خانه پیشنهاد هم‌وطن ۵۰۰ هزار تومان، بهای نادیده‌گرفتن فقر معلولان

هموطن بررسی می‌کند؛

۵۰۰ هزار تومان، بهای نادیده‌گرفتن فقر معلولان

دولت سرانجام پس از جلسات و بررسی‌های متعدد تصمیم گرفت اعتبار کالابرگ را از یک میلیون تومان به یک میلیون و ۵۰۰ هزار تومان افزایش دهد.

اختصاصی گروه اجتماعی/ مریم روشن


دولت سرانجام پس از جلسات و بررسی‌های متعدد تصمیم گرفت اعتبار کالابرگ را از یک میلیون تومان به یک میلیون و ۵۰۰ هزار تومان افزایش دهد. افراد تحت پوشش بهزیستی و کمیته امداد زودتر از دیگران مشمول این افزایش شده‌اند و سایر خانوارها نیز باید با تکمیل فرم خوداظهاری، شرایط دریافت آن را اعلام کنند.
اما در روزگاری که قیمت‌ها نفس‌گیر شده و معیشت خانوارها زیر فشار سنگین قرار گرفته، پرسش اصلی این است که این ۵۰۰ هزار تومان قرار است کدام هزینه را پوشش دهد؟ برای افراد دارای معلولیت و خانواده‌های دهک‌های پایین، این رقم نه‌تنها پاسخگوی نیازها نیست، بلکه نشان می‌دهد سیاست‌گذار هنوز هزینه واقعی زندگی را به‌درستی محاسبه نکرده است.

هزینه‌ای که دیده نمی‌شود
واقعیت این است که افراد تحت پوشش بهزیستی و کمیته امداد معمولاً از بضاعت مالی کافی برخوردار نیستند و به همین دلیل زیر پوشش این نهادها قرار گرفته‌اند. افراد دارای معلولیت، علاوه بر هزینه‌های جاری زندگی مانند اجاره، خوراک، پوشاک و مخارج روزمره، با هزینه‌های سنگین توانبخشی نیز روبه‌رو هستند؛ از کاردرمانی و فیزیوتراپی تا گفتاردرمانی.
بسیاری از این افراد به پوشینه بزرگسالان نیاز دارند و باید روزانه از آن استفاده کنند. قیمت یک بسته پوشینه، بسته به نوع و تعداد آن، می‌تواند بیش از یک میلیون تومان باشد. اگر فردی روزانه چهار عدد پوشینه مصرف کند، یک بسته حدوداً ده‌عددی تنها برای دو روز و نیم کافی است. این تنها بخشی از هزینه‌های افراد دارای معلولیت است؛ هزینه درمان و خرید وسایل کمک‌توانبخشی مانند ویلچر، عصا و پروتز نیز به آن اضافه می‌شود.
اگر فردی به زخم بستر مبتلا شود، هزینه پانسمان و درمان می‌تواند سرسام‌آور باشد. پانسمان‌های نوین مانند پانسمان آلژینات نقره هزینه بالایی دارند و فردی که دچار ضایعه نخاعی یا زخم دیابتی شده، ممکن است به مراجعات مکرر و هزینه‌های سنگین نیاز پیدا کند. وقتی تمام این هزینه‌ها کنار هم قرار می‌گیرند، معلوم می‌شود ۵۰۰ هزار تومان حتی در حدی نیست که بتوان درباره کافی یا ناکافی بودنش بحث کرد؛ ما هنوز به مرحله‌ای نرسیده‌ایم که بتوانیم آن را یک حمایت مؤثر بدانیم.

مسئولان در میان مردم زندگی می‌کنند؟
واقعاً نمی‌دانم مسئولان و مشاوران اقتصادی دولت در چه فضایی زندگی می‌کنند. آیا خودشان به بازار می‌روند؟ آیا خرید روزانه انجام می‌دهند و قیمت‌ها را می‌بینند؟ اگر خودشان خرید نمی‌کنند، آیا از خانواده، دوستان و اطرافیانشان نمی‌پرسند هزینه‌های زندگی چقدر شده است؟ اگر کسی حتی اندکی از اقتصاد سر دربیاورد و هزینه‌های واقعی زندگی را ببیند، باید از اعلام چنین ارقامی خجالت بکشد.
سخنگوی دولت گفته کالابرگ برای خرید پفک نیست؛ اما پرسش من این است که با این مبلغ دقیقاً چه چیزی می‌توان خرید؟ این پول قرار است کدام بخش از هزینه‌های زندگی را پوشش دهد؟ مسئولان مدام درباره اینکه مردم چه بخورند و چه نخورند صحبت می‌کنند، در حالی که مسئله این نیست که مردم از گوشت یا میوه صرف‌نظر کنند؛ مسئله این است که چرا باید مدام از نیازهای اولیه زندگی دست بکشند.
برخی هزینه‌ها را نمی‌توان کنار گذاشت، چون مستقیماً با سلامت و جان افراد ارتباط دارند. اگر فردی نتواند وسایل بهداشتی مورد نیازش را تهیه کند، ممکن است با عفونت و مشکلات جدی سلامت روبه‌رو شود. زخم بستر نیز در صورت درمان‌نشدن می‌تواند به عفونت و حتی خطر جانی منجر شود. وقتی پای سلامت و جان افراد در میان است، دیگر نمی‌توان گفت مردم کمتر مصرف کنند یا نیازهایشان را کنار بگذارند.


خوداظهاری، توهین به حق شهروندی
شیوه خوداظهاری برای دریافت کالابرگ، به نظرم توهین به شعور مردم و حق شهروندی‌شان است. مردم در شرایطی زندگی می‌کنند که با مشکلات اقتصادی فراوان روبه‌رو هستند، اما برای دریافت حمایتی محدود باید دوباره شرایط خود را توضیح دهند و منتظر بمانند تا دولت تشخیص دهد آیا مستحق دریافت آن هستند یا نه.
فرض کنید فردی خودروی پراید دارد و با آن در تاکسی‌های اینترنتی کار می‌کند. ارزش اسمی خودرو به دلیل شرایط بازار ممکن است بالا رفته باشد، اما این به معنای داشتن پول نیست؛ خودرو وسیله کار و درآمدزایی اوست. نمونه دیگر، فردی است که سال‌ها کار کرده و سرپناهی برای خود فراهم کرده، اما امروز شغل و درآمد ندارد. آیا صرف داشتن یک خانه کوچک به این معناست که فرد از پس هزینه‌های زندگی برمی‌آید؟ قرار است خانه‌اش را بفروشد و با پول آن زندگی کند؟ بعد از تمام شدن آن پول چه اتفاقی می‌افتد؟

من افراد زیادی را می‌شناسم که کارگر روزمزد بوده‌اند، بیمه نداشته‌اند و پس از سقوط از داربست یا ارتفاع، دچار آسیب و ازکارافتادگی شده‌اند. این افراد نه بیمه‌ای دارند که از آن استفاده کنند و نه درآمدی که بتوانند با آن زندگی‌شان را اداره کنند. بسیاری مستأجرند، شغل ثابت ندارند و باید هزینه زندگی همسر و فرزندانشان را تأمین کنند. در چنین شرایطی، صرف داشتن خودرو یا خانه کوچک نمی‌تواند معیار درستی برای سنجش وضعیت معیشتی باشد.

کالابرگ رقم قابل‌توجهی نیست
در شرایط فعلی، کالابرگ رقم قابل‌توجهی نیست. بسیاری از هزینه‌های ضروری از توان مردم خارج شده و سفره‌ها روزبه‌روز کوچک‌تر می‌شوند. اگر قیمت هر عدد تخم‌مرغ حدود ۲۰ هزار تومان باشد، مصرف شش عدد تخم‌مرغ در روز به ۱۲۰ هزار تومان می‌رسد و با اضافه شدن نان و سایر مواد غذایی، تامین حداقل خوراک روزانه یک نفر ممکن است به ۱۵۰ تا ۲۰۰ هزار تومان نیاز داشته باشد.
حالا خانواده‌ای چهارنفره را تصور کنید که پدر آن به دلیل معلولیت یا اتفاقی دیگر ازکارافتاده شده، شغل و درآمد ندارد، بیمه نیست و مستأجر است؛ دو فرزند مدرسه‌ای نیز دارد. در چنین خانواده‌ای، هزینه اجاره، خوراک، پوشاک، تحصیل و درمان باید تأمین شود و اگر خود فرد به وسایل بهداشتی، تجهیزات کمک‌توانبخشی یا درمان زخم بستر نیاز داشته باشد، هزینه‌ها چند برابر می‌شود. یک میلیون یا یک میلیون و ۵۰۰ هزار تومان کالابرگ قرار است کدام بخش از این مخارج را پوشش دهد؟ خوراک، اجاره‌خانه، درمان یا وسایل بهداشتی؟

ویلچر و پروتز، وسیله‌ای برای زندگی
شما قیمت ویلچر و پروتز را بررسی کنید. برای یک فرد دارای معلولیت، ویلچر صرفاً یک وسیله نیست، بلکه بخشی از امکان حرکت و زندگی اوست. پروتز هم برای فردی که به آن نیاز دارد وسیله‌ای ضروری است. نمی‌توان به کسی که برای حرکت کردن به این وسایل نیاز دارد گفت به دلیل گرانی از خرید آن‌ها صرف‌نظر کند.
وقتی قیمت این وسایل به‌شدت افزایش می‌یابد، امکان استفاده از آن‌ها برای برخی افراد دشوارتر می‌شود؛ موضوع دیگر کوچک‌شدن سفره یا صرف‌نظر کردن از خرید لباس نیست، بلکه مسئله امکان حرکت و ادامه زندگی است. دولت نمی‌تواند از یک سو از حمایت معیشتی سخن بگوید و از سوی دیگر هزینه‌های ضروری افراد دارای معلولیت را نادیده بگیرد.
دولت لازم نیست تمام درآمد مردم را تأمین کند، اما حمایت اجتماعی زمانی معنا دارد که مردم بتوانند نیازهای اولیه زندگی‌شان را برطرف کنند و در تأمین هزینه‌های ضروری درمان و توانبخشی درمانده نباشند. در شرایطی که تورم و بیکاری فشار زیادی به خانواده‌ها وارد کرده و هزینه‌های درمانی و وسایل کمک‌توانبخشی سرسام‌آور شده‌اند، افزایش محدود کالابرگ نمی‌تواند به‌تنهایی پاسخگوی این شرایط باشد.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن