مصداق هدایت
آبهای خلیج فارس و گلوگاه باریک تنگه هرمز، بار دیگر به صحنه رویارویی مستقیم جمهوری اسلامی و ایالات متحده آمریکا بدل شده است. طی ۴۸ ساعت گذشته، منطقهای که بیش از یکپنجم انرژی جهان را تامین میکند، شاهد زنجیرهای از حملات موشکی،شلیک پهپادها، هدف قرار گرفتن نفتکشها و انهدام شناورها بوده است.به نظر میرسد که تهران و واشنگتن در حال بالا رفتن از پلههای نردبان تصاعد تنش هستند؛ بازی خشن و پرهزینهای که در آن، سردمداران حکومت ایران به نام «ایستادگی و بازدارندگی»دست به مانورهایی پرریسک میزنند، در حالی که بار کمرشکن پیامدهای اقتصادی این ماجراجویی نظامی، مستقیماً بر دوش مردمی فرو میریزد که زیر بار تورم لجام گسیخته، نوسانات بیسابقهی نرخ ارز و سفرههای روزبهروز کوچکتر شده، دیگر توان نفس کشیدن ندارند.
۴۸ ساعت التهاب؛ موشک، پهپاد و نفتکشهای شعلهور
تحرکات دو روز گذشته نشان میدهد که وضعیت در جنوب ایران بار دیگر به درگیری در محورهای چندگانه تبدیل شده است. در آخرین تحولات، شرکت دریانوردی «پنینسولا» تایید کرده است که در جریان حادثهای برای یک نفتکش با پرچم جبلالطارق در آبهای مقابل دوبی، حداقل یک عضو خدمه کشته شده و یک نفر دیگر مفقود گردیده است. ارزیابیهای اولیه کارشناسان امنیت دریانوردی حاکی از آن است که این نفتکش به احتمال قوی هدف حمله پهپادی قرار گرفته است. همزمان، شامگاه چهارشنبه رسانهها گزارش دادند که صدای چندین شلیک متوالی از سمت جاسک و همچنین صدای مهیب انفجارهای متعدد در پهنه تنگه هرمز شنیده شد. از سوی دیگر، به گزارش خبرگزاری تسنیم، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی صریحاً اعلام کرده است که تنگه هرمز ملاک برخورد نظامی با تمامی شناورهایی است که بدون هماهنگی از این منطقه عبور کنند و محدوده ممنوعه خود را به بخشهایی از دریای عمان و دریای عرب تعمیم داده است. مسئولان نظامی ایران ادعا کردهاند که در ۲۴ ساعت گذشته به ۲۰فروند کشتی که قصد عبور غیرمجاز داشتهاند حمله کردهاند؛ ادعایی که بخشی از آن با گزارش نهادهای نظارت بر دریانوردی بریتانیا تایید میشود. همزمان، سازمان عملیات تجارت دریایی بریتانیا از آتشسوزی در چندین شناور و آبگرفتگی یک شناور دیگر در ۲۴ میلی بندر راشد امارات خبر داده است.
دامنه این آتشافروزی تنها به خلیج فارس محدود نماند؛ در آبهای سرزمینی عراق نیز نفتکش «نیو آندروس» با پرچم پاناما که حامل دو میلیون بشکه نفت کوره بود، هدف پهپاد قرار گرفت و آتشسوزی در آن با مداخله قایقهای نجات مهار شد. در عرصه منطقهای نیز پادشاهی بحرین شدیداً حملات موشکی اخیر جمهوری اسلامی به خاک اردن را محکوم کرده و حمایت کامل خود را از اقدامهای دفاعی عمان و عمان-امان اعلام داشت؛ اقدامی که پس از رهگیری و انهدام موفقیتآمیز موشکهای ایرانی توسط سامانه پدافندی اردن صورت گرفت. در مقابل، ایالات متحده نیز حملات تلافیجویانه و سنگینی را سازماندهی کرده است. طی روزهای اخیر، مقامات آمریکایی از انهدام دستکم پنج فروند نفتکش و شناور نفتی متعلق به ایران خبر دادهاند. بنا به گزارش سنتکام،این اقدامات در پاسخ به حملات پهپادی پیشین ایران به ناوشکنهای آمریکایی در منطقه انجام شده است؛ حملاتی که تلویزیون دولتی ایران ادعا میکند پاسخی به عملیات پیچیده اطلاعاتی برای توقیف یک پهپاد زیرسطحی آمریکا در تنگه بوده است.
محاسبات رویای هستهای و بنبست دیپلماتیک
در حالی که منطقه در آتش میسوزد، اظهارات مقامات دو طرف نشان از تقابل بیتخفیف استراتژیها دارد. بنا به گزارش نشریه العربی الجدید، دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، در تازهترین اظهارات خود در جمع خبرنگاران، با اشاره به انتخابات میاندورهای پیشرو در سوم نوامبر اعلام کرد که معتقد است جنگ فعلی در خاورمیانه «بلافاصله پس از انتخابات پایان خواهد یافت»، زیرا تهران دیگر توان مقاومت اقتصادی و نظامی ندارد. ترامپ تأکید کرد که هدف نهایی جمهوری اسلامی دستیابی به سلاح هستهای است و تحرکات اخیر را تلاشی مستأصلانه برای تاثیرگذاری بر انتخابات آمریکا و روی کار آمدن دولتی ضعیفتر در واشنگتن دانست. ترامپ با بیان اینکه «اگر آنها به سلاح هستهای برسند کل جهان دچار دردسر میشود» یادآور شد که اگرچه مذاکره ممکن است رخ دهد، اما واشنگتن فعلاً به دنبال آن نیست.
همزمان، گزارشهای اندیشکده مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی (CSIS) بر اساس تحلیل تصاویر ماهوارهای شش سال گذشته از مجموعه زیرزمینی «کوه کلنگ» در نزدیکی نطنز، نشان میدهد که ساختوسازها در این سایت به شدت افزایش یافته است.
بنا به این گزارش، مستحکمسازی ورودیهای تونل، افزایش ارتفاع سازهها و آسفالت شبکههای ارتباطی، این گمانهزنی غرب را تقویت کرده که تهران در حال احداث تأسیسات غنیسازی اعلامنشده و غیرقابل نفوذی در دل کوه است. از سوی دیگر، پاسخ سپاه پاسداران به تحرکات آمریکا، طرح شروطی غیرواقعبینانه و حداکثری است. حسین محبی، سخنگوی سپاه، توقف کامل جنگ، عقبنشینی اسرائیل از لبنان، پایان محاصره یمن و پذیرش شروط هستهای ایران را پیششرط پایان درگیری دانست؛ شروطی که در معادله فعلی قدرت، بیشتر به یک مانور تبلیغاتی برای توجیه ادامه بحران شبیه است تا فرمولی برای صلح.
گرداب اقتصادی؛ جهش نفت جهان و سقوط پول ملی ایران
در دیپلماسی بینالمللی، ناامنی در گلوگاههای استراتژیک خیلی سریع به زبانه کشیدن قیمتها در بازارهای جهانی منجر میشود. متعاقب درگیریهای ۴۸ ساعت گذشته، بهای هر بشکه نفت خام برنت پس از ماهها آرامش نسبی، بار دیگر مرز روانی ۱۰۰ دلار را شکست و تا ۱۰۲ دلار به ازای هر بشکه جهش کرد. بنا به گزارش گاردین، مسدود شدن یا ناامن شدن تنگه هرمز که گذرگاه عبور روزانه بیش از ۲۰ میلیون بشکه نفت و ۲۰ درصد گاز مایع جهان است، بزرگترین شوک عرضهای را به بازار انرژی وارد میکند. این نشریه انگلیسی در ادامه نوشت که اگر افزایش قیمت نفت برای کشورهای غربی به معنای فشار تورمی و کند شدن رشد اقتصادی باشد، برای مردم ایران ناامنی در خلیج فارس به منزله یک سونامی ویرانگر اقتصادی است. برخلاف دورههای گذشته که افزایش قیمت نفت میتوانست به لطف دلارهای نفتی دستکم مسکّنی برای بودجه دولت ایران باشد، تحریمهای همهجانبه، انسداد شریانهای بانکی و ناتوانی در صادرات رسمی، ایران را از این عواید محروم کرده است.
این در حالی است که بنا به آخرین خبرها پیش از انتشار این گزارش، در بازار غیررسمی ارز تهران، پاسخ به انفجارهای جاسک و پهپاد پراکنی در هرمز، آنی و سهمگین بود. نرخ هر دلار آمریکا با جهشی بیسابقه مرز ۲۳۰ هزار تومان را رد کرد. گزارشهایاقتصادی نشان میدهد که سایر ارزهای شاخص نیز رکورد های جدیدی بر جای گذاشتند؛ یورو به آستانه ۲۶۹ هزار تومان رسید و پوند بریتانیا رقم بیسابقه ۳۱۱ هزار تومان را ثبت کرد. ریزش ارزش پول ملی و نرخ دلار ۲۳۰ هزار تومانی، فراتر از یک عدد در تابلوی صرافیها، به معنای له شدن توان خرید اقشار متوسط و ضعیف جامعه ایران است. اقتصاد ایران که پیش از این درگیر تورم بالا، کسری بودجه مزمن و فرار بیسابقه سرمایه بود، اکنون با ورود به فاز درگیری مستقیم نظامی در حوزه خلیج فارس، رسماً وارد مرحله ابرتورم ناشی از انتظارات منفی شده است.
از سوی دیگر، وقتی امنیت دریانوردی در خلیج فارس مختل میشود، هزینههای بیمه جنگی کشتیها برای ناوگان حملونقل ایران تا چند برابر افزایش مییابد. این امر واردات کالاهایاساسی، دارو، نهادههای دامی و قطعات صنعتی را به شدت گرانتر و سختتر میکند. حاصل این وضعیت، موج جدیدی از گرانی در بازار خوراکیها، مسکن و خدمات است که مستقیماًسفره مردم را نشانه میرود. به بیان دیگر، حاکمیت ایران با اتخاذ مواضع تهاجمی و اصرار بر ادامه ماجراجوییهای منطقهای و توسعه زیرزمینی تأسیسات هستهای، عملاً کشور را در مواجهه با یک بنبست ژئوپلیتیکی و انزوای مطلق اقتصادی قرار داده است. مقامات ارشد نظام با طرح این ادعا که «دشمن در حال فروپاشی است» تلاش میکنند هزینههای سنگین جنگطلبی را کماهمیتجلوه دهند؛ اما در واقعیت، جامعه ایران تاوان تصمیمی را میپردازد که هیچ نقشی در اتخاذ آن نداشته است.
همچنین باید در نظر داشت که تداوم بالای رفتن از نردبان تنش، هیچ برندهای در داخل کشور ندارد. اگر دونالد ترامپ محاسبات خود را بر اساس روز انتخابات آمریکا و اهداف سیاسی داخلی واشنگتن تنظیم کرده است، در این سو، رهبران جمهوری اسلامی بدون داشتن یک راهبرد خروج مشخص، ملت ایران را به پهنه بحرانی کشیدهاند که افق آن چیزی جز ناامنی گسترده، فروپاشی بیشتر ارزش داراییهای شهروندان، و گسست اجتماعی عمیقتر نیست. ناظران بر این باورند که در صورت عدم عقبنشینی فوری طرفین از مواضع تهاجمی، گام بعدی این تنشها میتواند فروپاشی کامل مرزهای روانی در بازار داراییها و ورود اقتصاد ایران به دالان تاریک و بیبازگشتی باشد که بازسازی آن سالها به طول خواهد انجامید.