اختصاصی هموطن/ گروه سیاسی-سید امیر موسوی: «رئیسجمهور ترامپ در یک تماس تلفنی کوتاه به من گفت که همچنان نسبت به دور بعدی مذاکرات با ایران و احتمال دستیابی به توافق خوشبین است.» این جمله، مقدمه گزارش باراک راوید، خبرنگار ارشد پایگاه خبری آکسیوس آمریکاست. در بحبوحه مذاکرات تهران و واشنگتن و در واپسین ساعات آتشبس دو هفتهای، یک روز در دفتر این رسانه نشسته، گوشی را برداشته و رکوردرش را روشن کرده و سلام؛ آقای رئیس جمهور! پشت بدنش هم بعد از چاق سلامتی مختصری، لابد درباره کم و کیف مذاکره از ترامپ سوال کرده و رئیس کاخ سفید، واو به واو پاسخش را داده؛ «احساس خوبی نسبت به این موضوع دارم.
چارچوب کلی توافق از قبل مشخص شده است. فکر میکنم شانس بسیار خوبی برای نهایی کردن آن داریم.» به همین راحتی و همینقدر حرفهای! حرفهای، نه از جهت تماس خبرنگار ارشد یک رسانه آمریکایی با رئیس جمهور این کشور. حرفهای از این نظر که عالیترین مقام ایالات متحده-آنگونه که باید هم همینطور باشد-به صورت تلفنی با رسانهها گفتوگو میکند و پاسخگوی آنهاست. این مسئله، البته منحصر به ترامپ هم نبوده و در تمام ادوار ریاست جمهوری، چنین رابطهای میان اهالی کاخ سفید و رسانهها برقرار بوده و هست. حال اینکه مثلا؛ بایدن با سیانان به مشکل برخورده و پاسخگوی این رسانه محافظهکاران نباشد یا ترامپ، بزند به تیپ و تار واشنگتن پست به صورت موردی، مسئله دیگری است.
در ایران درگیر جنگ اما در حالی قطعی اینترنت، مدتهاست تارگت هزار روز قطعی را از سر گذرانده که در این مدت، افکار عمومی ملتهب، مستاصل و درگیر چمچاره ایرانیان در معرض آماج بمباران خبری از آن سوی آبها قرار گرفته و در این تغذیه خبری کانالیزه، هیچ در رویی برای کسب اطلاعات واقعی و اخبار نزدیک به واقعیت برای آنها متصور نیست. در غیاب تلگرام، اینستاگرام و دیگر رسانههای فعال در بستر اینترنت بینالملل، شهروند ایرانی از صبح که روزش را آغاز میکند، اگر بله، روبیکا و دیگر اپهای انحصاری داخلی بالا آمده و درگیر باگ نباشد، تا شغال خوان شب در معرض سونامی اخباری پراکنده و گنگ قرار میگیرد. «آکسیوس نوشت..»، «سیانان در گفتوگویی فوری خبر داد..»، «وال استریت ژورنال، فاش کرد…»، و کرور کرور تیترها و اخباری با این مطلع و نقل روایتهای پراکنده، کانالیزه، گنگ و بعضا ناقص از جمله خوراک خبری است که ایرانیان هر روزه با آن سر و کار دارند.
از این که بگذریم، «یک منبع ایرانی به رویترز؛…»، «مقام ایرانی به الجزیره خبر داد..» و اخباری از این دست نیز، حاکی از تراژدی تلخی است که افکار عمومی ایرانی و البته و خبرنگاران و اصحاب رسانه در کشور با آن روزگار میگذرانند. در این مملکت، حتی مدیرکل شیلات فلان استان کویری نیز برای پاسخ دادن به خبرنگاران با هزار ادا و کرشمه برای پاسخ دادن در حال اجرای نمایشی مبتذل است، تازه اگر بخواهد جواب بدهد و یکباره در ابتدای تماس، سر از فلان جلسه و بهمان شورا در نیاورد! رئیس جمهور و دیگر اعضای کابینه که جای خود. این تراژدی، تقریبا و تحقیقا بر همه مسئولین تراز جمهوری اسلامی صادق است. «حاج آقا جلسه تشریف دارند!»، «دکتر امکان صحبت ندارند»، «اینطور که نمیشه! شما اول یه نامه به روابط عمومی دفتر بزنید…» و اباطیلی از این دست از جمله پاسخهایی است که یک مسئول میانی در این مملکت در جواب به تماس زبدهترین و ارشدترین خبرنگاران رسانههای معتبر داخلی از طریق کیفکش و منشی و به اصطلاح؛ مسئول دفتر خودش میدهد! ماجرا به این جا ختم نمیشود و در کمال بهت و خشم، شاهد آن هستیم که همین آقایان و حضرات در رسانههای آن ور آبی در حال جولان و روده درازی هستند.
یعنی اگر حرفی هم دارند، ترجیح میدهند به همان رسانههای خارجی بدهند تا بخواهند دور از جان در حد چند دقیقه با یک روزنامهنگار داخلی، دو خط صحبت کنند! مثلا کی و کجا سراغ دارید که یک خبرنگار مستقل در این مملکت؛ توئیت بزند که مثلا همین الان با رئیسجمهور، فلان فرمانده تراز اول یا چهرههایی نظیر اینها حرف زدم و اینطور گفت؟ از چه صحبت میکنیم اصلا؟ رئیس شورای اطلاع رسانی دولت در این مملکت-که خود مدیرمسئول یک روزنامه دیرپاست-با شاه فالوده نمیخورد و به صد طریق و واسطه باید پیدایش کرد؛ مقامات سطح یک که جای خود دارند! البته، این وضعیت مبتذل، چندان هم عجیب نیست. به هر حال در مملکتی زیست میکنیم که رهبر دوم نظامش تا همین قبل از مرگ، جز در معدود مواردی نظیر حضور در پای صندوق رای یا نظایر آن، هیچ گاه رو در رو با یک خبرنگار و رسانه مستقل و حتی غیرمستقل در کشور حرف نزد و اساسا افکار عمومی را در طول بیش از سه دهه به هیچ گرفت. در چنین وضعیتی که نفر اول مملکت در طول بیش از 30 سال، حتی یک نشست خبری-ولو گزینشی حتی!- برگزار نکرده، انتظار از رئیس جمهور و دیگر سران و غیر سران! مملکت برای پاسخگویی و گفتوگو با خبرنگاران، آب در هاون کوبیدن است.