خانه یادداشت ویژه هموطن آقای قالیباف؛ با «منم منم» کردن به دنبال تصمیم سازی هستی یا کودتا ؟

آقای قالیباف؛ با «منم منم» کردن به دنبال تصمیم سازی هستی یا کودتا ؟

من جز مدیرانی نیستم که بگویبم تحریم یک کاغذ پاره است؛..

یادداشت ویژه / ماهور ایرانی

« من جز مدیرانی نیستم که بگویبم تحریم یک کاغذ پاره است؛.. شما منو میشناسید من اگر کسی نیاید منتظر نمی‌شوم، می‌خواهم بگویم ما همه امروز باید آن سنگر را از بچه‌های پای لانچر تحویل بگیریم و این مردم را از زیر فشار اقتصادی در بیاوریم و زندگی راحت و رفاه بیشتری برای آنها فراهم کنیم، مملکت را با قدرت در همه بخش‌ها بسازیم… من با همه وجودم از شما و همه آن عزیزان ۳۱ میلیون نفری که در پویش جان فدا ثبت نام کردند که در داخل تمام حوزه‌ها آدم‌های صاحب نظر بسیار زیاد هستند، همه بیایند برای من تصمیم‌سازی کنید که من بتوانم تصمیم درست بگیرم. ولی من فردی نیستم که بدون تصمیم بمانم و همین طور علاف باشم. شما برای من تصمیم‌سازی کنید تا من تصمیم‌گیری کنم. من هرگز وارد جزئیات نمیخواهم بشوم.»

این بخشی از صحبت‌های وایرال شده محمدباقر قالیباف، سردار، سرتیپ، خلبان، رئیس مجلس، رئیس تیم مذاکره کننده جمهوری اسلامی با آمریکا در نشست همفکری نماینده ویژه در امور چین با اتاق بازرگانی ایران مطرح شد. اما نکته‌ای که در این صحبت‌ها مطرح شده « منم منم » قالیباف بود. او که دیشب نتیجه مذاکره با آمریکا را دید و پزشکیان به همراه ترامپ از راه دور متن تفاهم چهارده بندی را در پاستور و کاخ ورسای فرانسه به امضا رساندند حالا در مسیری قرار گرفته که بوی کودتا به مشام می‌رسد.

پیش از جنگ، سیدعلی خامنه‌ای رهبر جمهوری اسلامی در آخرین سخنرانی خود پیش از کشته شدن اعلام کرد کسی مثل من با کسی مثل یزید بیعت نخواهد کرد و مذاکره با آمریکا هیچ سودی ندارد. اما حالا با گذشت ۱۱۲ روز از جنگ، قالیباف به همراه پزشکیان با قاتل رهبر خود مذاکره کردند و در نهایت این مذاکرات با نوشتن ۱۴ بند به تفاهم رسید. موضوعی که حالا ۶۰ روز زمان نیاز دارد تا این تفاهم تبدیل به توافق و پایان جنگ بین جمهوری اسلامی و آمریکا شود.

اما در این میان کودتا بیش از هر چیز به مشام می‌رسد، بعد از آتش بس اعلام شد که رهبری سوم جمهوری اسلامی ۱۰ شرط برای مذاکره با آمریکا در نظر گرفته اما با گذشت زمان و نزدیک شدن به توافق از سوی چهره‌های ارشد جمهوری اسلامی مشخص شد که مجبتی خامنه‌ای به عنوان رهبر جمهوری اسلامی حتی یک شرط هم برای مذاکره تعیین نکرده چه برسد به آن ۱۰ شرط مورد ادعا.
موضوع دیگر آنکه قالیباف در متن منتشر شده اعلام کرده که بیاید تصمیم سازی کنید تا من تصمیم درست را بگیرم. او رئیس مجلس است و اختیاری برای اجرای تصمیم گیری ندارد بلکه باید در متن قانون جمهوری اسلامی در جایگاه رئیس مجلس قانون گذاری کند اما تصمیم سازی او موجب خواهد شد که این نظریه اثبات شود که قالیباف خود به دنبال همه چیز است و حتی از رهبری نظام جمهوری اسلامی و جایگاه قانونی رئیس جمهوری نیز عبور کرده است.

در اینجا یک الگوی تکرارشونده دیده می‌شود از جمله چند مرکز قدرت هم‌زمان درباره یک موضوع واحد حرف می‌زنند، اما خروجی نهایی همیشه به سمت یک «هماهنگی پسینی» می‌رود. یعنی ابتدا اختلاف یا تنوع موضع دیده می‌شود، سپس در سطح رسمی همه بازیگران به سمت یک روایت واحد همگرا می‌شوند. نمونه‌اش را در گزارش‌های مربوط به واکنش‌های مشترک یا هماهنگ میان سران قوا هم می‌توان دید که در آن، اختلاف‌های اولیه به سرعت در قالب «تبعیت از سیاست کلی» جمع‌بندی می‌شود.

در چنین ساختاری، اگر کسی از بیرون نگاه کند، ممکن است این تصور شکل بگیرد که یک فرد یا یک نهاد در حال «تصمیم‌سازی پشت صحنه» است. در نظام‌های چندلایه قدرت، آنچه دیده می‌شود اغلب نه حذف نهادها، بلکه «همپوشانی نقش‌ها» و «رقابت درون‌ساختاری» است. برای مثال، مجلس، دولت و نهادهای دیگر ممکن است هر کدام در مرحله‌ای از سیاست خارجی یا اقتصادی دخالت یا اظهار نظر کنند، اما در نهایت تصمیم‌ها در یک چارچوب کلان هماهنگ می‌شود اما در اینجا ما این موضوع را کما بیش شاهد هستیم به همین دلیل باعث می‌شود فرضیه کودتا بیش از پیش مطرح شود.
نکته‌ای که باعث شکل‌گیری برداشت‌هایی مثل «کودتای آرام» می‌شود، معمولاً از سه چیز می‌آید؛ اول، شفاف نبودن مرز دقیق اختیار نهادها در تصمیم‌گیری‌های کلان؛ دوم، سرعت بالای تغییر مواضع رسمی که برای مخاطب بیرونی شبیه «هدایت از یک مرکز واحد» دیده می‌شود و سوم، شخصی‌سازی سیاست در رسانه‌ها و گفتار سیاسی، جایی که به جای ساختارها، افراد دیده می‌شوند. موضعی که حالا در قالیباف به طور کامل دیده می‌شود. رئیس مجلس پا به میز مذاکره می‌گذارد، در حالی که این امر به دست وزیر امور خارجه و رئیس جمهور است، در حالی که چهل روز از آغاز جنگ گذشته بود، قالیباف که روزی گفته بود ما با قاتل حاج قاسم مذاکره نخواهیم کرد و به گفته رهبری جمهوری اسلامی مذاکره با آمریکا شرافتمندانه، عاقلانه و هوشمندانه نیست پا به میز مذاکره با جی. دی ونس معاون اول رئیس جمهور گذاشت. در انتها هم قالیباف هم درباره متن تفاهم با رسانه ملی گفتگو کرد و هم در یک دیدار با اعضای اتاق بازرگانی خود را صاحب تصمیم معرفی کرد.

آنچه از بیرون ممکن است «تصاحب تصمیم‌گیری» یا «حذف نقش دیگران» دیده شود، بیشتر حاصل ساختار چندمرکزی و غیرشفاف قدرت در ایران است. در چنین ساختاری، افراد قدرتمند می‌توانند در هماهنگ‌سازی نقش‌ها تأثیرگذار باشند و این با «کودتا» یا «جابه‌جایی قدرت» در راستا است.

در سیاست ایران، مسئله اصلی دیگر فقط «چه کسی تصمیم می‌گیرد» نیست؛ مسئله این است که «تصمیم اصلاً در کدام نقطه از ساختار قدرت شکل می‌گیرد». وقتی به مجموعه مواضع رسمی و نیمه‌رسمی درباره سیاست خارجی، اقتصاد و حتی روابط راهبردی نگاه می‌کنیم، با یک الگوی تکراری مواجه می‌شویم: تصمیم‌ها پیش از آنکه در قالب نهادهای رسمی تثبیت شوند، در یک فضای مبهم از گفتارهای موازی ساخته و سپس به‌عنوان «جمع‌بندی نهایی» اعلام می‌شوند.

این محو شدن مرزها، همان جایی است که سیاست از حالت نهادی خارج و به حالت «شخصی‌شده» نزدیک می‌شود. در ظاهر همه چیز طبق قانون پیش می‌رود: دولت مسئول اجراست، مجلس ناظر است، و رهبری تعیین‌کننده سیاست‌های کلان. اما در عمل، آنچه دیده می‌شود شبکه‌ای از نقش‌های درهم‌تنیده است که در آن افراد، بیش از نهادها دیده می‌شوند و روابط غیررسمی، گاهی اثرگذارتر از سازوکارهای رسمی عمل می‌کند.

نتیجه این وضعیت، شکل‌گیری یک پارادوکس است: از یک طرف، ادبیات رسمی بر «مشارکت گسترده»، «تصمیم‌سازی جمعی» و «استفاده از ظرفیت نخبگان» تأکید می‌کند؛ از طرف دیگر، تصمیم نهایی همواره در یک نقطه فشرده می‌شود. این نقطه فشرده، نه الزاماً یک فرد واحد، بلکه یک «هسته محدود تصمیم‌گیری» است که در برابر جامعه به‌صورت یک صدای واحد ظاهر می‌شود.

مشکل دقیقاً از همین‌جا آغاز می‌شود: وقتی این هسته تصمیم‌گیر، در گفتار سیاسی به شکل یک اراده واحد و بدون واسطه تصویر می‌شود، این تصور در جامعه شکل می‌گیرد که نهادها صرفاً نقش تزئینی دارند و تصمیم واقعی در جایی خارج از دید عمومی ساخته می‌شود. اینجاست که بی‌اعتمادی سیاسی تولید می‌شود، نه لزوماً به‌خاطر محتوای تصمیم‌ها، بلکه به‌خاطر نحوه دیده‌شدن فرآیند تصمیم‌گیری.

در این میان، هر بازیگری که توانایی بیشتری در «تبدیل گفتار به اجماع» داشته باشد، عملاً وزن سیاسی بیشتری پیدا می‌کند. اینجاست که نقش قالیباف، پررنگ شده و همین موضوع باعث شکل گیری یک کودتای آرام شده است.
بنابراین وضعیت به شکلی است که هر لحظه باید منتظر اخبار متفاوت از عملکرد قالیباف برای اداره کشور ماند. در وضعیتی که حالا به نوعی آرامش قبل از طوفان حاکم شده است و جمهوری اسلامی خود را برای تشییع رهبر خود آماده می‌کند حالا باید دید منم منم کردن‌های قالیباف برای اداره کشور تا به کجا ادامه پیدا خواهد کرد و آیا کودتای آرام در جمهوری اسلامی بی سر و صدا اتفاق خواهد افتاد یا شاهد درگیری داخلی برای تصاحب قدرت خواهیم بود.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن