیستی بلند بالا کرده اند که در صف احضار به کمیته هستند.»

این فعال دانشجویی در خصوص وضعیت فضای سیاسی کشور می‌افزاید: «وزارت علوم و دولتی که مدعی بود باید دانشگاه را محل گفت‌وگو کرد و چند تن از دانشجویان تعلیقی را بازگردانده است با وقاحت تمام دانشجویان  را یک سال از زندگی تحصیلی محروم می‌کند. به یاد داشته باشیم همین جریان روزنه‌گشا بودند که در سال ۱۴۰۳ دانشگاه‌ها را به ستاد انتخاباتی تبدیل کرده بودند و قول جلوگیری از رفتارهای قهری را می‌دادند. ما از همان ابتدا گفتیم این حرفای پوپولیستی برای گول زدن مردم است، گوش کسی بدهکار نبود.» این سخنان شکاف عمیق میان وعده‌های دولتمردان و واقعیت جاری در محیط دانشگاه را عیان می‌کند. در حالی که مقامات دولتی از بازگشت دانشجویان اخراجی سخن می‌گفتند، در عمل شاهد صدور احکام جدید و سنگین‌تر هستیم. در دانشگاه صنعتی شریف نیز که همواره نماد نخبگی در ایران بوده، دست‌کم هشت دانشجو با حکم اخراج مواجه شده‌اند. رضا دالمن، فاطمه خاکپور، حسین شادمان، سپنتا سعیدی، مسیحا باقری، فریبرز کهن‌زاد و پرنیان خدابخشی از جمله کسانی هستند که آینده تحصیلی‌شان به دلیل فعالیت‌های مدنی و اعتراضات دانشجویی به تاراج رفته است.
 
روایت آوارگی و بازداشت؛ وقتی دانشگاه به بازداشتگاه تبدیل می‌شود
داستان برادران قربانی، کاویان و کاروان، نمونه‌ای از سرنوشت تلخ دانشجویانی است که بین زندان و تبعید ناچار به انتخاب شدند. کاویان قربانی، دانشجوی ۲۰ ساله دانشگاه تبریز، در گفت‌وگو با ایران‌ویر، می‌گوید: «فعالیت مدنی و اعتراض، تنها حق ما به‌عنوان دانشجو بود. فقط به دلیل فعالیت در کمپین “نه به اعدام” برای احسان فریدی، بارها توسط حراست دانشگاه تبریز و در حضور ماموران امنیتی مورد بازجویی و تهدید قرار گرفتیم. فقط به خاطر شرکت در تجمع ۱۶آذر سال ۱۴۰۴ در محوطه دانشگاه، حراست مرا به اخراج از دانشگاه، محرومیت از خوابگاه و تشکیل پرونده قضایی تهدید کرد. با این حال، هیچ‌وقت از خواسته‌هایم کوتاه نیامدم، چون باور داشتم فعالیت مدنی حق هر دانشجو است.» برادر او کاروان نیز از تهدیدهای نژادپرستانه و امنیتی پرده برمی‌دارد: «به من گفتند: “می‌دانی تشکیل یک پرونده امنیتی برای یک دانشجوی کُرد اهل مهاباد در تبریز یعنی چه؟”» این دو برادر در نهایت پس از حمله حراست به اتاق خوابگاه و ضبط وسایل شخصی‌شان، ناچار شدند به صورت غیرقانونی از مرز خارج شوند.
 
همزمان با این فشارها، بازداشت‌های خشونت‌آمیز نیز ادامه دارد. امیرحسین باقری علویجه، دانشجوی ارشد روان‌شناسی دانشگاه اراک، در حالی که خود را برای دفاع از پایان‌نامه‌اش آماده می‌کرد، با هجوم ماموران به منزلش بازداشت شد. ابوالفضل چمنی در دانشگاه تهران و ایلیا بخشایی در یزد نیز از دیگر قربانیان این موج بازداشت‌ها هستند. ایلیا بخشایی به ۵ سال حبس محکوم شده و در تماسی از زندان اعلام کرده که علیرغم تلاش‌ها، پرونده او همچنان بدون نتیجه باقی مانده است. دردناک‌تر از همه، وضعیت آرمین نورمحمدی است؛ دانشجوی ۲۷ ساله‌ای که با حکم قاضی صلواتی به اعدام محکوم شده و دستگاه قضایی حتی از ارسال پرونده او به دیوان عالی کشور برای فرجام‌خواهی خودداری می‌کند. این حجم از خشونت و بی‌عدالتی علیه طبقه دانشجو، نشان‌دهنده ترسی عمیق در بدنه حاکمیت از بیداری دانشگاه است. دانشگاهی که قرار بود محل تضارب آرا باشد، اکنون به صحنه نبرد نهادهای امنیتی با جوانانی تبدیل شده که جرمشان تنها خواستن زندگی معمولی و دفاع از حقوق مدنی است. این سرکوب‌های فراگیر، اگرچه ممکن است در کوتاه‌مدت صدایی را در گلو خفه کند، اما بذر خشمی را می‌کارد که در آینده‌ای نزدیک، بنیان‌های این استبداد آموزشی را به لرزه درخواهد آورد.
 

لیست سیاه و احکام صادر شده در یک نگاه
بر اساس آخرین گزارش‌های تشکل‌های دانشجویی، لیست دانشجویانی که با احکام سنگین مواجه شده‌اند روز به روز طولانی‌تر می‌شود. در دانشگاه صنعتی شریف، رضا دالمن (ارشد کامپیوتر) به اخراج و ۴ سال محرومیت، فاطمه خاکپور (شیمی) به اخراج، حسین شادمان (ارشد صنایع) به اخراج، سپنتا سعیدی (کامپیوتر) به اخراج و ۵ سال محرومیت، مسیحا باقری (کامپیوتر) به اخراج، فریبرز کهن‌زاد (صنایع) به اخراج و ۵ سال محرومیت و پرنیان خدابخشی (مواد) به اخراج و ۵ سال محرومیت محکوم شده‌اند. در دانشگاه خواجه نصیر، علیرضا جعفری‌آثار و سیدمحمد سیدعبودی هر کدام دو ترم تعلیق، و رضا صالحی و حسین محمدی به ترتیب یک و دو ترم تعلیق دریافت کرده‌اند. در دانشگاه امیرکبیر نیز امیرمحمد سورمه به اتهام اهانت به پرچم حکم اخراج گرفته است. در دانشگاه تهران نیز دو تن از دانشجویان معترض حکم اخراج دریافت کرده‌اند. این آمار تنها نوک کوه یخ سرکوبی است که در سکوت خبری و پشت درهای بسته کمیته‌های انضباطی در جریان است. دانشگاه‌های ایران امروز نه با بحران علمی، بلکه با بحران بقای انسانی و اخلاقی دست و پنجه نرم می‌کنند؛ جایی که قلم‌ها شکسته می‌شوند تا فریادها شنیده نشوند.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن