خانه بین الملل توقف نفتکش‌ها و همکاری با ونزوئلا؛ بازی خطرناک در صحنه‌ای پر ریسک

هم‌وطن دکترین بلاتکلیفی در سیاست خارجی ایران و بر باد رفتن ثروت ملی در آب‌های بین‌المللی را بررسی می‌کند  

توقف نفتکش‌ها و همکاری با ونزوئلا؛ بازی خطرناک در صحنه‌ای پر ریسک

در حالی که جهان در آستانه تکوین نظمی نوین و یک دوراهی تاریخی میان «صلح یا جنگ» قرار گرفته است، ایران، یکی از بزرگ‌ترین دارندگان منابع انرژی جهان، به جای ایفای نقشی فعال و هوشمندانه در این صحنه متغیر، به نظر می‌رسد در دام یک استراتژی سردرگم گرفتار شده است. این سردرگمی نه تنها منافع حیاتی کشور را به خطر انداخته، بلکه ثروت ملی را در قالب نفتکش‌های توقیف‌شده و محموله‌های سرگردان در آب‌های بین‌المللی، به مسلخ تحریم‌ها برده است.

گزارش اختصاصی/ گروه سیاسی-پژواک کیا

در حالی که جهان در آستانه تکوین نظمی نوین و یک دوراهی تاریخی میان «صلح یا جنگ» قرار گرفته است، ایران، یکی از بزرگ‌ترین دارندگان منابع انرژی جهان، به جای ایفای نقشی فعال و هوشمندانه در این صحنه متغیر، به نظر می‌رسد در دام یک استراتژی سردرگم گرفتار شده است. این سردرگمی نه تنها منافع حیاتی کشور را به خطر انداخته، بلکه ثروت ملی را در قالب نفتکش‌های توقیف‌شده و محموله‌های سرگردان در آب‌های بین‌المللی، به مسلخ تحریم‌ها برده است. توقیف اخیر نفتکش غول‌پیکر «اسکیپر» در سواحل ونزوئلا توسط ایالات متحده، یک زنگ خطر جدی بود. این اقدام، که دادستان کل آمریکا آن را اجرای حکم توقیف یک نفتکش حامل نفت خام «برای انتقال نفت تحریم‌شده از ونزوئلا و ایران» خواند، پرده از یک واقعیت تلخ برداشت: استراتژی دور زدن تحریم‌ها، نه تنها به اهداف خود نرسیده، بلکه ایران را در یک جبهه رویارویی جدید و پرهزینه با آمریکا قرار داده است؛ جبهه‌ای که در آن، واشنگتن با هدف کنترل منابع انرژی جهان برای مهار شرق، با تمام قوا وارد شده است.

شکار در کارائیب؛ آغاز فصل جدید توقیف‌ها

توقیف نفتکش «اسکیپر» با پرچم گویان، که ظرفیت حمل ۲.۲۷ میلیون بشکه نفت (تقریباً معادل تولید یک روز کامل ایران) را داشت، نقطه اوج تشدید تلاش‌های آمریکا برای خشکاندن شریان‌های مالی رژیم‌های تحت تحریم بود. این نفتکش که بلومبرگ تأیید کرد سال‌ها در تجارت نفت ایران نقش داشته و اوایل سال ۲۰۲۵ نیز دو بار نفت خام ایران را به چین منتقل کرده بود، اکنون به نمادی از آسیب‌پذیری «ناوگان سایه» تبدیل شده است. همزمان با استقرار گسترده نیروهای آمریکایی در کارائیب جنوبی، واشنگتن آشکارا اعلام کرده است که هدفش صرفاً ونزوئلا نیست. کارولین لویت، سخنگوی کاخ سفید، با تأکید بر اینکه «نمی‌توانیم اجازه دهیم کشتی‌های تحریم‌شده با نفت بازار سیاه در دریاها رفت‌وآمد کنند»، به صراحت اعلام کرد که آمریکا فهرستی از نفتکش‌های تحریم‌شده حامل نفت ونزوئلا یا دیگر کشورهای تحت تحریم واشنگتن، از جمله ایران، را برای توقیف احتمالی تهیه کرده است. کش پاتل، رئیس اف‌بی‌آی، نیز با لحنی تهدیدآمیز خط و نشان کشید و گفت اگر ملت ما را تهدید کنید یا قانون را زیر پا بگذارید، هیچ جایی در زمین یا دریا وجود ندارد که ما شما را پیدا نکنیم.

این توقیف‌ها، که در پی بیش از ۲۰ حمله قبلی آمریکا علیه آنچه «شناورهای قاچاق مواد مخدر» می‌نامد صورت گرفته، نشان می‌دهد که آمریکا با اتکا به استراتژی «عملیات فرا قضایی» خود، به دنبال ایجاد اختلال کامل در صادرات نفت کشورهای تحریم‌شده است. این تاکتیک جدید، به طور خاص بر «ناوگان سایه» متمرکز است؛ ناوگانی که بلومبرگ تخمین می‌زند شامل ۹۷۸کشتی است و ۱۹ درصد ناوگان جهانی را تشکیل می‌دهد و نفت ایران، ونزوئلا و روسیه را جابجا می‌کند.

بازی در زمین آمریکا، ونزوئلا و تشدید رویارویی

همکاری ایران با ونزوئلا، اگرچه در ظاهر یک اقدام متقابل در برابر تحریم‌ها و ایجاد جبهه‌ای مشترک علیه آمریکا به نظر می‌رسد، اما در عمل، ایران را مستقیماً وارد بازی‌ای کرده است که آمریکا برای آن برنامه‌ریزی کرده است. آمریکا، با سودای پادشاهی جهان و در رقابت با چین و روسیه، منابع انرژی و گذرگاه‌های ژئواستراتژیک را به اهرم اصلی شکل‌دهی به نظم آینده بدل کرده است. تحلیلگران معتقدند که اگر آمریکا بتواند ونزوئلا، بزرگ‌ترین دارنده‌ی ذخایر نفت جهان، را به کنترل درآورد و امنیت انرژی خود را تثبیت کند، فشار مستقیم بر چین و روسیه افزایش می‌یابد. در این چارچوب، فشار بر ایران نیز صرفاً یک موضوع منطقه‌ای نیست، بلکه بخشی از راهبرد بزرگ‌ترِ مهار ژئواستراتژیک شرق است.

ایران با ورود به این محور، عملاً به ابزاری برای امکان صادرات انرژی ونزوئلا و دور زدن تحریم‌های هر دو کشور تبدیل شده است، اما این مسیر، همان‌طور که توقیف «اسکیپر» نشان داد، به شدت ناامن و پرهزینه است. یک مدیر فعال در تجارت نفت ونزوئلا پس از توقیف اخیر گفته است: «محموله‌ها تازه بارگیری شده بود و قرار بود راهی آسیا شود. حالا سفرها لغو شده و نفتکش‌ها برای احتیاط در سواحل ونزوئلا لنگر انداخته‌اند.» این توقف‌ها و ترس مالکان کشتی‌ها، فشار مالی قابل‌توجهی بر کاراکاس و البته تهران وارد می‌کند.

ثروت ملی در معرض حراج؛ هزینه سنگین دور زدن تحریم

پیامدهای این استراتژی پر ریسک، مستقیماً بر اقتصاد و ثروت ملی ایران سایه افکنده است.

هنگامی که راهبرد رسمی کشور بر تعامل با قدرت‌های بزرگ و حل مسائل از طریق دیپلماسی چندجانبه متمرکز نیست و به جای آن، دور زدن تحریم‌ها را در پیش می‌گیرد، هزینه‌های سرسام‌آوری بر کشور تحمیل می‌شود، بر اساس گزارش بلومبرگ، حجم نفت سرگردان ایران روی دریاها به ۵۲ میلیون بشکه رسیده است که بالاترین سطح از ماه مه ۲۰۲۳است. این انباشت، ناشی از کاهش خرید چین است؛ کشوری که ظاهراً تنها تا زمانی که ایران به آن تخفیف نفتی دهد، خریدار خواهد بود. برای فروش این محموله‌ها، ایران مجبور به ارائه تخفیف‌های نجومی شده است در همین راستا بلومبرگ گزارش می دهد که برخی محموله‌های ایران این هفته با تخفیف حدود ۸ تا ۹ دلار در هر بشکه عرضه شدند، در حالی که این تخفیف در ماه آگوست حدود ۴ دلار بود. این بدان معناست که هر بشکه نفت ایران، با قیمتی بسیار پایین‌تر از قیمت جهانی و حتی پایین‌تر از نفت روسیه، به فروش می‌رسد؛ ثروتی که مستقیماً از جیب ملت می‌رود.

برای فرار از نظارت بانکی و دریایی، نفت ایران به شیوه‌های پرخطر و غیرقابل دفاعی صادر می‌شود. رویترز فاش کرد که نفت ایران با برچسب «اندونزیایی» راهی پالایشگاه‌های چین می‌شود. معامله‌گران به رویترز گفته‌اند که نفت ایران در آب‌های مالزی کشتی‌به‌کشتی (STS) می‌شود و اسناد مبدأ به «اندونزی» تغییر می‌کند. این اقدامات نه تنها وجهه کشور را خدشه‌دار می‌کند، بلکه نشان‌دهنده عمق ضعف در فروش نفت است. علاوه بر این، تحریم کشتی‌های ایرانی توسط آمریکا به سقوط ۲۵ درصدی ارزش آن‌ها منجر می‌شود. «نفت ما در شبکه ایکس» نوشت: «حتی هیچ کشوری حاضر به خرید آن‌ها نمی‌شود و در نهایت نیز توسط پاکستانی‌ها و هندی‌ها خریداری می‌شوند تا اوراق شوند! این پایان تلخی برای صنعت کشتیرانی ایران است که تحریم، صدها میلیون دلار به این حوزه در کشور خسارت وارد می‌کند».

دکترین بلاتکلیفی

در حالی که ایران در بهترین جای ممکن برای بهترین بازی ممکن در صحنه بین‌الملل قرار دارد (به عنوان یک قدرت انرژی در چهارراه ژئواستراتژیک شرق)، متأسفانه دکترین سیاست خارجی کشور گیج، گنگ و سردرگم به نظر می‌رسد. تحلیلگران هشدار می‌دهند که ایران در حال حاضر فاقد یک راهبرد دقیق برای پیشبرد امور در فضایی است که صحنه بین‌الملل در حال تغییر بنیادین است. به جای استفاده از دیپلماسی چندجانبه و تأمین منافع ملی از طریق تعامل هوشمندانه، کشور صرفاً به یک «مرد بیمار » در بازی بزرگ قدرت‌ها تبدیل شده است.

ایران با حمایت از روسیه و چین در این تقابل، در حقیقت به این دو کشور کمک می‌کند، اما به اندازه این کمک، دستاوردی نداشته است. کارشناسانعنوان می‌کنند که اگر سناریوی محور چین و روسیه و آمریکا درست از آب درآید و این قدرت‌ها به توافق برسند، ایران دوباره در گوشه رینگ باقی خواهد ماند. همان‌طور که در تحلیل‌های ژئوپلیتیک آمده است، غرب بعید است به‌سادگی به سازش یا صلح با ایران تن دهد، زیرا می‌داند ایران به آسانی در اردوگاه غرب جای نخواهد گرفت. از این‌رو، استمرار فشار، تحریم ترکیبی و مهار هوشمند، ستون ثابت استراتژی غرب باقی خواهد ماند.

پزشکیان، رییس‌جمهوری ایران با انتقاد از این وضعیت می‌گوید: «ترکیه، ژاپن و کره نفت ندارند ولی وضعیت‌شان از ما بهتر است، ما نفت و گاز داریم ولی گرسنه هستیم.» این جمله، چکیده وضعیت کشوری است که منابع عظیم خود را به دلیل سوءمدیریت و استراتژی‌های ناکارآمد، از دست می‌دهد.مقایسه با گذشته نیز دردناک است؛ در سال ۹۶، شرکت ملی نفت با کنسرسیوم بین‌المللی به رهبری توتال فرانسه برای توسعه فاز ۱۱ پارس جنوبی قرارداد مهمی منعقد کرد؛ اما امروز، کشور دست به دامن چین و ونزوئلا شده است.

فساد و فروش موازی؛ مافیای نفت در داخل

بخش دیگری از این فاجعه ملی، به ساختار تصمیم‌گیری داخلی و فساد گسترده در فروش نفت بازمی‌گردد. زمانی که سیاست خارجی و اقتصادی کشور دچار ابهام است، بستر برای فعالیت «کاسبان تحریم» و مافیای داخلی فراهم می‌شود، یاشار سلطانی، تحلیلگر، با انتقاد شدید از ساختار فعلی، تأکید می‌کند: «باید در کشور یک ساختار تصمیم بگیرد نه چند ساختار. برای نفت ما نهادهایی تصمیم‌گیری می‌کنند که از یک مجرا و یک سیاست مشخص نیستند و سرمایه ما را بر باد می‌دهند».

حسین راغفر، اقتصاددان، نیز با اشاره به غارت منابع ملی به اسم خصوصی‌سازی، از وجود مافیایی سخن می‌گوید که قیمت ارز را دستکاری می‌کنند و ادعا می‌کند: «پسر فلان مسئول سابق روزانه یک میلیون بشکه نفت می‌فروشد؛ این بخش خصوصی نیست، بخشی از مافیاست!» عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی، ابراهیم سوزنچی، نیز فروش موازی نفت از مسیرهایی غیر از شرکت ملی نفت را آسیب بزرگی به منافع ملی دانسته و خواستار اقدام شورای سران برای جلوگیری از این «رویه فسادزا و ناکارآمد» شده است.

این ادعاها، که حتی شامل اتهاماتی علیه برخی مقامات ارشد سابق مبنی بر مالکیت کشتی‌های متعدد برای جابجایی نفت ایران و روسیه می‌شود، نشان می‌دهد که در سایه تحریم، نه تنها کشور منابع خود را از دست می‌دهد، بلکه این ثروت به جیب شبکه‌های خاصی سرازیر می‌شود که از وضعیت موجود منتفع هستند.

در انتظار سرنوشت کشتی‌های تحریمی

در حالی که دبیرکل سازمان ملل نسبت به توقیف نفتکش در سواحل ونزوئلا ابراز نگرانی کرده و خواستار خویشتن‌داری شده است، این سازمان نیز عملاً فاقد ابزار لازم برای مقابله با یک جانبه‌گرایی آمریکاست. توقیف نفتکش‌ها و انباشت یک میلیارد بشکه نفت روی دریاهای جهان (که ۲۰ تا ۴۰ درصد آن منشأ روسیه، ایران و ونزوئلا دارد)، نشانه‌ای آشکار از اختلال تحریم‌های غرب در تجارت جهانی سوخت‌های فسیلی است. آینده، پاسخ خواهد داد که آیا ایران می‌تواند از این وضعیت بحرانی خارج شود. آیا عقلانیت جمعی و نسل جدید سیاست‌گذاران قادر خواهند بود چرخه‌ی تنش را به مدار گفت‌وگو و دیپلماسی پایدار بازگردانند؟ یا اینکه تداوم تفکر قرن بیستمی در مدیریت قرن بیست‌ویکمی، کشور را همچنان در مسیر رویارویی و از دست دادن منابع حیاتی نگه خواهد داشت؟

سرنوشت کشتی‌های تحریمی، که برخی از آن‌ها مانند ابرنفتکش «آرمان ۱۱۴» در اندونزی به حراج گذاشته شده‌اند، تصویری تلخ از آینده‌ای است که در آن، ثروت ملی ایران به دلیل فقدان یک دکترین منسجم و هوشمند، به آسانی در معرض توقیف و فروش قرار می‌گیرد. ایران در حال حاضر در حال پرداخت هزینه‌ای است که نه تنها ناشی از تحریم‌های خارجی، بلکه نتیجه مستقیم استراتژی‌های داخلی گیج و گنگی است که کشور را به یک مهره سوخته در شطرنج بزرگ جهانی تبدیل کرده است.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن