خانه پیشنهاد هم‌وطن پشت پرده دیدار اضطراری پزشکیان با مجتبی خامنه‌ای؛ سپاه مملکت را به کجا می‌برد؟

پشت پرده دیدار اضطراری پزشکیان با مجتبی خامنه‌ای؛ سپاه مملکت را به کجا می‌برد؟

اختصاصی گروه سیاسی/آوا مهرگانی: سایه سنگین جنگ این روزها بیش از هر زمان دیگری بر سر مملکت سنگینی می‌کند و در همین حین ساختار قدرت در تهران با چالشی جدی مواجه شده است. مسئله نه یک اختلاف نظر ساده ، بلکه فروپاشی ساختاری در نظام تصمیم‌گیری کلان کشور دارد. آنچه امروز در تقابل دولت و سپاه می‌گذرد، تنها جدال دو رویکرد نیست؛ بلکه رویارویی بقای یک ملت با «جنون سیستماتیک» جریانی است که بقای خود را در بحران‌آفرینی مستمر جست‌وجو می‌کند. گزارش‌های غیررسمی از برخورد تند مسعود پزشکیان با فرماندهان ارشد سپاه، پرده از واقعیتی تلخ برداشته و این را برملا می‌کند که ایران امروز توسط یک شورای نظامی کوچک که کشور را به سوی انتحاری تاریخی سوق می‌دهد؛ اداره می‌شود.

پزشکیان؛ رئیس‌جمهوری که دور زده می‌شود نقطه عزیمت بحران اخیر، شلیک موشک‌هایی بود که نه تنها حریم هوایی منطقه را شکافت، بلکه آخرین رشته‌های پیوند میان دولت رسمی و نهادهای نظامی را نیز از هم گسیخت. حمله به کشورهای حوزه خلیج فارس، بدون مصوبه شورای عالی امنیت ملی و بدون اطلاع رئیس‌جمهور، تیر خلاصی بود بر پیکره نیمه‌جان «جمهوریت» در نظام. پزشکیان در دیداری که منابع آگاه آن را «متشنج» توصیف کرده‌اند، مستقیماً به احمد وحیدی تشر زده است که «شما عمان را از یک متحد میانجی به یک دشمن تبدیل کرده‌اید.» این جمله کوتاه، عمق فاجعه دیپلماتیک ایران را نشان می‌دهد. مسقط که در دهه‌های گذشته همواره پل ارتباطی تهران با جهان غرب و کشورهای عربی بود، حالا در سیبل تندروی‌هایی قرار گرفته که هیچ منطق راهبردی پشت آن نیست. رئیس‌جمهور به درستی درک کرده است که تبدیل کردن «میانجی» به «دشمن»، یعنی بستن آخرین دریچه‌های تنفسی اقتصادی و سیاسی کشور. اما دیدگاه او چه اهمیتی دارد وقتی شاهدیم که در این ساختاری فرمانده سپاه مستقیماً به وزیر امور خارجه دستور داده و رئیس‌جمهور را در عمل انجام شده قرار می‌دهد.

مدل آمریکای جنوبی در تهران تحلیل رفتار اخیر سپاه پاسداران نشان‌دهنده یک تغییر الگوی بنیادین در نحوه اداره کشور است. ایران به شکلی نگران‌کننده در حال تبدیل شدن به مدلی است که در دهه ۱۹۸۰ در برخی کشورهای آمریکای جنوبی شاهد بودیم؛ رژیم‌های شبه‌نظامی که در آن دولت مدنی تنها ویترینی برای توجیه بین‌المللی است، اما تصمیمات اصلی در اتاق‌های تاریک توسط افسران ارشد گرفته می‌شود. احمد وحیدی با دور زدن مستقیم رئیس‌جمهور و دیکته کردن سیاست‌ها به عباس عراقچی، عملاً وزارت امور خارجه را به شعبه‌ای از ستاد مشترک تبدیل کرده است. این «شبه‌نظامی‌گری دولتی» به معنای آن است که ایران دیگر با منطق دولت-ملت اداره نمی‌شود، بلکه با منطق پادگان پیش می‌رود. در این مدل، دیپلماسی ابزاری برای صلح نیست، بلکه پوششی برای مانورهای نظامی است.

پزشکیان با صراحت این وضعیت را «جنون سیستماتیک» نامیده است؛ چرا که او می‌داند عواقب حمله احتمالی ایالات متحده به تأسیسات انرژی ایران موجب ویرانی زیرساخت‌هایی است که بازسازی آن‌ها دهه‌ها زمان خواهد برد. ملاقات دو ساعت و نیمه؛ عبور از خط قرمزهای شخصی یکی از مهم‌ترین فرازهای تحولات اخیر، دیدار دو ساعت و نیمه مسعود پزشکیان با مجتبی خامنه‌ای است. پزشکیان که پیش از این همواره از ملاقات با او اجتناب می‌کرد و وی را برای جایگاه «رهبری جدید» نامناسب و فاقد وجاهت قانونی می‌دانست، حالا در بن‌بستی گرفتار شده که او را ناچار به این نشست کرده است. این دیدار طولانی نشان‌دهنده آن است که مرکز ثقل قدرت به طور کامل به سمت بیت منتقل شده و رئیس‌جمهور برای مهار اسب سرکش سپاه، چاره‌ای جز استمداد از کسی که تا دیروز او را به رسمیت نمی‌شناخت، ندیده است.

گزارش‌ها حاکی از آن است که پزشکیان در این دیدار، نسبت به فروپاشی اقتصادی و اجتماعی در صورت وقوع جنگ هشدار داده و گفته است که کشور توان تحمل یک جنگ جدید را ندارد. اما واقعیت میدانی نشان می‌دهد که سپاه پاسداران نه تنها به دنبال مهار بحران نیست، بلکه پروژه‌ای را برای محروم کردن رئیس‌جمهور از اختیارات باقی‌مانده‌اش کلید زده است. تلاش برای برکناری یا بی‌اعتبار کردن پزشکیان پیش از انتخابات آتی، بخشی از نقشه راهی است که می‌خواهد ایران را به یک یکدستی کامل نظامی برساند.

اقتصاد ملی در گروگان موشک‌های سرگردان مردم ایران اما می‌دانند که هزینه هر موشکی که بدون تدبیر و برای اهداف جناحی به سمت همسایگان شلیک می‌شود، مستقیماً از سفره آن‌ها برداشت می‌شود. هشدار پزشکیان درباره حمله به تأسیسات انرژی، یک لفاظی سیاسی نیست؛ بلکه یک واقعیت فنی است. در صورتی که شبکه برق و پالایشگاه‌های کشور آسیب ببینند، زندگی روزمره مردم در کلان‌شهرها متوقف خواهد شد. سپاه پاسداران با ایجاد تنش در خلیج فارس، در واقع امنیت اقتصادی ایران را به حراج گذاشته است. آن‌ها با علم به اینکه دولت توان پاسخگویی به مطالبات معیشتی را در شرایط جنگی ندارد، عمداً فضا را به سمتی می‌برند که هرگونه صدای معترضی به اتهام خیانت در زمان جنگ سرکوب شود. این استراتژی، فرار رو به جلو برای پوشاندن ناکارآمدی‌های داخلی است. عبور از فریب یا سقوط در چاه؟ تقابل فعلی میان پزشکیان و وحیدی، فراتر از یک نزاع شخصی، نماد بن‌بست ساختاری در جمهوری اسلامی است. وقتی رئیس‌جمهور کشور از سوی فرماندهان نظامی تحقیر و دور زده می‌شود، یعنی مفهوم قانون اساسی به طنزی تلخ بدل گشته است.

پزشکیان اکنون در دوراهی دشواری قرار دارد. یا باید به این «جنون سیستماتیک» تن دهد و به ماشین امضای سرداران تبدیل شود، یا با ایستادگی بر مواضع خود و افشای ابعاد دقیق این غصب قدرت، هزینه‌های آن را بپذیرد. آنچه امروز در ساحت سیاسی ایران شاهدیم یک کودتای خزنده نظامی و ماجراجویی‌هایی در خلیج فارس است که به عنوان «دفاع مشروع» به مردم فروخته شود. آنچه در جریان است، قمار یک گروه اندک بر سر هست و نیست یک ملت است. ایران امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند بازگشت عقلانیت به حوزه سیاست خارجی و کوتاه کردن دست نظامیان از سفره و سرنوشت مردم است. در غیر این صورت، آتشی که سپاه افروخته است، پیش از هر دشمن خارجی، خرمن امنیت و معیشت ایرانیان را خواهد سوخت.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن