اختصاصی گروه سیاسی/ سپهر بابایی
دستگاه قضایی جمهوری اسلامی روز دوشنبه ۱۱ خرداد از اعدام دو نفر دیگر از معترض دی ماه ۱۴۰۴، به نام مهرداد محمدینیا و اشکان مالکی خبر داد.
خبرگزاری میزان وابسته به دستگاه قضایی مدعی شده که این دو معترض «از عوامل اصلی آتشزدن مسجد جعفری در محله کوی نصر تهران» بودند.
با اعدام این دو جوان معترض، تعداد اعدامهای سیاسی در ایران تنها پس از آغاز تنشهای نظامی از نهم اسفند ۱۴۰۴، به عدد نگران کننده ۳۹ شهروند رسید.
اتهام جاسوسی، شرکت در اعتراضات دی ماه ۱۴۰۴ و عضویت در گروههای مخالف جمهوری اسلامی از جمله ادعاهای مقامات قضایی برای اعدام این شهروندان بوده است.
اعدام هشت نفر به اتهام جاسوسی
از نهم اسفند ۱۴۰۴ و با آغاز تنشهای نظامی، دستکم هشت نفر به اتهام جاسوسی در ایران اعدام شدهاند.
این افراد عبارتند بودند از: غلامرضا خانی شکراب، مجتبی کیان، احسان افرشته، عرفان شکورزاده، یعقوب کریمپور، ناصر بکرزاده، مهدی فرید و کوروش کیوانی.
اعدام ۱۷ شهروند به اتهام شرکت در اعتراضات دی ماه
همچنین دستگاه قضایی دستکم ۱۷ شهروند را به اتهام شرکت در اعتراضات دی ماه ۱۴۰۴ اعدام کرده است.
این افراد عبارتند از: عباس اکبری فیضآبادی، محمد عباسی، ابراهیم دولتآبادینژاد، مهدی رسولی، محمدرضا میری، ساسان آزادوار جونقانی، عرفان کیانی، امیرعلی میرجعفری، علی فهیم، محمدامین بیگلری، شاهین واحدپرست، امیرحسین حاتمی، مهدی قاسمی، صالح محمدی، سعید داودی، مهرداد محمدینیا و اشکان مالکی.
اعدام ۱۳ زندانی سیاسی به اتهام عضویت در گروههای مخالف نظام
از سوی دیگر، جمهوری اسلامی از اسفند ۱۴۰۴ تاکنون، دستکم ۱۳ زندانی سیاسی را به اتهام عضویت در گروههای مخالف نظام اعدام کرده است.
اسامی این افراد عبارت است از: رامین زله، کریم معروفپور،
عبدالجلیل شهبخش، عامر رامش، سلطانعلی شیرزادی فخر، محمد معصوم شاهی، حامد ولیدی، ابوالحسن منتظر، وحید بنیعامریان، بابک علیپور، پویا قبادی، اکبر دانشورکار و سید محمد تقویسنگدهی.
از سوی دیگر در این مدت، دستگاه قضایی جمهوری اسلامی «محراب عبداللهزاده» را نیز به دلیل شرکت در اعتراضات ۱۴۰۱ و به اتهام قتل یک بسیجی اعدام کرده است.
صدور احکام سنگین اعدام برای دهها شهروند دیگر
دستگاه قضایی جمهوری اسلامی همچنین در این مدت برای دهها شهروند دیگر به اتهاماتی چون شرکت در اعتراضات، ارسال تصاویر برای شبکههای رسانههای خارج کشور و ارتباط با دولتهای متخاصم، حکم غیرانسانی اعدام صادر کرده است.
از جمله آنکه حسن و حسین امیری، «برادران دوقلوی ۲۰ ساله»محبوس در زندان قزلحصار کرج و زهرا شهباز طبری، زندانی سیاسی محبوس در زندان لاکان رشت، در خطر اعدام قرار دارند.
در حال حاضر خطر اجرای قریبالوقوع حکم اعدام، جان شهروندانی مانند رئوف شیخ معروفی، محمد فرجی، بنیامین نقدی، روح الله کرکی و میلاد آرمون، نوید نجاران، مهدی ایمانی و سید محمدمهدی حسینی، چهار متهم پرونده معروف به «شهرک اکباتان» را تهدید میکند.
چرا ماشین کشتار جمهوری اسلامی توقف نمیکند؟
اعدامهای گسترده جمهوری اسلامی: ابزار وحشت در سایه جنگ
اعدام ۳۹ زندانی سیاسی تنها طی سه ماه، بخشی از موج وحشیانهای است که طی سه ماه اخیر شتاب گرفته و با آغازدرگیریهای نظامی همزمان شده است.
این سیاست نه نشانه قدرت، بلکه اعترافی آشکار به ضعف عمیق،ترس از سقوط و تلاشی مذبوحانه برای بقای یک نظام در حال فروپاشی است.
جمهوری اسلامی در ماههای اخیر با انبوهی از بحرانها روبرو بوده: تورم افسارگسیخته، بیکاری جوانان، فساد نهادینهشده در بیت و سپاه، و مهمتر از همه، خشم انباشتهشده مردم که در قیام دیماه ۱۴۰۴ دوباره فوران کرد.
اعتراضات سراسری که از مطالبات اقتصادی آغاز شد، سریعاً به شعارهای ضد رژیم تبدیل شد. رژیم که تجربه اعتراضات ۱۴۰۱ و آبان ۹۸ را هم در کارنامه خود دارد، میداند که جرقه بعدی میتواند کاخهای ولایت را به آتش بکشد.
بنابراین، راهحل همیشگیاش را برگزیده: اعدام برای ایجاد وحشت.
آغاز جنگ برای جمهوری اسلامی فرصتی طلایی بود. در شرایطجنگی، افکار عمومی بینالمللی تا حدی منحرف میشود، رسانههایداخلی تحت کنترل شدیدتر قرار میگیرند و هر صدای مخالف بهراحتی به «همکاری با دشمن خارجی» متهم میشود.
تاریخ نشان داده که دیکتاتوریها همیشه در زمان جنگ، مخالفان داخلی را به عنوان «ستون پنجم» قلع و قمع میکنند. اعدامهای گسترده زندانیان سیاسی در این دوره دقیقاً همین هدف را دنبال میکند: جلوگیری از هرگونه شورش داخلی همزمان با درگیری خارجی.
جمهوری اسلامی میترسد که مردم خسته از فقر و سرکوب، جنگ را فرصتی برای تغییر رژیم ببینند نه دفاع از آن.
علاوه بر این، اعدامها ابزاری برای مدیریت تنشهای درونی است. سپاه و نهادهای امنیتی با رقابتهای شدید روبرو هستند. اعدامهای نمایشی به بسیجیان و نیروهای سرکوبگر سیگنال میدهد که «خط قرمزها» همچنان برقرار است و هرگونه نرمش به معنای سقوط است. همزمان، این سیاست به جامعه بینالمللی پیام میدهد که جمهوری اسلامی حاضر است برای حفظ قدرت، حتی باافزایش انزوا و تحریمهای بیشتر، هزینه بپردازد.
اما این محاسبه غلط است. هر اعدام، یک خانواده را به دشمن دائمی رژیم تبدیل میکند. هر خبر اعدام، خشم بیشتری درشبکههای اجتماعی و میان مردم برمیانگیزد.
جمهوری اسلامی با این اعدامها نه تنها قدرت خود را نشان نمیدهد، بلکه مرگ خود را تسریع میکند. تاریخ معاصر ثابت کرده که رژیمهایی که به تیربار و طناب دار متوسل میشوند، در مراحل آخر عمر خود هستند.
دیکتاتورهای معاصر همه با همین تاکتیک سعی کردند بمانند وهمه رفتند. مردم ایران امروز بیش از هر زمان دیگری آگاهاند. اعدام مهرداد محمدینیا و اشکان مالکی و صدها قربانی دیگر، نه پایان اعتراضات، بلکه بذر قیام بعدی است.