خانه بین الملل شمارش معکوس آغاز شد،سخت‌ترین ۴۸ ساعت تاریخ جمهوری اسلامی؛ نوشیدن جام زهر ترامپ یا پذیرش ریسک فروپاشی

هم وطن گزارش می دهد؛

شمارش معکوس آغاز شد،سخت‌ترین ۴۸ ساعت تاریخ جمهوری اسلامی؛ نوشیدن جام زهر ترامپ یا پذیرش ریسک فروپاشی

آنچه قرار بود به عنوان یک «گشایش بزرگ» در پرونده هسته‌ای ایران در دوران ریاست‌جمهوری مجدد دونالد ترامپ ثبت شود، در ساعات پایانی روز گذشته در ژنو به یک درام دیپلماتیک تمام‌عیار تبدیل شد.

گروه سیاسی / ماهور ایرانی 

آنچه قرار بود به عنوان یک «گشایش بزرگ» در پرونده هسته‌ای ایران در دوران ریاست‌جمهوری مجدد دونالد ترامپ ثبت شود، در ساعات پایانی روز گذشته در ژنو به یک درام دیپلماتیک تمام‌عیار تبدیل شد.

در حالی که عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، پس از دو دور مذاکرات فشرده و غیرمستقیم با ایالات متحده در سفارت عمان، از «جدی بودن بی‌سابقه» طرفین سخن می‌گفت، گزارش‌ها حاکی از آن است که نشست دوم از دور سوم این گفتگوها با ترک میز مذاکره توسط نمایندگان ارشد کاخ سفید، از جمله جارد کوشنر و استیو ویتکاف، بدون نتیجه پایان یافته است.

این تحول ناگهانی، سرنوشت توافقات اولیه و خوش‌بینی‌های ابراز شده توسط دیپلمات‌های ایرانی و نقش میانجی‌گری رافائل گروسی را در هاله‌ای از ابهام فرو برده است.

فضا در ابتدای مذاکرات در ژنو متفاوت بود. حضور بدر البوسعیدی، وزیر خارجه عمان به عنوان میزبان و میانجی کهنه‌کار، و پیوستن رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی به این گفتگوها، سیگنالی از اراده برای حل مسائل فنی و سیاسی همزمان تلقی می‌شد.

عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران، پس از پایان دور دوم مذاکرات در جمع خبرنگاران با لحنی امیدوارانه ظاهر شد. او با اشاره به فضای مذاکرات گفت: «بیش از گذشته جدیت در دو طرف مشهود بود و خیلی جدی وارد عناصر یک توافق شدیم.» نکته حائز اهمیت در سخنان عراقچی، اشاره مستقیم او به بحث تحریم‌ها بود، موضوعی که همواره پاشنه آشیل مذاکرات بوده است. او تصریح کرد: «بحث شورای امنیت و تحریم‌های یک جانبه جزو درخواست‌های ما بود و قرار شد هفته آینده به صورت ریزتر وارد این مسائل شویم.»

بر اساس این توافق اولیه، قرار بود تیم‌های فنی ایران و آمریکا با نظارت آژانس، از روز دوشنبه در وین بررسی‌های فنی دقیق‌تری را آغاز کنند؛ نقشه‌ای که اکنون با تحولات ساعات اخیر، اجرایی شدن آن در تردید جدی قرار دارد.

آنچه مذاکرات ژنو را از ادوار پیشین متمایز می‌کرد، ترکیب هیئت آمریکایی بود. دونالد ترامپ برخلاف دوره اول ریاست‌جمهوری خود، این بار چهره‌های بسیار نزدیک و معتمد خود را به میدان فرستاده بود: استیو ویتکاف، نماینده ویژه در امور خاورمیانه و جارد کوشنر، داماد و مشاور ارشد او. حضور کوشنر که معمار «پیمان ابراهیم» شناخته می‌شود، نشان‌دهنده نگاه کلان کاخ سفید به پرونده ایران در چارچوب معادلات منطقه‌ای بود.

 در نشست دوم از دور سوم، به نظر می‌رسد شکاف اصلی میان تهران و واشنگتن در «تعریف توافق» نهفته است؛ 

۱. رویکرد ایران (فنی-حقوقی): تیم عباس عراقچی تلاش داشت با کمک رافائل گروسی، پرونده را در فاز فنی (تعداد سانتریفیوژها، سطح غنی‌سازی و نظارت‌ها) حل‌وفصل کند تا در ازای آن، لغو تحریم‌های شورای امنیت و تحریم‌های یکجانبه را تضمین نماید. توافق برای نشست فنی وین در روز دوشنبه، مؤید همین رویکرد بود.

۲. رویکرد آمریکا (سیاسی-امنیتی): تیم ترامپ (کوشنر و ویتکاف) به نظر نمی‌رسد تنها به دنبال محدودیت هسته‌ای باشند. ترک میز مذاکره احتمالا واکنشی به عدم پذیرش پیوست‌های منطقه‌ای و موشکی از سوی ایران بوده است. حضور کوشنر نشان می‌دهد آمریکا به دنبال ادغام پرونده ایران در نظم نوین خاورمیانه است، نه صرفاً احیای یک نسخه جدید از برجام ۲۰۱۵.

رافائل گروسی که تلاش داشت نقش کاتالیزور را بازی کند و حتی مقدمات فنی نشست وین را چیده بود، اکنون در موقعیت دشواری قرار دارد. سخنان عراقچی نشان می‌داد که ایران آماده همکاری‌های فنی بیشتر با آژانس بوده است، اما خروج آمریکا از مذاکرات، عملاً دستاوردهای فنی گروسی را نیز معلق می‌کند. بدون چشم‌انداز لغو تحریم‌ها، انگیزه تهران برای همکاری فراپادمانی با آژانس به شدت کاهش می‌یابد.

با ترک میز مذاکره توسط نمایندگان ایالات متحده، سرنوشت نشست فنی روز دوشنبه در وین در هاله‌ای از ابهام است.

بر اساس گزارش روزنامه وال استریت ژورنال، شرایط آمریکا جهت مذاکره با جمهوری اسلامی حاکی از آن است که؛ نابودی فیزیکی زیرساخت‌ها: برخلاف برجام که سانتریفیوژها صرفاً انبار می‌شدند، آمریکا خواستار تخریب و نابودی کامل هر سه سایت هسته‌ای کلیدی ایران (تأسیسات زیرزمینی فردو، نطنز و سایت اصفهان) شده است. ایران باید تمامی اورانیوم غنی‌شده خود (در هر سطحی) را تحویل آمریکا دهد و هیچ ذخیره‌ای در داخل کشور باقی نماند. اصل «غنی‌سازی صفر» باید پذیرفته شود. ایران تنها اجازه خواهد داشت راکتور تحقیقاتی تهران را برای مصارف پزشکی (با سوخت وارداتی) حفظ کند.

همچنین هیچ‌گونه «بند غروب» وجود نخواهد داشت و محدودیت‌ها دائمی و ابدی خواهند بود و در ازای این اقدامات، آمریکا در ابتدا تنها کاهش «حداقلی» تحریم‌ها را اعمال می‌کند. رفع تحریم‌های اصلی منوط به راستی‌آزمایی طولانی‌مدت و «رفتار سنجی» ایران خواهد بود. شباهت عجیبی به «مدل لیبی» در سال ۲۰۰۳ دارد؛ مدلی که در آن معمر قذافی تمام تأسیسات هسته‌ای خود را بار کشتی کرد و به آمریکا فرستاد.

این شروط نشان می‌دهد چرا مذاکرات ژنو به بن‌بست رسید. تیم ایرانی به ریاست عراقچی با دستورکار «احیای مدل برجام» (حفظ غنی‌سازی محدود و نظارت آژانس) به ژنو رفته بود، اما با متنی روبرو شد که عملاً «حاکمیت ملی» و «مؤلفه‌های قدرت» جمهوری اسلامی را هدف گرفته بود.

در سناریوی خوش‌بینانه؛ این ترک جلسه، تنها یک تاکتیک فشار از سوی تیم ترامپ برای گرفتن امتیاز بیشتر در لحظات آخر است و کانال‌های ارتباطی از طریق عمان همچنان باز خواهد ماند.

در سناریوی بدبینانه؛ مذاکرات ژنو شکست خورده است و دولت ترامپ به سمت حمله نظامی حرکت خواهد کرد.

عباس عراقچی که صحبت از «جدیت بی‌سابقه» کرده بود، حالا با چالشی روبروست که فراتر از دیپلماسی کلاسیک است؛ مقابله با سبک تهاجمی و غیرقابل پیش‌بینی تیم ترامپ که حتی توافقات نیمه‌کاره را در یک لحظه برهم می‌زنند. روزهای آینده برای بازار ارز در تهران و دیپلمات‌ها در وین و نیویورک، روزهای پرالتهابی خواهد بود.

گزارش جدید وب‌سایت آکسیوس کلید فهم اتفاقات پرتنش نشستدور سوم است. طبق این گزارش، جارد کوشنر و استیو ویتکاف از شنیدن مواضع طرف ایرانی به شدت «ناامید و سرخورده» شده‌اند که در نهایت منجر به ترک میز مذاکره از سوی آنها شد. برای درک این سرخوردگی باید به ترکیب هیئت آمریکایی نگاه کرد. کوشنر و ویتکاف دیپلمات‌های سنتی نیستند؛ آنها تاجران و استراتژیست‌هایی هستند که با ذهنیت انعقاد «توافق‌های بزرگ» به ژنو آمده بودند. تیم ترامپ احتمالا انتظار داشته که فشارهای حداکثری ماه‌های اخیر، تهران را آماده امتیازدهی‌های کلان و فراتر از مسئله هسته‌ای (احتمالا شامل مسائل منطقه‌ای با توجه به سابقه کوشنر در خاورمیانه) کرده باشد.

در مقابل، عباس عراقچی، به عنوان یک دیپلمات کهنه‌کار، احتمالا روی دستور کار سنتی و گام‌به‌گام پافشاری کرده است؛ یعنی: توافق فنی با آژانس در برابر لغو تحریم‌های یکجانبه و رفع سایه تهدید جنگ از سوی آمریکا. این همان نقطه‌ای است که «رویاپردازی برای یک توافق سریع خاورمیانه‌ای» با «دیپلماسی فرسایشی هسته‌ای» برخورد کرده و به خروج تیم آمریکا منجر شده است.

درست در لحظه‌ای که اخبار خروج تیم آمریکایی می‌رفت تا بازارها را ملتهب و مرگ مذاکرات را اعلام کند، بدر البوسعیدی، وزیر خارجه عمان، وارد میدان شد تا نقش تاریخی مسقط به عنوان «آتش‌نشان دیپلماتیک» را ایفا کند.

پست او در شبکه ایکس (توییتر سابق) حاوی سه پیام بسیار مهم بود؛ اعلام «پیشرفت قابل توجه»: این عبارت مستقیماً در تضاد با روایت «سرخوردگی» آمریکا قرار دارد و نشان می‌دهد حداقل در روی کاغذ و در مباحث پایه‌ای، تفاهماتی شکل گرفته است. رجوع به پایتخت‌ها؛ عبارت «به زودی پس از مشورت در پایتخت‌های مربوطه، مذاکرات را از سر خواهیم گرفت»، ادبیات مرسوم دیپلماتیک برای توقف موقت و جلوگیری از اعلام شکست است. عمان می‌گوید این یک «توقف تاکتیکی» است، نه یک «بن‌بست استراتژیک».

تایید نشست وین: البوسعیدی تایید کرد که مذاکرات فنی هفته آینده در وین برگزار می‌شود؛ موضوعی که عراقچی نیز پیشتر به آن اشاره کرده بود.

با کنار هم قرار دادن خوش‌بینی‌های شب گذشته عراقچی، سرخوردگی صبح امروز تیم ترامپ، و میانجی‌گری عصرگاهی عمان، می‌توان معمای ژنو را این‌گونه رمزگشایی کرد؛ مذاکرات در ژنو شکست نخورده، بلکه «دوشاخه» شده است.

به نظر می‌رسد طرفین در ژنو نتوانسته‌اند به یک توافق جامع سیاسی (پکیج کامل مورد نظر آمریکا) دست یابند. آمریکا خواهان امتیازات بزرگ‌تر و سریع‌تر بوده و ایران خواهان تضمین برای رفع تحریم‌ها. وقتی این گره سیاسی در دور سوم باز نشد، تیم ترامپ با سبک همیشگی خود سعی در اعمال شوک روانی و فشار بر تهران داشت.

اما حضور رافائل گروسی در این میان یک «بیمه دیپلماتیک» برای ایران بود. تهران توانسته است بخش فنی مذاکرات (برنامه اتمی و نظارت‌های آژانس) را از بخش سیاسی (خواسته‌های تیم ترامپ) جدا کند. در حالی که دیپلمات‌ها عازم پایتخت‌های خود شدند و مسقط تلاش می‌کند «نخ باریک» مذاکرات را حفظ کند، اظهارات تازه و معنادار جی‌دی ونس، معاون اول رئیس‌جمهور آمریکا، معادلات را از فاز صرفاً دیپلماتیک خارج کرده است.

همزمانی سه رویداد در ۲۴ ساعت گذشته، تهران را در موقعیتی دشوار قرار داده است:

خروج جرد کوشنر و استیو ویتکاف از اتاق مذاکره در ژنو؛ تلاش وزیر خارجه عمان برای زنده نگه داشتن امید با وعده «رایزنی در پایتخت‌ها» و اظهارات جی‌دی ونس که تابوی «جنگ بی‌پایان» را می‌شکند و عملاً گزینه نظامی را به عنوان یک سناریوی «مدیریت‌شده» روی میز می‌گذارد.

سخنان جی‌دی ونس شاید خطرناک‌ترین قطعه از پازل فشار تیم ترامپ باشد. او که سابقه حضور در جنگ عراق را به عنوان تفنگدار دریایی دارد و همواره از منتقدان «جنگ‌های بی‌پایان» آمریکا در خاورمیانه شناخته می‌شد، این بار ادبیات متفاوتی به کار برده است. ونس با رد کردن احتمال گرفتار شدن آمریکا در «باتلاق نظامی» در صورت حمله به ایران، عملاً بزرگترین مانع روانی و سیاسی واشنگتن برای درگیری نظامی را کم‌رنگ کرده است. او می‌گوید: «این تصور که قرار است سال‌ها درگیر جنگی در خاورمیانه بدون چشم‌اندازی برای پایانش بشویم، اصلا درست نیست.»

پیام ونس به تهران روشن است: اگر دیپلماسی شکست بخورد، مدل برخورد نظامی ترامپ، «اشغالگری» نیست، بلکه «ضربه قاطع و خروج» خواهد بود. این استراتژی قصد دارد محاسبه هزینه-فایده تهران را تغییر دهد و نشان دهد که آمریکا از ترس «باتلاق»، دست‌بسته نیست. ترکیب رفتار تیم مذاکره‌کننده در ژنو و سخنان معاون رئیس‌جمهور در واشنگتن، نشان‌دهنده یک تقسیم کار دقیق در کاخ سفید است:

تیم کوشنر و ویتکاف؛ وظیفه داشتند با طرح مطالبات حداکثری و سپس ترک میز مذاکره با ابراز «سرخوردگی»، شوک دیپلماتیک وارد کنند و به ایران بفهمانند که صبر استراتژیک آمریکا تمام شده است.

تیم واشنگتن جی‌دی ونس؛ وظیفه دارد با عادی‌سازی احتمال درگیری نظامی و رد کردن تئوری «باتلاق»، اعتبار تهدید نظامی را بالا ببرد. وقتی ونس می‌گوید «همه ما دیپلماسی را ترجیح می‌دهیم، اما واقعاً بستگی دارد ایران چه کاری انجام دهد»، او عملاً مسئولیت هرگونه تشدید تنش را پیشاپیش بر گردن تهران می‌اندازد.

حالا خبرها حاکی از آن است که بدر البوسعیدی، وزیر امور خارجه عمان، در یک سفر فوری امروز جمعه ۸ اسفند، خود را به واشنگتن رسانده تا با جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا و سایر مقامات ارشد امنیتی دیدار کند.

این سفر که درست پس از اظهارات تند و هشدارآمیز جی‌دی ونس درباره «گزینه نظامی» انجام می‌شود، نشان می‌دهد که وضعیت فراتر از یک بن‌بست دیپلماتیک معمولی است و میانجی عمانی برای جلوگیری از فروپاشی کامل روند گفتگوها، مستقیماً به سراغ «اتاق فرمان» دولت ترامپ رفته است.

در عرف دیپلماتیک، معمولاً وزرای خارجه با همتایان خود (وزیر امور خارجه آمریکا) دیدار می‌کنند. دیدار مستقیم البوسعیدی با معاون رئیس‌جمهور، آن هم چهره‌ای مانند جی‌دی ونس که صریح‌ترین مواضع را درباره ایران دارد، حامل دو پیام روشن است؛ ارتقای سطح بحران؛ پرونده ایران از دست وزارت خارجه آمریکا خارج شده و اکنون مستقیماً توسط حلقه اول و امنیتی دونالد ترامپ (ونس، کوشنر و ویتکاف) مدیریت می‌شود.

البوسعیدی احتمالاً دریافته است که «سرخوردگی» تیم مذاکره‌کننده آمریکا در ژنو، یک مانور نمایشی نبوده و خطر تغییر فاز آمریکا از «مذاکره» به «برخورد» (طبق دکترین جدید ونس) جدی است. جی‌دی ونس ساعاتی پیش با رد کردن تئوری «باتلاق نظامی»، عملاً هزینه روانی جنگ با ایران را برای افکار عمومی آمریکا پایین آورد. دیدار امروز او با وزیر خارجه عمان، احتمالاً آخرین اتمام‌حجت واشنگتن با تهران از طریق مسقط خواهد بود.

برای درک اهمیت دیدار امروز واشنگتن، باید قطعات پازل ۲۴ ساعت گذشته را کنار هم چید؛ پرده اول (ژنو): جرد کوشنر و استیو ویتکاف، نمایندگان ویژه ترامپ، با این استدلال که مواضع ایران ناامیدکننده است، میز مذاکره را ترک می‌کنند. پرده دوم (تهران/ژنو): عباس عراقچی و تیم ایرانی همچنان بر توافقات فنی با آژانس تاکید دارند و امیدوارند نشست روز دوشنبه در وین برگزار شود و پرده سوم (واشنگتن): جی‌دی ونس هشدار می‌دهد که جنگ با ایران لزوماً طولانی و بی‌نتیجه نخواهد بود.

پرده چهارم (مأموریت البوسعیدی): وزیر خارجه عمان که در ژنو از «پیشرفت قابل توجه» سخن گفته بود، حالا سراسیمه به واشنگتن رفته تا تفسیر خود از مواضع ایران را مستقیماً به معاون ترامپ منتقل کند و مانع از صدور دستور توقف کامل مذاکرات شود.

عمان حامل پیامی از سوی ایران است که نشان‌دهنده آمادگی تهران برای برخی انعطاف‌های بیشتر است، اما این انعطاف‌ها در چارچوب «فنی» تعریف شده‌اند. چالش اصلی البوسعیدی این است که جی‌دی ونس و تیم ترامپ را متقاعد کند که این گام‌های فنی (نظارت‌های آژانس و محدودیت غنی‌سازی) ارزشمند هستند و نباید به خاطر عدم توافق در مسائل سیاسی و منطقه‌ای (که کوشنر به دنبال آن بود)، کل میز را برهم زد.

اگر البوسعیدی بتواند ونس را قانع کند، چراغ سبز آمریکا برای حضور کارشناسانش در نشست دوشنبه وین صادر خواهد شد. اما اگر ونس بر موضع «همه یا هیچ» پافشاری کند و دیدار امروز بدون نتیجه پایان یابد، عملاً دیپلماسی به پایان خط رسیده و سناریوهای امنیتی که ونس به آن‌ها اشاره کرده بود، روی میز قرار می‌گیرند.

ساعت شنی دیپلماسی در واشنگتن در حال خالی شدن است و خاورمیانه، نفس‌در‌سینه، به تیک‌تاکِ دلهره‌آورِ آن گوش سپرده است.

با ورود بحران به نقطه جوش، اکنون تنها دو روز (۴۸ ساعت) از ضرب‌الاجل ۱۰ روزه دونالد ترامپ باقی مانده است. سفر سراسیمه و خارج از عرفِ بدر البوسعیدی، وزیر خارجه عمان به واشنگتن و دیدار مستقیم او با جی‌دی ونس، دیگر یک رایزنی دیپلماتیک برای «حفظ میز مذاکره» نیست؛ این مأموریتی اضطراری برای کشیدن ترمزِ ماشین جنگی است که موتور آن در کاخ سفید روشن شده است.

تحلیل داده‌های به دست آمده از بن‌بست ژنو، خروج تیم کوشنر و تهدیدات صریحِ معاون ترامپ نشان می‌دهد که پرونده هسته‌ای ایران از فاز «چانه زنیِ سیاسی» خارج شده و به یک «بحران موجودیتی» برای حکومت ایران تبدیل شده است. برای دهه‌ها، محاسبه استراتژیک در تهران بر یک پیش‌فرض استوار بود: «آمریکا از ترس گرفتار شدن در یک باتلاق نظامی جدید در خاورمیانه، هرگز به ایران حمله مستقیم نخواهد کرد.» اما جی‌دی ونس، با هوشمندی این معادله روانی را برهم زده است.

ونس با تئوریزه کردن «جنگ کوتاه و قاطع»، هزینه سیاسی درگیری را برای افکار عمومی آمریکا به شدت کاهش داده است. اگر در ۴۸ ساعت آینده توافقی حاصل نشود، مدل نظامیِ روی میز واشنگتن، پیاده کردن نیروی زمینی و اشغال ایران (مدل عراق یا افغانستان) نخواهد بود که منجر به باتلاق شود؛ بلکه استراتژیِ «ضربه فلج‌کننده و خروج» اجرا خواهد شد.

این یعنی حملات موجی، سنگین و نقطه‌ای به زیرساخت‌های هسته‌ای (نطنز، فردو، اصفهان)، پایگاه‌های استراتژیک سپاه پاسداران، و شریان‌های اقتصادی (پالایشگاه‌ها، بنادر و شبکه‌های برق). هدف این دکترین، نابودی توان نظامی و فلج کردن ماشین اقتصادی حکومت در چند شبانه‌روز است.

با توجه به این حجم از تهدید و زمانِ بسیار اندکِ باقیمانده، رهبران جمهوری اسلامی اکنون در برابر یک دوگانه تاریخی قرار گرفته‌اند که هر دو مسیر آن می‌تواند به تغییرات بنیادین یا حتی پایانِ حیاتِ سیاسی این نظام منجر شود. اگر تهران در ۴۸ ساعت آینده، از طریق عمان پیام تسلیم و پذیرش شروط حداکثری کوشنر (توقف کامل غنی‌سازی، خلع سلاح نیابتی‌ها و محدودیت موشکی) را به واشنگتن مخابره کند، سایه جنگ موقتاً دور می‌شود.

در سناریو اول؛ پذیرش این شروط، به معنای خلع سلاح کامل ایدئولوژیک و استراتژیک جمهوری اسلامی است. حکومتی که مشروعیت خود را بر پایه «مقاومت» و «دشمنی با آمریکا» بنا کرده، با تسلیم در برابر ترامپ، هسته سخت طرفداران خود را دچار ریزش و فروپاشی روانی خواهد کرد. از دست دادن اهرم‌های بازدارندگی، حکومت را در داخل به شدت ضعیف کرده و راه را برای فروپاشی ساختاری و تدریجی از درون هموار می‌سازد.

اگر تهران ضرب‌الاجل را بلوف تلقی کند یا حاضر به امتیازدهیِ فراتر از مسائل فنی (خطوط قرمز عراقچی) نشود، پس از پایان ۴۸ ساعت، فرمان حمله از سوی ترامپ صادر خواهد شد.

در سناریو دوم، خطر اصلی برای جمهوری اسلامی در صورت حمله نظامی آمریکا، صرفاً نابودی سانتریفیوژها یا پایگاه‌های نظامی نیست. خطر اصلی، «پیوند خوردن ضربه خارجی با بحران داخلی» است. اقتصاد ایران در پایین‌ترین سطح تاب‌آوری خود قرار دارد و گسل‌های اجتماعی و نارضایتی‌های عمومی دهان باز کرده‌اند. یک حمله نظامی فلج‌کننده که شیرازه امنیتی و اقتصادی کشور را از هم بپاشد، می‌تواند به سرعت نقش یک «کاتالیزور» را ایفا کرده و به خیزش‌های سراسری و غیرقابل کنترل در داخل منجر شود؛ وضعیتی که ماشین سرکوبِ حکومت، پس از دریافت ضرباتِ سنگینِ خارجی، توانایی مدیریت آن را نخواهد داشت و به سرعت به سمت فروپاشی کامل حرکت می‌کند. در این میان، نشست فنی برنامه‌ریزی شده برای روز دوشنبه در وین، دقیقاً با ساعات پایانی ضرب‌الاجل ۱۰ روزه همزمان شده است.

تمام بار این بحران تاریخی اکنون بر دوش بدر البوسعیدی در واشنگتن است. اگر او بتواند در دیدار با جی‌دی ونس، موافقت آمریکا را برای شرکت در نشست دوشنبهِ وین جلب کند، به معنای آن است که واشنگتن حاضر شده ساعتِ بمب را متوقف کند تا دیپلماسیِ قطره‌چکانیِ گروسی-عراقچی شانسی برای زنده ماندن داشته باشد.

اما اگر جی‌دی ونس با پاسخ «نه»، البوسعیدی را بدرقه کند و آمریکا نشست وین را بایکوت نماید، پیام آن برای تهران شفاف و بی‌رحمانه است؛ شمارش معکوس متوقف نمی‌شود. جمهوری اسلامی هرگز در طول حیات ۴۷ ساله خود تا این حد به لبه پرتگاه نزدیک نبوده است. دوگانه «دیپلماسی فن‌سالارانه» (تیم عراقچی) در برابر «فشار حداکثری و امنیتی» (تیم ترامپ/ونس) به نقطه برخورد رسیده است.

۴۸ ساعت آینده، حیاتی‌ترین ساعاتِ تاریخِ معاصر ایران است. تصمیمی که در تهران گرفته می‌شود و خروجیِ دیدار امروز در واشنگتن، نه تنها تکلیف تأسیسات هسته‌ای، بلکه بودن یا نبودنِ جمهوری اسلامی ایران را رقم خواهد زد. خاورمیانه، آخر هفته‌ای پرالتهاب و تاریخی را پیش رو دارد.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن