خانه سیاست هیولای زیتونی‌پوش؛ مدال تروریسم بر سینه سپاه پاسداران

هم وطن گزارش می دهد؛

هیولای زیتونی‌پوش؛ مدال تروریسم بر سینه سپاه پاسداران

سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در روزهای نخستین پس از انقلاب در تاریخ ۲ اردیبهشت ۱۳۵۸تنها با هدف “حفاظت از انقلاب” شکل گرفت، طی چهار دهه گذشته به هیولایی چند‌سر تبدیل شده است.

اختصاصی گروه سیاسی / ماهور ایرانی

سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در روزهای نخستین پس از انقلاب در تاریخ ۲ اردیبهشت ۱۳۵۸تنها با هدف “حفاظت از انقلاب” شکل گرفت، طی چهار دهه گذشته به هیولایی چند‌سر تبدیل شده است که نه تنها اقتصاد و سیاست ایران را بلعیده، بلکه با ایجاد حمام خون در خیابان‌های تهران و کردستان و بلوچستان و ترور مخالفان در اروپا و خاورمیانه، بقای نظام جمهوری اسلامی را در سالیان گذشته تامین کرد اما امروز در وضعیتی قرار گرفته که رسما با موافقت کشورهای خارجی از جمله اتحادیه اروپا به عنوان یک کارتل تروریستی معرفی خواهد شد.
روح‌الله خمینی با بی‌اعتمادی عمیق به ارتش کلاسیک ایران (ارتش شاهنشاهی سابق)، دستور تشکیل نهادی را داد که تنها وفاداری‌اش به ایدئولوژی ولایت فقیه باشد، نه خاک و میهن. سپاه پاسداران از همان ابتدا نه برای دفاع از مرزها، بلکه برای دفاع از نظام در برابر دشمنان داخلی طراحی شد.
در سال‌های ابتدایی دهه ۶۰، سپاه به بازوی اجرایی دادگاه‌های انقلاب برای اعدام هزاران زندانی سیاسی تبدیل شد. حذف سازمان‌های چپ، مجاهدین خلق و ملی‌گراها، اولین تمرین این نهاد برای کشتار سیستماتیک بود.
جنگ هشت‌ساله با عراق، به سپاه این امکان را داد تا با دسترسی به بودجه‌های کلان و سربازگیری گسترده (بسیج)، ساختار خود را از یک گروه شبه‌نظامی به یکارتش مجهز و قدرتمند تغییر دهد که پس از جنگ، تفنگ‌هایش را به سمت مردم خود چرخاند. جمهوری اسلامی هرگاه با بحران مشروعیت روبرو شده، سپاه پاسداران را با تمام قوا برای سلاخی معترضان به میدان فرستاده است. کارنامه این نهاد در سرکوب‌های داخلی،لکه‌ای پاک‌نشدنی در تاریخ معاصر ایران است.
 
به طور مثال در جریان قیام کوی دانشگاه در دولت اصلاحات، نیروهای لباس شخصی و انصار حزب‌الله بازوی سپاه به خوابگاه‌های دانشجویی یورش بردند. گزارش‌های هولناک از پرتاب دانشجویان از طبقات بالا، اولین پرده‌برداری علنی از چهره خشن سپاه در دوران به اصطلاح اصلاحات بود. محمدباقر قالیباف رئیس پلیس آن وقت تهران و رئیس مجلس فعلی بعدها با افتخار از لوله کردن دانشجویان سخن گفت.
در پی اعتراضات میلیونی جنبش سبز در واکنش به تقلب در انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸، سپاه و بسیج خیابان‌ها را قرق کردند. امنیت تهران مستقیماً به سپاه و شاخه قرارگاه ثارالله واگذار شد. تصاویر جان دادن ندا آقا سلطان نماد توحش نیروهایی شد که مستقیم به قلب معترضان شلیک می‌کردند. شکنجه، تجاوز و قتل معترضان در بازداشتگاه غیرقانونی کهریزک تحت نظر ناجا و سپاه، اوج سبعیت سیستم را نشان داد.
خونین‌ترین سرکوب تاریخ جمهوری اسلامی در آبان ۱۳۹۸ رقم خورد. پس از قطع کامل اینترنت، نیروهای سپاه با سلاح‌های جنگی سنگین (دوشکا و تک‌تیرانداز) به شکار مردم پرداختند. در نیزارهای ماهشهر، نیروهای سپاه با محاصره معترضان، آن‌ها را با رگبار مسلسل‌های سنگین قتل‌عام کردند.  گزارش رویترز از کشته شدن ۱۵۰۰ نفر حکایت داشت که اکثر آنها با شلیک مستقیم به سر و سینه جان باخته بودند.
در سال ۱۴۰۱ و در اعتراضات زن، زندگی، آزادی، سپاه استراتژی جنگ ترکیبی را علیه مردم بی‌‌دفاع اجرا کرد؛ استفاده سیستماتیک از گلوله‌های ساچمه‌ای برای کور کردن معترضان همچنین گزارش‌های متعدد از تجاوز جنسی به بازداشت‌شدگان زن و مرد در بازداشتگاه‌های اطلاعات سپاه. قتل ده‌ها کودک زیر ۱۸ سال (مانند کیان پیرفلک) نشان داد که برای ماشین سرکوب سپاه، هیچ خط قرمزی وجود ندارد.
اما سرکوب و جنایات تمام ناشدنی سپاه پاسداران تنها به داخل منتهی نمی‌شود؛ سپاه قدس (شاخه برون‌مرزی سپاه) تنها مسئول جنگ‌های نیابتی در سوریه و یمن نیست؛ این نیرو دهه‌هاست که وظیفه حذف فیزیکی مخالفان سیاسی در خارج از کشور را بر عهده دارد. دیپلمات‌های تروریست و شبکه‌های مافیایی، ابزار سپاه برای خاموش کردن صدای مخالفان در غرب بوده‌اند.
به طور مثال تیم ترور اعزامی سپاه از تهران توانست شاپور بختیار، آخرین نخست‌وزیر پیش از انقلاب را در پاریس به طرز فجیعی با کارد به قتل برساند. این عملیات نشان داد که جمهوری اسلامی برای حذف آلترناتیوهای سیاسی، حاکمیت ملی کشورهای اروپایی را نقض می‌کند.
در رستوران میکونوس برلین، رهبران حزب دموکرات کردستان ایران توسط مسلسل‌چی‌های اجیر شده توسط جمهوری اسلامی ترور شدند. دادگاه تاریخی میکونوس بعدها صراحتاً اعلام کرد که بالاترین مقامات نظام شامل رهبر و رئیس‌جمهور وقت یعنی اکبرهاشمی رفسنجانی و فرماندهان سپاه آمران این جنایت بوده‌اند. این حکم باعث شد سران جمهوری اسلامی به عنوان تروریست دولتی شناخته شوند.
انفجار مرکز یهودیان در بوئنوس آیرس که منجر به کشته شدن ۸۵ نفر شد، با طراحی و نظارت فرماندهان سپاه از جمله احمد وحیدی صورت گرفت.

این بزرگترین عملیات تروریستی در آمریکای لاتین بود که ردپای سپاه قدس در آن کاملاً مشهود است.
در سال‌های اخیر، اشتهای سپاه برای ترور افزایش یافته است از جمله توطئه علیه مسیح علی‌نژاد: طرح ربایش و سپس ترور این روزنامه‌نگار در خاک نیویورک توسط عوامل وابسته به اطلاعات سپاه. سپاه پاسداران با تهدید مستقیم خبرنگاران در لندن، عملاً تروریسم را به قلب رسانه‌های آزاد کشاند که منجر به دخالت پلیس ضدتروریسم بریتانیا شد.
تاریخچه این نهاد، از پشت‌بام مدرسه رفاه تا نیزارهای ماهشهر و خیابان‌های برلین، با خون بی‌گناهان نوشته شده است. جمهوری اسلامی بدون سرنیزه‌های سپاه پاسداران، حتی یک روز هم دوام نخواهد آورد و به همین دلیل، دست این نهاد برای هر جنایتی باز گذاشته شده است.
اما هنوز خون‌های ریخته شده بر کف خیابان‌هایتهران، کردستان، بلوچستان و مازندران خشک نشده است. هنوز صدای ضجه مادران داغدار در قیام خونین دی‌ماه ۱۴۰۴ در گوش تاریخ می‌پیچد که خبری چون صاعقه بر پیکره فرتوت استبداد مذهبی در ایران فرود آمد. اتحادیه اروپا، در یک چرخش تاریخیو دیرهنگام، سرانجام چشمان خود را بر واقعیت گشود: سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، نه یک ارتش کلاسیک،بلکه یک کارتل تروریستی تمام‌عیار است.
آنچه در دی‌ماه گذشته رخ داد، سرکوب نبود؛ یک «شکار انسان» تمام‌عیار بود. ماشین کشتار جمهوری اسلامی، وحشت‌زده از خشم انباشته ملتی که دیگرچیزی برای از دست دادن ندارد، با تمام قوا به میدانآمد. بسیجی‌ها و پاسدارانی که برای حفظ کاخ‌های فساد و قدرت، روی مردم بی‌پناه آتش گشودند، گمان می‌کردند که جهان همچنان در خواب مماشات است. اما تصاویر جنایات عریان، شلیک‌های مستقیم به سر و سینه جوانان و ربودن پیکر شهدا، وجدان خواب‌الوده دیپلماسی غرب را چنان لرزاند که دیگر جایی برایگفتگوی انتقادی باقی نماند.
در راهروهای مقر اتحادیه اروپا در بروکسل، تصمیم نهایی گرفته شد. ۲۷ کشور عضو، در یک اجماع کم‌نظیر، موافقت خود را با تروریستی اعلام شدن سپاه پاسداران اعلام کردند. این بار، حتی محافظه‌کارترین‌پایتخت‌های اروپایی نیز نتوانستند در برابر ابعاد توحش رژیم سکوت کنند.
فرانسه، آلمان و اسپانیا، سه ضلع قدرتمند اروپا که سال‌ها با سیاست کج‌دار و مریز سعی در کنترل رفتار تهران داشتند، پیشگام این طرح شدند. پاریس و برلین صراحتاً اعلام کردند که سازمانی که کارویژه‌اش گروگان‌گیری، صدور تروریسم به خاورمیانه و قتل‌عام شهروندان خودی است، جایی در معادلات دیپلماتیک ندارد. پیام واضح است: دوران باج‌گیری هسته‌ای و موشکی با اهرم تروریسم به پایان رسیده است.

اما در این میان، ساز ناکوک از لندن به گوش می‌رسد. بریتانیا، کشوری که خود را مهد دموکراسی می‌داند،قرار است با تروریستی نامیدن سپاه پاسداران مخالفت کند. مخالفت لندن با تروریستی نامیدن سپاه در حالی که ۲۷ کشور دیگر به این نتیجه رسیده‌اند،چیزی جز یک رسوایی دیپلماتیک نیست. آیا منافع اقتصادی پشت پرده یا امید واهی به احیای مذاکرات مرده با جنازه‌ی متحرک جمهوری اسلامی، چشمان دولتمردان انگلیس را کور کرده است؟ ایستادن در کنار سپاه پاسداران، آن هم در شرایطی که دستان این نهاد تا مرفق به خون معترضان دی‌ماه ۱۴۰۴ آلوده است،لکه‌ای پاک‌نشدنی بر دامان سیاست خارجی بریتانیاخواهد بود.
قرار گرفتن نام سپاه در لیست گروه‌های تروریستی توسط ۲۷ کشور اروپایی، یعنی قطع شریان‌های حیاتی مالی و اطلاعاتی این اختاپوس مافیایی. یعنی فرماندهان سپاه که عادت داشتند با پول‌های دزدی از سفره مردم ایران در ویلاهای اروپایی خوش‌گذرانیکنند یا فرزندانشان را به غرب بفرستند، دیگر امنیت نخواهند داشت.

جمهوری اسلامی اکنون تنهاتر از همیشه است. دیواری که دور خود کشیده بود، اکنون بر سرش آوار شده است. مخالفت انگلیس شاید چند روزی خریدن زمان برا یرژیم باشد، اما نمی‌تواند سیل خروشان تغییر را متوقف کند. مردم ایران در خیابان‌ها حکم نهایی را صادر کرده‌اند و اکنون اروپا (منهای انگلیس) در حال امضای این حکم است.
پیام دی‌ماه ۱۴۰۴ و بهمن ماه خونین به خامنه‌ای و سردارانش روشن است؛ جهان دیگر فریب نقاب‌های دیپلماتیک شما را نمی‌خورد. شما تروریست هستید و با تروریست‌ها تنها به یک زبان صحبت می‌شود: زبان زور و انزوا تا لحظه سقوط.

لندن دیر یا زود مجبور خواهد شد از این شرمساری تاریخی دست بردارد و به صف درست تاریخ بپیوندد؛چرا که هیچ حکومتی نمی‌تواند تا ابد با تنفس مصنوعیِ مماشات، بر دریایی از خون حکومت کند. تصمیم ۲۷ عضو اتحادیه اروپا برای قرار دادن سپاه در لیست تروریستی، ناخواسته بزرگترین هدیه استراتژیک به اتاق جنگ واشنگتن بود. تا دیروز، حمله به مقرهای سپاه می‌توانست به عنوان نقض حاکمیت ملی یک کشور تعبیر شود، اما از امروز، طبق قوانین بین‌المللی مبارزه با تروریسم، هر پایگاه سپاه، هر انبار موشکی و هر پناهگاه فرماندهان، یک «هدف مشروع نظامی»محسوب می‌شود.

فرانسه و آلمان با تصمیم خود، سپر دفاعی دیپلماتیک جمهوری اسلامی را شکستند و اکنون ترامپ آماده است تا از این شکاف عبور کند. پیام روشن است؛ وقتی نهادی تروریستی است، رئیس آن «رهبر تروریست‌ها» است و حکم رهبر تروریست‌ها در قاموس نظامی آمریکا مشخص است؛ شکار با پهپادهای ریپریا موشک‌های نقطه زن.
دیگر بحث بر سر تحریم و بیانیه نیست. بحث بر سر بقاست. جمهوری اسلامی که گمان می‌کرد با سرکوب خونین مردم در خیابان‌های ایران می‌تواند پایه‌های قدرتش را محکم کند، اکنون خود را در محاصره‌ای مرگبار می‌بیند. مردم خشمگین از پایین و پهپادهای آمریکایی با مجوز ضمنی اروپا از بالا، دو لبه قیچی هستند که در حال نزدیک شدن به گلوی استبداد مذهبی‌اند.
شمارش معکوس برای عملیات «چکش نیمه‌شب» آغاز شده است. آیا تهران شاهد طلوع خورشید پس از اینشبِ دلهره‌آور خواهد بود، یا پایان دیکتاتور در یکنیمه‌شب آتشین رقم خواهد خورد؟ تاریخِ خونین ایران در حال ورق خوردن است.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن