خانه پیشنهاد هم‌وطن دیپلماسی در سایه بحران و اقتصاد تحت فشار

هم‌وطن اظهارات اخیر پزشکیان درباره جنگ شش‌ماهه را بررسی می‌کند؛

دیپلماسی در سایه بحران و اقتصاد تحت فشار

با گذشت شش ماه از آغاز درگیری نظامی میان ایالات متحده و جمهوری اسلامی ایران، صحنه سیاسی و اقتصادی کشور در یکی از پیچیده‌ترین و بحرانی‌ترین دوره‌های تاریخ معاصر خود قرار گرفته است.

مصداق هدایت
 
با گذشت شش ماه از آغاز درگیری نظامی میان ایالات متحده و جمهوری اسلامی ایران، صحنه سیاسی و اقتصادی کشور در یکی از پیچیده‌ترین و بحرانی‌ترین دوره‌های تاریخ معاصر خود قرار گرفته است. جنگی که با حملات گسترده نظامی، کشته شدن علی خامنه‌ای رهبر سابق جمهوری اسلامی و آسیب‌های شدید به زیرساخت‌های کشور همراه بود، اینک وارد فاز ناپایدار و فرسایشی شده است. در حالی که افق روشنی برای پایان قطعی جنگ به چشم نمی‌خورد، اظهارات اخیر مقامات ارشد اجرایی و نظامی ایران نشان‌دهنده شکاف‌های عمیق درون‌ساختاری، سردرگمی استراتژیک و تناقض در مواضع حاکمیت در قبال ادامه نبرد یا پذیرش مذاکره است.

روزگار دوزخی آقای پزشکیان
مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهوری ایران، در تازه‌ترین سخنان خود تصویری بی‌پرده و نگران‌کننده از وضعیت اقتصادی و التجای دیپلماتیک کشور ارائه داده است. پزشکیان با اشاره صریح به فرسایش شدید اقتصادی ناشی از تحریم‌های بی‌سابقه، محاصره دریایی بنادر و تداوم سایه جنگ، از تمایل تهران برای ازسرگیری مذاکرات مستقیم با آمریکا جهت دستیابی به یک توافق پایدار خبر داده است. رئیس‌جمهوری ایران با تاکید بر اینکه تجارت خارجی کشور به دلیل فشارها و محاصره آمریکا تا ۳۵ درصد کاهش یافته، اعتراف کرد که ادامه وضعیت فعلی غیرممکن است. او به موفقیت نسبی تفاهم‌نامه کوتاه‌مدت ماه ژوئن اشاره کرد که بر اساس آن ایران توانست حدود ۹۰ میلیون بشکه نفت به فروش برساند، اما با فروپاشی آن توافق، فشار اقتصادی مجدداً به حداکثر رسیده است. پزشکیان افزود اکنون برای عبور از تنگه هرمز و تردد در این آبراه استراتژیک نقشه‌راهی تهیه شده که سپاه پاسداران، نیروهای نظامی و تیم مذاکره‌کننده آن را تدوین کرده‌اند و این طرح به تأیید رهبر ایران رسیده است.
او گفت عمان نیز پس از ارائه دیدگاه‌ها و ملاحظات خود، در دیدار اخیر با چارچوب پیشنهادی برای بازگشایی مسیر تنگه هرمز موافقت کرده است. در عین حال، به گفته پزشکیان، ایران نمی‌خواهد بازگشایی تنگه هرمز بدون دریافت امتیازات اقتصادی و امنیتی از آمریکا انجام شود.
پزشکیان همچنین به موضوع حساس قیمت بنزین و بحران انرژی در داخل کشور پرداخت. در حالی که تورم سالانه به ۶۶ درصد رسیده و کسری بودجه شدید دولت را شل کرده است، او از ضرورت «اصلاح ساختار قیمت انرژی» سخن گفت؛ امری که افکار عمومی آن را به عنوان مقدمه‌ای برای افزایش قیمت بنزین و سوخت تعبیر می‌کند. این اظهارات در شرایطی مطرح می‌شود که جامعه ایران از نظر معیشتی به شدت زیر فشار است و هرگونه تغییر در قیمت سوخت می‌تواند جرقه ناآرامی‌های اجتماعی جدیدی را بزند. پزشکیان با لحنی هشداردهنده تأکید کرد که بدون بازگشایی مسیرهای تجاری و حل‌وفصل اختلافات دیپلماتیک، کنترل تورم، ناآرامی بازار و ارائه خدمات اولیه به مردم دشوارتر از هر زمان دیگری خواهد بود.

گره کور هرمز: تناقض میان دیپلماسی و فشار نظامی
هم‌زمان که دولت پزشکیان از ضرورت حل‌وفصل مسائل و بازگشت به مسیر نسبتا معمول زندگی در کشور سخن به میان می‌آورد، مقامات ارشد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی مواضع تندتر و متفاوتی اتخاذ کرده‌اند. در حالی که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا، و فرماندهان نظامی ایالات متحده اعلام کرده‌اند که آبراه حیاتی تنگه هرمز از مین‌ها پاکسازی شده و رفت‌وآمد آزاد در آن جریان دارد، نیروی دریایی سپاه پاسداران در بیانیه‌ای رسمی این ادعاها را «دروغ محض» خواند. مقام‌های نیروی دریایی سپاه تأکید کرده‌اند که تنگه هرمز کماکان تحت اشراف کامل و کنترل عملیاتی جمهوری اسلامی قرار دارد و هیچ شناوری بدون مجوز و هماهنگی ایران اجازه عبور از این تنگه استراتژیک را نخواهد داشت. آمار و داده‌های رسمی کشتیرانی بین‌المللی نیز نشان می‌دهد که تردد نفت‌کش‌ها و تجاری در این تنگه به شدت کاهش یافته و ترانزیت روزانه به نازل‌ترین سطح خود در دهه‌های اخیر رسیده است.
با این همه، نکته‌ای که نباید از آن غافل شد این بوده که این تناقض آشکار میان سیگنال‌های صلح‌جویانه دولت و هشدارهای نظامی سپاه، نشان‌دهنده یک دوگانگی ساختاری در حاکمیت ایران است: از یک سو دولت برای جلوگیری از فروپاشی اقتصادی نیاز مبرم به باز نگه‌داشتن مجاری تجاری و کاهش تحریم‌ها دارد، و از سوی دیگر، بخش‌های نظامی‌-امنیتی حاکمیت، بستن یا ناامن‌سازی تنگه هرمز را تنها ابزار چانه‌زنی و اهرم فشار استراتژیک خود در برابر غرب می‌دانند.

تداوم و افزایش فشار حداکثری
هم‌زمان با تعمیق بحران داخلی، فشارهای بین‌المللی بر تهران به اوج خود رسیده است. دولت آمریکا کارزار جدیدی را تحت عنوان «روز دی اقتصادی» آغاز کرده است تا معدود شریان‌های مالی باقی‌مانده ایران را مسدود کند.

تحریم‌های جدید واشنگتن مؤسسات مالی منطقه‌ای از جمله شعب برخی بانک‌های بین‌المللی مانند بانک مصر در امارات و برخی واسطه‌های تجاری در هنگ‌کنگ را هدف قرار داده است.
در همین راستا، رئیس سابق سازمان اطلاعات و وظایف ویژه اسرائیل (موساد) در اظهاراتی تازه تأکید کرده است که اسرائیل و متحدان غربی آن چاره‌ای جز افزایش فشار همه‌جانبه بر جمهوری اسلامی ندارند. بنا به گزارش یورو نیوز، وی با اشاره به ضربات سخت واردشده به ساختارهای موشکی و پهپادی ایران در طول جنگ شش‌ماهه، اعلام کرد که فشار نظامی و اطلاعاتی باید تا زمان سلب کامل توانایی‌های تهاجمی و هسته‌ای تهران ادامه یابد. به گفته او، هرگونه وقفه یا سست کردن فشارها در این مقطع، به حاکمیت ایران فرصت بازسازی و تجدید قوا خواهد داد.

رهبری نادیده و گسست اجتماعی
هم‌زمان با اظهارات مقام پیشین موساد و ادامه تهدیدها از سوی واشنگتن، ساختار سیاسی جمهوری اسلامی با چالش‌های بی‌سابقه‌ای در درون خود مواجه است. پس از کشته شدن علی خامنه‌ای در آغاز جنگ، مجتبی خامنه‌ای به عنوان رهبر جدید معرفی شد، اما او که خود در جریان حملات اولیه مجروح شده بود، ماه‌هاست که هیچ حضور علنی و تصویری در افکار عمومی نداشته است. اداره کشور از طریق پیام‌های مکتوب منتسب به او صورت می‌گیرد که در آخرین نمونه آن، از دولت خواسته شده تا به ناآرامی‌های معیشتی، تورم و بیکاری رسیدگی کند.
عدم حضور فیزیکی رهبر جدید، شایعات و گمانه‌زنی‌ها درباره میزان تسلط واقعی او بر امور را افزایش داده و مشروعیت مرکزیت قدرت را بیش از پیش زیر سؤال برده است. جامعه ایران که پیش از جنگ نیز با جنبش‌های اعتراضی متعدد و شکاف عمیق میان مردم و حکومت روبرو بود، اکنون تحت فشار توامان جنگ، خرابی زیرساخت‌ها و تورم کمرشکن ۶۶ درصدی قرار دارد. همچنین، از یاد نباید برد که با وجود آسیب‌های سنگینی که به مردم وارد شده، حاکمیت نتوانسته است یک وفاق ملی پیرامون نبرد ایجاد کند و ناکارآمدی در مدیریت بحران، قطعی‌های مکرر انرژی و کاهش شدید قدرت خرید، حس ناامیدی و خشم عمومی را دوچندان کرده است.
این در حالی است که شبکه ای‌بی‌سی استرالیا ۶ ماه پس از آغاز جنگ ایران و آمریکا در گفتگو با کارشناسان سناریوهای پیش‌ روبرای پایان این جنگ را بررسی کرد. بنا به گفته این کارشناسان، سناریوی اول شامل فروپاشی تدریجی اقتصادی و ناآرامی‌های گسترده اجتماعی خواهد بود. در این سناریو، جنگ به همین شکل فرسایشی ادامه می‌یابد و تحریم‌های سنگین آمریکا، صادرات نفت و واردات کالاهای اساسی را به صفر نزدیک می‌کند. با صعود تورم به ارقام سه رقمی و اجرای تصمیماتی مانند آزادسازی نرخ سوخت و بنزین، موج جدید و سهمگینی از اعتراضات خیابانی شکل می‌گیرد. در این حالت، حاکمیت که بخش عمده‌ای از نیرو و منابع خود را صرف درگیری خارجی کرده، توان سرکوب یا مدیریت بحران‌های متعدد داخلی را از دست می‌دهد و کشور وارد فرآیند تحلیل رفتن تدریجی و فروپاشی ساختاری از درون می‌شود.

سناریوی دوم اما به تسلیم دیپلماتیک و عقب‌نشینی تاکتیکی مربوط می‌شود. بر این اساس، تحت فشار شدید اقتصادی و عدم توانایی در پاسخگویی نظامی متوازن، راس قدرت در جمهوری اسلامی و شورای عالی امنیت ملی مجبور به پذیرش شروط آمریکا و اسرائیل می‌شوند. در این سناریو، ایران نه تنها از ادعاهای خود در تنگه هرمز عقب‌نشینی می‌کند، بلکه غنی‌سازی اورانیوم و برنامه‌های موشکی خود را زیر نظارت شدید بین‌المللی معلق می‌سازد. اگرچه این اقدام ممکن است به رفع موقت تحریم‌ها و توقف جنگ بینجامد، اما ضربه‌ای مهلک به ایدئولوژی و هویت حاکمیت وارد کرده و می‌تواند موجی از ریزش در میان بدنه ایدئولوژیک و نیروهای مسلح ایجاد کند.
سناریوی سوم البته تصویری بسیار دردناک‌تر را به تصویر می‌کشد که برآمده از تشدید نظامی و کوران نبرد نهایی یا به عبارت دیگر، انتحار استراتژیک است. آنچنان که ای‌بی‌سی گزارش داده، در این سناریو جناح‌های تندرو و فرماندهان ارشد سپاه پاسداران که تسلیم را به معنای پایان خود می‌دانند، دست به تعمیق بحران می‌زنند. در این سناریو، ایران حملات موشکی و پهپادی خود به تأسیسات نفتی کشورهای منطقه و زیرساخت‌های انرژی در خلیج فارس را شدت بخشیده و تنگه هرمز را به‌طور کامل مسدود یا مین‌گذاری مجدد می‌کند. این اقدام اگرچه شوک عظیمی به بازار جهانی انرژی وارد می‌کند و قیمت نفت و گاز را به بالاترین حد می‌رساند، اما منجر به ورود مستقیم و مستقیم‌تر نیروهای ائتلاف بین‌المللی برای تغییر رژیم در تهران و نابودی کامل زیرساخت‌های حیاتی ایران خواهد شد.
به گفته کارشناسان، در واپسین سناریو، جهان شاهد زوال و فرسایش تدریجی خواهد بود که براساس آن، هیچ‌یک از طرفین قادر به تحقق اهداف نهایی خود نخواهند بود.

در این چارچوب، آمریکا و اسرائیل توان یا اراده حمله زمینی و تغییر مستقیم حکومت را ندارند و ایران نیز قادر به شکست دادن ناوگان و نیروی هوایی غرب نیست و در نتیجه، کشور در یک حالت نه جنگ و نه صلح باقی می‌ماند؛ در حالی که مناطق مرزی و زیرساخت‌ها به طور مداوم هدف حمله قرار می‌گیرند و حاکمیت مرکزی تضعیف می‌شود. قدرت به دست گروه‌های شبه‌نظامی و منطقه‌ای تقسیم شده و ایران به سمتی سوق پیدا می‌کند که فرآیند تضعیف اقتدار ملی را تجربه کند.
دست آخر، می‌توان گفت که کارنامه جمهوری اسلامی در طول شش ماه گذشته نشان می‌دهد که سیاست‌های منطقه‌ای و تقابلی حاکمیت، کشور را به نقطه‌ای بسیار خطرناک سوق داده است واتکا به ابزارهای تهدید نظامی نظیر بستن تنگه هرمز، اگرچه در کوتاه‌مدت اهرم فشاری ایجاد کرده، اما در میان‌مدت به انزوای کامل اقتصادی، نابودی تجارت خارجی و تشدید مصائب معیشتی مردم انجامیده است. هم‌زمان، عدم شفافیت سیاسی، غیبت رهبری علنی و تناقض در مواضع میان دولت مجری و نهادهای نظامی، کارآمدی حاکمیت را به حداقل رسانده است. جمهوری اسلامی اکنون بر سر یک تقاطع سرنوشت‌ساز قرار گرفته است: انتخاب میان اصلاحات بنیادی، تمکین به الزامات دیپلماسی و بازسازی رابطه با جهان، یا اصرار بر مسیر تقابل که هزینه‌های آن دیگر نه متوجه حاکمان، بلکه مستقیماً بر دوش ملت ایران بار می‌شود.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن