فرمان شلیک در اتاقهای فرمان صادر میشود، اما جنگ در کوچهها فرود میآید؛ جایی که شاید همان لحظه کودکی روی تاب میخندد، پسری توپ را دنبال میکند و دخترکی بیخبر از صدای جنگ، با آهنگی کودکانه میرقصد. موشکها مختصات را پیدا میکنند، اما زندگیهایی را هدف میگیرند که هیچگاه روی نقشه دیده نمیشوند.
در حقوق بینالملل بشردوستانه، حفاظت از غیرنظامیان یک اصل بنیادین محسوب میشود. زیرا میان یک «هدف نظامی» و یک «زندگی انسانی» گاهی تنها چند متر فاصله وجود دارد؛ فاصلهای که روی نقشه ناچیز است اما در واقعیت، مرز میان زندگی و مرگ به شمار میرود.
جنگ یعنی لحظهای که یک نفر روی نقشه نقطهای را نشانه میگیرد و در همان لحظه، جایی در همان شهر محل اصابت، کودکی در سیستان ، در بندرعباس ، در چابهار ، در اهواز ، در بوشهر در …، دستهایش را بالا برده و میرقصد؛ بیخبر از اینکه جهان بزرگترها ممکن است به همین سادگی، کوچکترین شادی او را تهدید کند.