اختصاصی گروه اقتصادی / فرهاد فربودی
پژواک صدای جنگ در زندگی روزمره مردم طنینانداز شده است. این روزها که خبر حملات، ناامنی و گسترش تنشها فضای عمومی جامعه را فراگرفته، بسیاری از خانوادهها در سکوتی نگرانکننده به آینده معیشت خود میاندیشند. بیشک جنگ به تدریج به تار و پود اقتصاد نفوذ میکند و نخستین نشانههای آن را میتوان در بازار کار مشاهده کرد. کاهش فرصتهای شغلی، افزایش نااطمینانی و عقبنشینی بخشی از نیروی کار از جستوجوی شغل، از جمله پیامدهایی است که در شرایط جنگی به سرعت خود را نشان میدهد. اکنون و در حالی که نزدیک به دو هفته از آغاز حمله آمریکا و اسرائیل به ایران میگذرد، نشانههایی از این وضعیت در اقتصاد کشور دیده میشود؛ نشانههایی که اگرچه ریشه آنها در تجربه جنگ ۱۲روزه ۹ ماه پیش قابل مشاهده است، اما در شرایط کنونی میتواند با شدت بیشتری تکرار شود.
نزدیک به دو هفته از آغاز حمله آمریکا و اسرائیل به خاک ایران میگذرد؛ درگیریای که برخلاف پیشبینیهای اولیه درباره کوتاهمدت بودن آن، به تدریج ابعاد گستردهتری پیدا کرده است. در حالی که تصور آغازکنندگان این درگیری آن بود که جنگ در مدت کوتاهی پایان یابد، تحولات میدانی مسیر دیگری را نشان میدهد. ادامه حملات و گسترش دامنه تنشها باعث شده چشمانداز پایان سریع جنگ با تردیدهای جدی روبهرو شود. در این مدت، اهدافی مانند فرماندهان نظامی و زیرساختهای نظامی، تسلیحاتی، آموزشی و حتی بهداشتی مورد حمله قرار گرفتهاند. چنین رخدادهایی تنها خسارتهای کوتاهمدت ایجاد نمیکند، بلکه با تخریب زیرساختها و تضعیف سرمایه فیزیکی کشور، آثار اقتصادی بلندمدتی نیز برجای میگذارد. کاهش ظرفیت تولید، افزایش هزینههای بازسازی و اختلال در فعالیتهای اقتصادی از جمله پیامدهایی است که اقتصاد یک کشور را برای سالها تحت تاثیر قرار میدهد.
در کنار تخریب زیرساختها، جنگ از طریق افزایش نااطمینانی نیز بر اقتصاد اثر میگذارد. نااطمینانی یکی از مهمترین متغیرهایی است که تصمیمگیری اقتصادی را تحت تاثیر قرار میدهد. در شرایطی که آینده سیاسی و امنیتی یک کشور مبهم باشد، خانوارها و بنگاهها رفتار محتاطانهتری در پیش میگیرند. خانوارها خریدهای غیرضروری خود را به تعویق میاندازند و بنگاهها نیز سرمایهگذاریهای جدید را متوقف یا محدود میکنند. نتیجه این روند کاهش تقاضای موثر در اقتصاد است. افت تقاضا به تدریج بر تولید بنگاهها اثر میگذارد و آنها را با کاهش فروش و سودآوری مواجه میکند. در چنین فضایی بسیاری از واحدهای اقتصادی برای کاهش هزینهها ناچار به محدود کردن فعالیت یا تعدیل نیروی کار میشوند. این روند در نهایت خود را در شاخصهای بازار کار نشان میدهد.
برای درک بهتر تاثیر جنگ بر بازار کار، بررسی دادههای منتشر شده از سوی مرکز آمار ایران اهمیت زیادی دارد. در این بررسی، روند دو شاخص اصلی بازار کار یعنی نرخ بیکاری و نرخ مشارکت در فصل تابستان طی یک دوره ۲۰ ساله مورد توجه قرار گرفته است. تمرکز بر دادههای فصل تابستان به این دلیل است که اثرات فصلی در اشتغال به حداقل برسد. در بسیاری از فعالیتهای اقتصادی، به ویژه در بخش کشاورزی، سطح اشتغال در فصلهای مختلف سال متفاوت است. برای مثال در فصل تابستان که زمان برداشت محصولات زراعی در بسیاری از مناطق کشور است، تقاضا برای نیروی کار در بخش کشاورزی افزایش مییابد و در نتیجه تعداد شاغلان بیشتر میشود. به همین دلیل مقایسه دادههای یک فصل مشخص در طول سالهای مختلف میتواند تصویر دقیقتری از تغییرات واقعی بازار کار ارائه دهد.
حمله اسرائیل و سپس آمریکا به ایران در اواخر بهار سال جاری شمسی رخ داد و انتظار میرفت آثار اقتصادی آن در دادههای فصل تابستان نمایان شود. بررسی تغییرات نرخ بیکاری نشان میدهد این شاخص در تابستان ۱۴۰۴ نسبت به تابستان سال پیش کاهش یافته است. نرخ بیکاری ثبتشده برای این فصل حتی پایینترین مقدار در بازه ۲۰ ساله مورد بررسی محسوب میشود. در نگاه نخست چنین کاهشی میتواند نشانه بهبود وضعیت بازار کار تلقی شود، اما تحلیل اقتصادی نشان میدهد تفسیر این شاخص به تنهایی میتواند گمراهکننده باشد. اقتصاددانان تاکید میکنند که برای ارزیابی دقیق وضعیت بازار کار باید نرخ بیکاری در کنار نرخ مشارکت بررسی شود.
نرخ مشارکت نسبت جمعیت فعال، یعنی مجموع شاغلان و بیکاران، به کل جمعیت در سن کار را نشان میدهد. به عبارت دیگر این شاخص بیان میکند چه سهمی از جمعیت در سن کار در بازار کار حضور دارند. کاهش این شاخص معمولا به معنای خروج بخشی از نیروی کار از بازار کار است. آمارهای مرکز آمار ایران نشان میدهد در تابستان ۱۴۰۴ همزمان با کاهش نرخ بیکاری، نرخ مشارکت نیز کاهش یافته است.
بررسی روند ۲۰ ساله نیز نشان میدهد نرخ مشارکت ثبتشده در تابستان ۱۴۰۴ در زمره پایینترین مقادیر این شاخص در دو دهه گذشته قرار دارد. این وضعیت نشان میدهد کاهش نرخ بیکاری بیش از آنکه ناشی از افزایش فرصتهای شغلی باشد، میتواند نتیجه خروج بخشی از نیروی کار از بازار کار باشد؛ افرادی که در فضای نااطمینان اقتصادی از یافتن شغل ناامید شده و جستوجوی کار را متوقف کردهاند.
نگاهی به تعداد شاغلان نیز تصویر دقیقتری از وضعیت بازار کار ارائه میدهد. بر اساس دادههای مرکز آمار ایران، جمعیت شاغل ۱۵ساله و بیشتر در تابستان ۱۴۰۴ به ۲۴میلیون و ۹۵۸ هزار نفر رسیده است. این رقم نه تنها نسبت به فصل بهار کاهش یافته بلکه در مقایسه با تابستان سال ۱۴۰۳ نیز افت نشان میدهد. برآوردها نشان میدهد تعداد شاغلان در تابستان ۱۴۰۴ نسبت به تابستان سال پیش حدود ۱۷۰ هزار نفر کاهش پیدا کرده است. این در حالی است که در سالهای گذشته روند اشتغال در فصل تابستان معمولا افزایشی بوده است. چنین تغییری از آن جهت قابل توجه است که با الگوی معمول بازار کار در سالهای قبل تفاوت دارد و میتواند نشانهای از تاثیر شرایط اقتصادی و سیاسی بر فعالیتهای اقتصادی باشد.
بررسیهای انجام شده همچنین نشان میدهد جنگ ۱۲روزه در تابستان ۱۴۰۴ به کاهش اشتغال حدود ۴۵۰هزار نفری منجر شده است. این عدد نشان میدهد که شوکهای ناشی از درگیریهای نظامی چگونه میتواند به سرعت در بازار کار منعکس شود. در شرایطی که اقتصاد با نااطمینانی و اختلال در فعالیتهای اقتصادی مواجه میشود، بنگاهها برای مدیریت هزینههای خود اغلب به کاهش استخدام یا تعدیل نیروی کار روی میآورند. در نتیجه نخستین اثرات جنگ در کوتاهمدت در بازار کار مشاهده میشود؛ بازاری که به طور مستقیم با معیشت خانوارها در ارتباط است.
با این حال آثار جنگ بر بازار کار به صورت یکنواخت توزیع نمیشود. گروههایی که پیش از این نیز از نظر شغلی در موقعیت ناپایدارتری قرار داشتهاند، بیشتر در معرض کاهش فرصتهای شغلی قرار میگیرند. در اقتصادهای در حال توسعه، این گروهها معمولا شامل زنان، جوانان و افرادی هستند که در مشاغل غیررسمی یا کمثبات فعالیت میکنند. زمانی که اقتصاد با شوکهایی مانند رکود یا جنگ مواجه میشود، این گروهها نخستین کسانی هستند که از بازار کار خارج میشوند یا فرصتهای شغلی خود را از دست میدهند.
دادههای مربوط به بازار کار ایران نیز نشانههایی از چنین الگویی را نشان میدهد. نرخ اشتغال جمعیت ۱۵ساله و بیشتر در تابستان ۱۴۰۴ نسبت به فصل پیش از آن ۰.۷ واحد درصد کاهش یافته است. با این حال بررسی تفکیکی دادهها نشان میدهد شدت این کاهش برای زنان بیشتر بوده است. در همین بازه زمانی اشتغال زنان با کاهش یک واحد درصدی همراه بوده که از افت ثبتشده برای مردان بیشتر است. این تفاوت نشان میدهد فشار ناشی از شرایط اقتصادی پس از جنگ با شدت بیشتری بر اشتغال زنان وارد شده است.
در سوی دیگر، بررسی شاخص بیکاری نیز تصویری مشابه ارائه میدهد. در حالی که نرخ بیکاری برای کل جامعه در تابستان ۱۴۰۴ نسبت به فصل مشابه سال پیش کاهش داشته است، نرخ بیکاری زنان در همین دوره یک واحد درصد افزایش یافته است. این افزایش در شرایطی رخ داده که نرخ مشارکت زنان نیز یک واحد درصد کاهش یافته است. ترکیب این دو شاخص نشان میدهد بخشی از زنان نه تنها موفق به یافتن شغل نشدهاند، بلکه از حضور در بازار کار نیز فاصله گرفتهاند. چنین وضعیتی میتواند نشانه دشوارتر شدن شرایط اشتغال برای این گروه باشد.
این روند برای زنان جوان حتی شدیدتر نیز مشاهده میشود. دادهها نشان میدهد نرخ بیکاری زنان جوان ۱۵ تا ۲۴ ساله در تابستان سال جاری نسبت به تابستان ۱۴۰۳ به میزان ۳.۵ واحد درصد افزایش یافته است. این در حالی است که نرخ بیکاری کل این گروه سنی، یعنی مردان و زنان در کنار یکدیگر، در همین دوره ۰.۴ واحد درصد کاهش داشته است. اختلاف میان این دو شاخص نشان میدهد وضعیت اشتغال برای زنان جوان در مقایسه با مردان همسن خود با چالش بیشتری روبهرو شده است.
اهمیت این آمارها زمانی بیشتر میشود که آنها را در کنار شرایط کنونی کشور قرار دهیم. دادههای مورد اشاره مربوط به دورهای است که پس از جنگ ۱۲روزه در تابستان ۱۴۰۴ ثبت شدهاند؛ جنگی که اگرچه کوتاه بود، اما توانست آثار قابل توجهی بر بازار کار برجای بگذارد. اکنون و در شرایطی که درگیری جدیدی با مشارکت مستقیم آمریکا و اسرائیل علیه ایران آغاز شده و ابعاد آن گستردهتر از گذشته است، بسیاری از اقتصاددانان بر این باورند که پیامدهای آن برای بازار کار میتواند حتی شدیدتر باشد. تداوم درگیریها، اختلال در فعالیت بنگاهها و افزایش نااطمینانی اقتصادی میتواند روند خروج نیروی کار از بازار کار را تشدید کند و فشار بیشتری بر اشتغال وارد آورد.
در چنین شرایطی سیاستگذاری اقتصادی نقش تعیینکنندهای در کاهش آسیبهای بازار کار دارد. تجربه کشورهایی که با شرایط جنگی مواجه بودهاند نشان میدهد اتخاذ سیاستهای حمایتی هدفمند میتواند از گسترش بیکاری جلوگیری کند. حمایت از بنگاههای کوچک و متوسط، ارائه تسهیلات برای حفظ اشتغال و تقویت نظامهای تامین اجتماعی از جمله اقداماتی است که میتواند بخشی از فشارهای اقتصادی ناشی از جنگ را کاهش دهد. همچنین توجه ویژه به گروههای آسیبپذیر در بازار کار، به ویژه زنان و جوانان، میتواند از تعمیق شکافهای موجود در اشتغال جلوگیری کند.
باید توجه داشت که جنگ، به عنوان عاملی برای بحرانهای اقتصادی و اجتماعی به شمار میآید. تجربه دادههای بازار کار پس از جنگ ۱۲روزه نشان میدهد حتی درگیریهای کوتاهمدت نیز میتواند آثار قابل توجهی بر اشتغال و مشارکت اقتصادی داشته باشد. اکنون که کشور در شرایطی پیچیدهتر و نااطمینانتر قرار گرفته است، خطر تکرار و حتی تشدید این روندها بیش از گذشته احساس میشود. در چنین فضایی سیاستگذاران باید با درک دقیق پیامدهای اقتصادی جنگ، راهکارهایی برای حمایت از بازار کار و جلوگیری از گسترش بیکاری اتخاذ کنند؛ زیرا در نهایت ثبات اقتصادی و حفظ اشتغال یکی از مهمترین عوامل حفظ تابآوری جامعه در شرایط بحرانی به شمار میآید.