اختصاصی گروه سیاسی/ سپهر بابایی
در حالی که تنشهای نظامی میان جمهوری اسلامی، ایالات متحده و اسرائیل وارد هفتههای پرالتهاب خود شده، تصاویر و ویدیوهایی که از روزهای اخیر در شبکههای اجتماعی دست به دست میشود، بحثهای داغ را برانگیخته است.
کاروانهایی از نیروهای حشدالشعبی (تروریستهای عراقی) با خودروهای هایلوکس، پرچمهای عراق و نمادهای این گروه تروریستی شبهنظامی، از بصره وارد خاک ایران شده و در شهرهای آبادان، خرمشهر و حتی خیابانهای تهران مشاهده شدهاند.
مقامات نزدیک به جمهوری اسلامی این حضور را «کاروان کمکهای مردمی» توصیف میکنند، اما بسیاری از شهروندان و ناظران مستقل آن را نشانهای از آمادگی برای سرکوب اعتراضات احتمالی داخلی میدانند. این رویداد، یادآور شایعات مشابه در جریان اعتراضات خونین دیماه 1404 است که مردم از «مزدوران خارجی» سخن میگفتند.
بر اساس گزارشهای متعدد شهروندان و رسانههایی مختلف، نخستین تصاویر از عبور کاروان حشدالشعبی روز شنبه ۸ فروردین ۱۴۰۵ ثبت شد. دهها خودرو از مرزهای جنوبی عراق (بصره) وارد استان خوزستان شدند و در خرمشهر و آبادان مستقر گردیدند.
ویدیوهایی که در اینستاگرام و ایکس منتشر شده، تروریستهای مسلح عراقی را در خیابانهای آبادان نشان میدهد؛ افرادی با یونیفرم و تجهیزات نظامی که در برخی تصاویر، مورد استقبال نماینده علی خامنهای در اهواز قرار گرفتهاند.
روز یکشنبه ۹ فروردین نیز گزارشهایی از استقرار این نیروها در نقاط مختلف آبادان، از جمله نزدیک پایگاههای بسیج، منتشر شد. حتی ویدیوهایی از حضور آنها در میدان آزادی تهران، همراه با نیروهای سپاه، در روزهای اخیر دست به دست شده است.
تروریستهای عراقی، این اعزام را بخشی از «کمکهای انسانی و مردمی» به ایران توصیف کردهاند که تحت فشار حملات آمریکا و اسرائیل قرار دارد.
با این حال، شواهد تصویری – خودروهای زرهی، نیروهای سازمانیافته و مسلح – با روایت «کمک مردمی» همخوانی ندارد. تحلیلگران مستقل میپرسند: اگر هدف صرفا ارسال کمک بوده، چرا این نیروها در قالب واحدهای نظامی و با پرچمهای رسمی وارد شدهاند؟
خوزستان؛ نقطه حساس استراتژیک و قومی
استان خوزستان، با جمعیت قابل توجه عربزبان و سابقه تاریخی حساس، محل اصلی این استقرار بوده است. در جنگ هشتساله ایران و عراق (۱۳۵۹-۱۳۶۷)، آبادان و خرمشهر نماد مقاومت بودند و هزاران ایرانی در آزادسازی این شهرها جان باختند.
امروز، ورود نیروهای عراقی برای بسیاری از شهروندان خوزستانی، تحقیرآمیز و نگرانکننده است. منابع محلی گزارش دادهاند که حضور این نیروها جو شهر را «ناامن و ترسناک» کرده است.
همزمان، صدای چندین انفجار در آبادان شنیده شد که برخی آن را مرتبط با عملیات خارجی علیه مواضع تروریستهای عراقی میدانند.
این حضور، در بستر تنشهای خارجی رخ میدهد. جمهوری اسلامی در 23 روز اخیر با حملات گسترده آمریکا و اسرائیل روبهرو بوده و حشدالشعبی – به عنوان یکی از اصلیترین نیروهای نیابتی تهران در عراق – خود هدف حملات قرار گرفته است.
اما سوال کلیدی اینجاست: آیا این نیروها برای «حمایت از جنگ» آمدهاند یا برای تقویت نیروهای امنیتی داخلی؟ بسیاری از کاربران شبکههای اجتماعی و فعالان سیاسی، به صراحت میگویند هدف دوم منطقیتر است.
آنها استدلال میکنند که رژیم، با توجه به سابقه اعتراضات سراسری، نگران موج جدید نارضایتی داخلی در سایه جنگ است و از شبهنظامیان خارجی برای سرکوب استفاده میکند تا هزینه سیاسی کمتری بپردازد.
یادآوری دیماه خونین و الگوی تکراری
این ادعا، بیسابقه نیست. در جریان اعتراضات خونین دی ماه 1404 و حتی در دوره اعتراضات پس از قتل حکومتی «مهسا امینی»، شایعات گستردهای درباره حضور «مزدوران خارجی» – از جمله نیروهای تروریست افغان یا عراقی – مطرح بود.
مردم در خیابانها فریاد میزدند که بخشی از تیراندازی به معترضان توسط نیروهای ایرانی انجام نمیشود. هرچند این ادعاها هرگز به طور رسمی تأیید نشد، اما گزارشهای متعدد از سازمانهای حقوق بشری و شاهدان عینی، به استفاده از نیروهای کمکی خارجی اشاره داشت. حال امروز، همان روایت تکرار شده: «آنها برای سرکوب اعتراضات احتمالی آمدهاند، نه جنگ با آمریکا».
این رویداد چند لایه دارد. نخست، نشانهای آشکار از ضعف ساختاری رژیم است. جمهوری اسلامی که همواره از «محور مقاومت» و نیروهای نیابتی خود سخن میگوید، اکنون برای حفظ امنیت داخلی به همان نیروها متکی شده. دوم، نگرانیهای قومی را تشدید میکند. خوزستان سالهاست کانون اعتراضات کارگری و مطالبات محلی بوده و حضور نیروهای شیعهعراقی میتواند به عنوان «اشغال» یا «مداخله خارجی» تفسیر شود و آتش تنشهای قومی را شعلهور کند. سوم، از نظر حقوق بینالملل، ورود نیروهای مسلح خارجی بدون اعلام رسمی، پرسشهایی درباره حاکمیت ملی ایجاد میکند – هرچند تهران این حضور را «دوستانه» جلوه میدهد.
پیامدهای منطقهای و داخلی
در سطح منطقهای، این حرکت بخشی از بازی دوطرفه «محور مقاومت» است. حشدالشعبی که با حمایت مالی و آموزشی تهران شکل گرفت، اکنون به عنوان «بازوی مسلح» در خاک ایران عمل میکند. اما این وابستگی متقابل، میتواند برای بغداد هم هزینهساز باشد؛ بهویژه که عراق تلاش میکند تعادل میان تهران و واشنگتن را حفظ کند. در داخل ایران، این تصاویر موج جدیدی از خشم مجازی ایجاد کرده است. هشتگهایی مانند «اشغال خوزستان» و «مزدوران حشد» ترند شده و کاربران میپرسند: «چرا با پول مردم مزدوران و تروریستها را فربهتر میکنید؟»
تا لحظه نگارش این گزارش ، هیچ بیانیه رسمی از سوی سپاه پاسداران یا دولت عراق درباره جزئیات مأموریت این نیروها منتشر نشده است. رسانههای نزدیک به حکومت، حضور را صرفاً «کمکرسانی» میدانند، در حالی که گزارشهای شهروندی و رسانههای مخالف، بر جنبه نظامی تأکید دارند.
آنچه روشن شده، این است که این رویداد، شکاف عمیق میان روایت رسمی و تجربه زیسته مردم را عمیقتر کرده. در شرایطی که کشور با فشار خارجی و نارضایتی داخلی دستوپنجه نرم میکند، ورود این کاروانها نه تنها پاسخ به جنگ نیست، بلکه ممکن است جرقهای برای اعتراضات جدید باشد.
شرایط نشان میدهد که جمهوری اسلامی با این اقدام، دو هدف را همزمان دنبال میکند: تقویت جبهه خارجی و کنترل جبهه داخلی. اما هزینه آن، بیاعتمادی بیشتر شهروندان و تشدید حس «بیگانگی» در مناطق مرزی است.
تاریخ خوزستان به ما میگوید که چنین مداخلههایی، اغلب بیش از آنکه ثبات بیاورد، بیثباتی میآفریند.
اکنون، شهروندان ایرانی – بهویژه در آبادان و خرمشهر – منتظرند ببینند این «مهمانان ناخوانده» چه نقشی در روزهای پیش رو ایفا خواهند کرد: مدافعان جمهوری اسلامی در برابر آمریکا و اسرائیل هستند یا سرکوبگران آشنا؟