یادداشت سردبیر/ یارا خاتمی
امروز خیلی بی حوصله داشتم خبرهارو اسکورل میکردم و از این کانال خبری به کانال خبری بعدی که یک خبر از یوسف پزشکیان نظرم را جلب کرد.
او با دلخوری نوشته بود که از یک گروه به دلیل توهین به پدرش خارج و قضاوت کنندگان پدر را به خدا واگذار کرده بود؛
آق یوسف اولا اینکه واضح نگفتید این گروه را در تلگرام که بزرگ ترهای شما به روی مردم قطع کردند بودید یا اپلیکیشینهای وزین ایرانی!، دوما یه سوال دارم شما همیشه از نقد شنیدن ناراحت میشوید؟ مگر پدر شما بارها نگفته بود من کاری بلد نیستم شما بگید چه کنم خوب شاید در میان آن نقدها می توانستید راهی برای برون رفت از شرایط کنونی پیدا کنید، گویا نشنیدن حرف مردم تو ذات مدیرهای جمهوری اسلامی است و فرقی هم بین اصلاح طلب اصولگرا نیست! سوال بعدی م هم این است که شخص شما در این یک ماه جنگ برای مردم چه کردید؟؟ بیاید بگویید از این وضعیت ادامه پیدا کند، سیاست رییس جمهور چیست؟ اینکه مدام بگویید هیچ مشکلی وجود ندارد و همه چیز بر وفق مراد است و فلان و فلان، مشکلات حل میشود ؟؟ یک بار نشستید پیش مردم ببینید خواسته هایشان چیست ، می دانید که مردم اصلا شما و پدرتان برایشان دیگر مهم نیست و شایدم یکی از دلایلی که پای درد و دل آنها نمیشینید همین باشد اما این وظیفه شما و پدرتان است که گوشی برای شنیدن داشته باشید، داشتن لقب پسر پدر شجاع دردی از مردم کم نمیکند. این روزها همه از هم میپرسند که کجا را زد؟ صدای پدافند میآید؟تو خبرها نگفتن جنگنده بود یا پهباد؟ بعد در این شرایط شما چه میکنید قهر و گله می کنید که چرا شخص رییس جمهور نقد می شود؟ اگر یک دولت اصولگرا سرکار بود که شما و هم کیشان شما دایره رسوایی آنها را از صد تا پشت بام پایین انداخته بودید؛ جمع کنید تو رو خدا بسه، مردم بازیچه دست شما و هیچ کس نیستند، فردا روزی ورق برگردد باید دنبال سوراخ موش بگردی پسر پدر شجاع!