خانه بین الملل انسداد در شریان‌های حیاتی؛ آیا محاصره دریایی پایان اقتصاد ایران است؟

انسداد در شریان‌های حیاتی؛ آیا محاصره دریایی پایان اقتصاد ایران است؟

اختصاصی هم‌وطن/ گروه سیاسی- فرهاد جم: عقربه‌های ساعت در خلیج فارس تیک‌تاک یک بحران بی‌سابقه را می‌نوازند، ایران خود را در محاصره‌ای می‌بیند که نه تنها بنادر، بلکه موجودیت اقتصادی و میراث صنعتی یک قرن اخیر آن را هدف قرار داده است. از ۲۴ فروردین ۱۴۰۵، با دستور مستقیم دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، ستاد فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام) اجرای عملیاتی محاصره دریایی کامل ایران را آغاز کرد؛ اقدامی که شریان‌های حیاتی تجارت کشور را مسدود کرده و به گفته کارشناسان، ایران را در آستانه یک فروپاشی ساختاری قرار داده است. این انسداد دریایی که با استقرار همزمان سه ناو هواپیمابر «یواس‌اس آبراهام لینکلن»، «یواس‌اس جرالد آر فورد» و «یواس‌اس جورج اچ.دبلیو. بوش» در منطقه همراه شده، پیامی روشن به تهران مخابره می‌کند: دوران دور زدن‌های سنتی تحریم به پایان رسیده و ایران در آستانه سقوطی است که هر لحظه ممکن است به آن بازگردد.

محاصره آهنین و استراتژی خشم اقتصادی عملیات جاری سنتکام که تحت عنوان رژیم کنترل دریایی گسترده شناخته می‌شود، فراتر از یک مانور نظامی، به یک سد نفوذناپذیر در برابر صادرات و واردات ایران تبدیل شده است. حضور همزمان سه ناوگروه ضربت که به همراه یگان‌های هوایی خود، بیش از ۲۰۰ فروند هواپیما و حدود ۱۵ هزار نیروی دریایی و تفنگدار را دربر می‌گیرند، نشان‌دهنده عزم جدی واشنگتن برای اجرای آن چیزی است که اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا، آن را «معادل مالی بمباران» نامیده است. دونالد ترامپ با لحنی که نشان از اطمینان کامل به ابزارهای فشار خود دارد، در اظهاراتی صریح مدعی شد که «ایران هیچ کارتی در دست ندارد و ما همه کارت‌ها را داریم.» او با اشاره به وضعیت بحرانی زیرساخت‌های انرژی ایران هشدار داد که «ایران حدود ۳ روز تا انفجار زیرساخت‌های نفتی‌اش فرصت دارد؛ کشتی‌های آن‌ها در محاصره هستند و توان انتقال نفت را ندارند.» این سخنان در حالی مطرح می‌شود که گزارش‌های میدانی از بازگرداندن ده‌ها کشتی تجاری توسط نیروی دریایی آمریکا حکایت دارد.

ژنرال دن کین، رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا، رسماً تأیید کرد که تاکنون مسیر ۳۴ کشتی تغییر داده شده و این محاصره به‌طور کامل علیه هر شناوری با هر ملیتی که به سمت بنادر ایران حرکت کند یا از آن خارج شود، اعمال می‌گردد. او تأکید کرد که ارتش آمریکا به رهگیری کشتی‌های ایرانی در اقیانوس‌های آرام و هند ادامه خواهد داد و هیچ راه گریزی از این حلقه محاصره وجود نخواهد داشت. این انسداد مطلق، ایران را از استفاده از مسیرهای آبی خود برای ارسال محصولاتش محروم کرده و باعث فلج شدن کامل اقتصاد شده است. کابوس فنی؛ بازگشت به دوران پیش از دارسی بزرگترین و هولناک‌ترین تهدیدی که در پس این محاصره نهفته است، نه فقط کاهش درآمدهای ارزی، بلکه نابودی فیزیکی و دائمی میادین نفتی ایران است. میعاد ملکی، مقام ارشد پیشین مسئول تحریم‌ها در وزارت خزانه‌داری آمریکا، در تحلیلی تکان‌دهنده برآورد کرده است که این محاصره روزانه ۴۳۵ میلیون دلار خسارت مستقیم به اقتصاد ایران وارد می‌کند. او هشدار می‌دهد که با توقف صادرات ۱.۵ میلیون بشکه نفت در روز، ظرفیت ذخیره‌سازی نفت ایران روی خشکی که حدود ۵۰ تا ۵۵ میلیون بشکه است، تنها ظرف ۱۳ روز پر خواهد شد. پس از پر شدن مخازن، ایران مجبور می‌شود چاه‌های نفت را ببندد.

اهمیت این موضوع در یک فاجعه مهندسی نهفته است؛ وقتی چاه‌های نفتِ بالغ و قدیمی ایران بسته شوند، پدیده‌ای به نام «مخروطی شدن آب» (Water Coning) رخ می‌دهد. در این فرایند، آب زیرین به‌سرعت به داخل مخزن هجوم می‌آورد و قطرات نفت برای همیشه در منافذ سنگ به دام می‌افتند. این نفت دیگر هرگز قابل بازیابی نخواهد بود. ملکی معتقد است که توقف اجباری چاه‌ها می‌تواند ۳۰۰ تا ۵۰۰ هزار بشکه از ظرفیت تولید روزانه ایران را به‌طور دائمی نابود کند. این به معنای کاهش همیشگی ۹ تا ۱۵ میلیارد دلار درآمد سالانه است. در چنین سناریویی، صنعت نفت ایران که بیش از یک قرن پیش با کشف اولین چاه توسط ویلیام ناکس دارسی متولد شد، به دوران پیش از اکتشاف بازمی‌گردد و یک عمر تلاش و سرمایه یک ملت برای همیشه نابود می‌شود.

فلج شدن تولید و سایه سنگین قحطی در بازارهای داخلی در داخل مرزها، آثار این محاصره به‌سرعت در حال نمایان شدن است و اقتصاد ایران را وارد مرحله‌ای تازه و دشوارتر از فشارهای پیشین کرده است. گزارش‌های رسیده از شهرک‌های صنعتی حکایت از تعطیلی گسترده واحدهای تولیدی دارد. مدیر یکی از کارخانه‌های بزرگ در شهرک صنعتی قم می‌گوید: «تقریبا تمام مواد اولیه تولید ما از طریق مسیرهای دریایی وارد می‌شود. با آغاز محاصره، حتی امکان بارگیری کالا از مبدا نیز وجود ندارد، زیرا طرف‌های خارجی نگران‌اند که کشتی‌ها اجازه ورود به آب‌های ایران را نداشته باشند. به همین دلیل، کارخانه عملا تعطیل شده است.» این وضعیت محدود به یک واحد تولیدی نیست؛ بسیاری از کارخانه‌هایی که به واردات مواد اولیه، قطعات و فناوری وابسته‌اند، در حال تعدیل نیرو یا تعطیلی کامل هستند. سیامک جوادی، پژوهشگر اقتصادی، هشدار می‌دهد که تداوم این وضعیت منجر به تورم سه‌رقمی، ابرتورم و در نهایت قحطی خواهد شد.

او می‌گوید: «محاصره دریایی روزانه ۲۷۶ میلیون دلار از درآمدهای صادراتی را از بین می‌برد و ۱۵۹ میلیون دلار از واردات را مختل می‌کند. این یعنی قطع شریان اصلی مبادلات اقتصادی کشور.» در حالی که بازار مواد غذایی با تورم بالا روبه‌روست، احتمال بروز کمبودهای گسترده کالاهای اساسی در شرایط بدبینانه دور از ذهن نخواهد بود.

واکنش‌های نظامی و بن‌بست دیپلماتیک در منطقه تهران در پاسخ به این فشارها، به تهدیدهای متقابل روی آورده است. معاون رئیس‌جمهور ایران در پیامی تند اعلام کرد که در صورت آسیب دیدن چاه‌های نفت ایران بر اثر محاصره آمریکا، تهران به ازای هر یک چاه نفت، چهار چاه نفت منطقه را بمباران خواهد کرد. قرارگاه مرکزی حضرت خاتم‌الانبیا نیز با صدور اطلاعیه‌ای تأکید کرده است که هرگونه ادامه راهزنی دریایی با عکس‌العمل مقتدرانه مواجه خواهد شد. با این حال، پیت هگست، وزیر دفاع آمریکا، با لحنی تهاجمی اعلام کرده است که «بدون اجازه نیروی دریایی ایالات متحده، هیچ‌کس از تنگه هرمز عبور نخواهد کرد.» او حتی دستور شلیک مستقیم به هر قایق تندروی ایرانی که قصد مین‌گذاری داشته باشد را صادر کرده است. در جبهه دیپلماتیک، تحرکات تهران برای یافتن راه خروج از این بن‌بست شدت یافته است.

سفر عباس عراقچی به پاکستان و روسیه نشان‌دهنده تلاش برای فعال‌سازی محورهای جایگزین است و حتی شاید عراقچی واسطه‌ای است برای اینکه پای پوتین نیز به این چالش‌ها باز شود. دیدار عراقچی با پوتین و اعلام رسمی کرملین درباره دریافت پیام مجتبی خامنه‌ای، سطح روابط ایران و روسیه را وارد فاز عملیاتی و حساس کرده است و بر اساس اخبار منتشر شده ایران تقاضای کمک از روسیه کرده است. با این حال، مسکو در حال تثبیت نقش «شریک کنترل‌شده اما مؤثر» برای ایران است؛ مدلی که همزمان هم فشار غرب را تعدیل می‌کند و هم مانع ورود روسیه به تقابل مستقیم می‌شود. از سوی دیگر، سخنگوی کمیسیون امنیت ملی مجلس ایران، پاکستان را واسطه مناسبی نمی‌داند و معتقد است آن‌ها اعتبار لازم را ندارند و همیشه مصلحت ترامپ را در نظر می‌گیرند.

جمهوری اسلامی بار دیگر تصور می‌کند پوتین می‌تواند برایش راهگشا باشد که البته با توجه به سبقه تاریخی اقدامات روسیه در تنگناهای تاریخی خواهیم دید که چه خواهد شد. کمتر کسی در جهان وجود دارد که روسیه رو شریک امن و قابل اعتماد بداند اما جمهوری اسلامی همچنان به این ریسمان سیاه و سفید چنگ می‌زند. مسیرهای جایگزین؛ سرابی در برابر واقعیت دریای جنوب برخی در داخل ایران به مسیرهای جایگزین مانند دریای خزر یا کریدورهای زمینی از طریق پاکستان و عراق دل خوش کرده‌اند. اما واقعیت‌های آماری نشان می‌دهد که این مسیرها تنها بخش ناچیزی از حجم تجارت خارجی ایران را پوشش می‌دهند. سهم دریای خزر از کل تجارت خارجی ایران تنها حدود ۳ تا ۵ درصد است و این پهنه آبی بسته، دسترسی موثری به بازارهای جهانی ندارد.

همایون فلکشاهی، رئیس بخش تحلیل نفت در موسسه کپلر، تأکید می‌کند که «ظرفیت بنادر شمالی و مسیرهای جاده‌ای به هیچ وجه پاسخگوی نیازهای حجیم صادرات نفت و واردات کالاهای اساسی نیست. هیچ راه گریزی از تنگه هرمز وجود ندارد.» حتی استفاده از بندر گوادر پاکستان و کریدور ترانزیتی جدید نیز ظرفیت محدودی برای تجارت مستقیم دارد. هزینه بالا، زمان‌بر بودن حمل‌ونقل زمینی و محدودیت‌های لجستیکی، این گزینه‌ها را در برابر محاصره دریایی آمریکا به یک راهکار ناکارآمد تبدیل کرده است. چین به عنوان بزرگترین خریدار نفت ایران، اگرچه اعلام کرده به توافقات خود پایبند است، اما توقیف نفتکش عظیم «تیفانی» در اقیانوس هند نشان داد که محاصره آمریکا فراتر از تنگه هرمز است و جنبه جهانی پیدا کرده است. وقتی نفتکش‌های ایران در آب‌های دوردست شکار می‌شوند، عملاً امکان تداوم تعامل اقتصادی با جهان از بین می‌رود.

تخریب زیرساخت‌ها و تضعیف توان بازدارندگی تصاویر ماهواره‌ای از پایگاه‌های اصلی ایران در بندرعباس، جاسک و چابهار نشان‌دهنده آسیب‌های جدی به زیرساخت‌ها در پی درگیری‌های اخیر است. انهدام هواپیمای گشت دریایی P-3F و آسیب به بالگردهای حیاتی، توان پایش و شناسایی دوربرد ایران را به شدت کاهش داده است. اگرچه بخشی از توان بازدارندگی ایران در قالب «شهرهای موشکی» و پایگاه‌های زیرزمینی سپاه پاسداران همچنان فعال است، اما محاصره دریایی و آسیب به صنایع کشتی‌سازی، توان نظامی متعارف ایران را در یک چرخه فرسایشی قرار داده است. احمد علوی، اقتصاددان، معتقد است که محاصره دریایی یک «شوک سیستماتیک» است که به‌طور هم‌زمان بازار ارز، تولید، تجارت و ذهنیت عمومی را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

او می‌گوید: «در اقتصادی که بخش قابل‌توجهی از ارز آن از صادرات نفت تامین می‌شود، این مسئله به‌سرعت تعادل بازار را بر هم زده و به افزایش نرخ ارز منجر می‌شود که نتیجه آن تشدید تورم و کاهش قدرت خرید خانوارهاست.» خبرگزاری فارس نیز با اذعان به مشکلات ساختاری مزمن، وضعیت حاضر را عامل «گرانی‌های ثانیه‌ای» دانسته است. ایران در آستانه یک سقوط تاریخی ایران امروز در یکی از حساس‌ترین برهه‌های تاریخ خود قرار دارد. محاصره دریایی توسط آمریکا نه تنها یک ابزار فشار سیاسی، بلکه تیغی است که بر گلوی اقتصاد ایران نشسته است. اگر این وضعیت تداوم یابد، نه تنها صنعت نفت به دوران پیش از دارسی بازمی‌گردد، بلکه ساختار اجتماعی و اقتصادی کشور نیز با فروپاشی مواجه خواهد شد که بازسازی آن دهه‌ها به طول خواهد انجامید.

دونالد ترامپ معتقد است زمان به نفع تهران نیست و پیت هگست تأکید می‌کند که ایران باید «انتخابی عاقلانه» انجام دهد و از سلاح هسته‌ای صرف‌نظر کند. در این نبرد اراده‌ها، آنچه در خطر است، دسترنج یک قرن تلاش یک ملت برای توسعه و استقلال است که اکنون زیر سایه ناوهای هواپیمابر آمریکایی در حال نابودی است. انسداد مسیرهای آبی، فلج شدن صنایع، خطر نابودی دائمی چاه‌های نفت و سایه سنگین ابرتورم، ایران را در وضعیتی قرار داده که خروج از آن نیازمند تغییرات بنیادین در موازنه قدرت یا رویکردهای سیاسی خواهد بود. آیا ایران می‌تواند از این بن‌بست تاریخی جان سالم به در ببرد، یا این محاصره به معنای پایان قطعی عصر شکوفایی و آغاز دوران تاریکی اقتصادی خواهد بود؟ پاسخ این سوال در روزهای آینده و در پهنه آبی خلیج فارس مشخص خواهد شد؛ جایی که هر ساعت محاصره، ایران را یک گام به سقوطی بازگشت‌ناپذیر نزدیک‌تر می‌کند.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن