خانه پیشنهاد هم‌وطن عاقب خط‌ونشان‌های بدون پشتوانه تهران چیست؟

پدر موشک‌ها در برابر مادر بمب‌ها؛

عاقب خط‌ونشان‌های بدون پشتوانه تهران چیست؟

تهدیدات متقابل میان واشنگتن و تهران مدام تندتر شده و در روزهای اخیر شاهدیم که مرز بین تهدیدات واقعی و بلوف‌های سیاسی و نظامی هم کم‌رنگ می‌شود.


امید آزادی

تهدیدات متقابل میان واشنگتن و تهران مدام تندتر شده و در روزهای اخیر شاهدیم که مرز بین تهدیدات واقعی و بلوف‌های سیاسی و نظامی هم کم‌رنگ می‌شود. سخنان اخیر چهره‌های شاخص کمیسیون امنیت ملی مجلس و تحلیل‌های رسانه‌های وابسته به حاکمیت، در واکنش به تهدید آمریکا درباره استفاده از مادر بمب‌ها شاهد این مدعا است.
علاءالدین بروجردی، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، با لحنی تهاجمی به تهدیدهای اخیر آمریکا واکنش نشان داده و تأکید کرده که سیاست ایران درباره تنگه هرمز تحت هیچ شرایطی تغییر نخواهد کرد. بروجردی با اعلام اینکه ایران با اقتدار تنگه هرمز را حفظ خواهد کرد، خط‌ونشان کشید: «گلوی ترامپ را فشار خواهیم داد.» او در ادامه با اشاره مستقیم به سلاح سنگین آمریکا افزود: «اگر آن‌ها بخواهند از مادر بمب‌ها استفاده کنند، ما از پدر موشک‌ها استفاده خواهیم کرد.» او تأکید کرد که عبور آمریکا از خطوط قرمز با پاسخ موشکی همراه شده و واشنگتن هزینه سنگین آن را پرداخت خواهد کرد.
پیش از او نیز ابراهیم عزیزی، رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس در گفت‌وگو با خبرگزاری خانه ملت ادبیاتی مشابه به کار گرفته و گفته بود: «هنوز فردی از مادر زاییده نشده که بخواهد مادر بمب‌ها را علیه ملتی بزرگ، با تمدن، با تاریخ، با اصالت و دارای سابقه کهن استفاده کند و با آن ما را تهدید کند.» عزیزی با تأکید بر آمادگی نیروهای مسلح افزود: «جمهوری اسلامی در برابر هرگونه اقدام علیه منافع ملی، امنیت ملی و تمامیت سرزمینی کشور، پاسخی قاطع و پشیمان‌کننده خواهد داد… و هیچ‌وقت با این تهدیدات آمریکایی‌ها از منافع، امنیت، آرمان‌ها و اصول خودش عقب‌نشینی نکرده، نمی‌کند و نخواهد کرد.»


تهدیدها و بلوف‌ها؛ موشک‌های ایران حریف بمب‌های آمریکا می‌شود؟
روزنامه اصولگرای «خراسان» – نزدیک به جریان محمدباقر قالیباف – نیز در مطلبی با عنوان «مادر همه بمب‌ها یا مادر همه بلوف‌ها؟»، تهدید دونالد ترامپ به استفاده از قدرتمندترین بمب غیرهسته‌ای آمریکا را بیش از آنکه نشانه آمادگی برای یک حمله نظامی واقعی بداند، بخشی از «جنگ روانی» واشنگتن توصیف کرده است. خراسان با تمایز قائل شدن میان این سلاح و بمب‌های سنگرشکن، تمرکز بر آن را نوعی عملیات روانی ارزیابی کرد.


سکوت دولت و دستگاه دیپلماسی و یا حتی فرماندهان نظامی در برابر تهدید اخیر ایالات متحده و جدی شدن احتمال حمله به کوه کلنگ اما این سوال را ایجاد می‌کند که آیا وقت ایران توان مقابله با مادر بمب‌ها را دارد؟  پیش از پاسخ به این سوال که توان واقعی ایران چقدر است، باید بدانیم منظور مقامات جمهوری اسلامی از «پدر موشک‌ها»، بالستیک‌های سنگین و دوربردی چون خرمشهر-۴، خیبرشکن، قدر یا سامانه‌های هایپرسونیک فتاح است.
از یک سو، نقاط قوت و ابزارهای تلافی‌جویانه ایران قابل چشم‌پوشی نیست. ایران انبارهای موشکی و پهپادی گسترده‌ای دارد که توانایی هدف قرار دادن دقیق پایگاه‌های عدیده آمریکا در منطقه، نظیر پایگاه‌های خلیج فارس، اردن یا عراق، و همچنین تاسیسات زیرساختی و نظامی اسرائیل را داراست. علاوه بر این، همان‌طور که بروجردی اشاره کرد، اهرم ناامن‌سازی شریان انرژی در تنگه هرمز جدی‌ترین ابزار فشار ایران محسوب می‌شود. مین‌ریزی، استفاده از قایق‌های تندرو، پهپادهای انتحاری و موشک‌های ساحل به دریا می‌تواند عبور نفت‌کش‌ها را مختل کرده و شوک عظیمی به اقتصاد و بازار جهانی انرژی وارد کند.


اما در سوی دیگر، واقعیت‌های سخت و محدودیت‌های موازنه قوا خودنمایی می‌کنند. اولین مسئله، ماهیت نامتقارن نبرد است؛ ایران فاقد تسلیحات متعارف برای پاسخ مستقیم در خاک ایالات متحده است و هرگونه پاسخ نظامی ناچاراً در جغرافیای خاورمیانه محصور خواهد بود، به‌طوری که هزینه آن مستقیماً بر دوش کشورهای منطقه و مردم ایران بار می‌شود. از طرفی، مسئله برتری هوایی طرف مقابل و تضعیف پدافندی ایران مطرح است؛ سامانه‌های پدافند هوایی ایران، حتی باور-۳۷۳ یا اس-۳۰۰، در برابر جنگنده‌ها و بمب‌افکن‌های پنهان‌ کار نسل پنجم آمریکا و حملات پرحجم موشک‌های کروز توان پوشش کامل و صددرصدی ندارند و ورود به نبرد مستقیم هوایی و موشکی با آمریکا، زیرساخت‌های حیاتی، پالایشگاه‌ها و مراکز نظامی ایران را در معرض آسیب‌های جبران‌ناپذیر قرار می‌دهد. در نهایت، انزوای بین‌المللی و خفگی اقتصادی عامل تعیین‌کننده دیگری است؛ اصرار به بسته ماندن تنگه هرمز و ایجاد ناامنی در خلیج فارس یا شلیک گسترده موشک شاید در کوتاه‌مدت هزینه طرف مقابل را بالا ببرد، اما در میان‌مدت موجب اجماع جهانی علیه تهران، تشدید تحریم‌های فلج‌کننده و حتی اجبار قدرت‌های شرقی مانند چین، که خریدار اصلی نفت خلیج فارس است، به اعمال فشار بر ایران خواهد شد.

پشت پرده شعارهای موشکی؛ بازدارندگی واقعی یا مصرف داخلی؟
با کنار هم قرار دادن این فکت‌ها آشکار می‌شود که مواضع تند نمایندگان مجلس و مانور روی عباراتی مانند «پدر موشک‌ها»، بیش از آنکه یک دکترین نظامی عملیاتی باشد، کارکردی دوگانه دارد.
نخست، کارکرد داخلی است که این رویکرد و ادبیات برای حفظ روحیه بدنه حمایتی و نیروهای ارگانی حاکمیت دارد؛ در شرایطی که فشارهای اقتصادی و تهدیدهای خارجی توان جامعه را فرسوده کرده، ارائه تصویری شکست‌ناپذیر و مقتدر از توان نظامی برای مدیریت افکار عمومی – حداقل بدنه حامیان نظام – حیاتی به نظر می‌رسد. کارکرد دوم اما ارسال سیگنال بازدارندگی به طرف مقابل است؛ تهران می‌کوشد با بالا بردن سطح تهدیدات لفظی و پیچیدن نسخه‌های سهمگین برای خطوط قرمز خود، محاسبات هزینه-فایده را در واشنگتن تغییر دهد و طرف مقابل را از گرفتن تصمیمات پرریسک بازدارد.
در نهایت می‌توان گفت که تاکید بر استفاده از «مادر بمب‌ها» و «پدر موشک‌ها» نمایشی از جنگ روانی دوطرفه است؛ واشنگتن با پررنگ کردن تسلیحات سنگین خود ارعاب‌آفرینی می‌کند و تهران با ادبیات حماسی و تهدید به بستن شریان‌های منطقه‌ای پاسخ می‌دهد. اما واقعیت سخت میدان نبرد نشان می‌دهد که جمهوری اسلامی شاید بتواند با ابزارهای نامتقارن خود بحرانی بی‌سابقه و دردناک در منطقه ایجاد کند، اما در یک مواجهه ساختاری و مستقیم، موازنه قوا به نفع شعارهای سیاسی سنگینی نمی‌کند. خطای محاسباتی در این میان، می‌تواند هزینه‌ای ناخواسته و ویرانگر را بر تمام زیرساخت‌ها و آینده کشور تحمیل کند.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن