اختصاصی گروه سیاسی/ نیکان توحیدی
انتصاب حسین طائب به ریاست سازمان بسیج مستضعفین، یکی از معنادارترین تصمیمهای رهبری جدید اما مخفی جمهوری اسلامی، یعنی مجتبی خامنهای است. این انتصاب را نمیتوان یک جابهجایی معمولی در ساختار نظامی جمهوری اسلامی دانست. طائب سالها در قلب دستگاه امنیتی جمهوری اسلامی فعالیت کرده و سابقه او با سرکوب اعتراضات، بازداشت مخالفان و برخورد امنیتی با منتقدان حکومت گره خورده است.
حکم انتصاب او اکنون صادر شده و طائب بار دیگر در رأس سازمانی قرار گرفته که یکی از مهمترین ابزارهای جمهوری اسلامی برای سازماندهی نیروهای حکومتی و مقابله با اعتراضات داخلی بوده است.
این انتخاب یک پرسش اساسی ایجاد میکند: آیا رهبر جدید جمهوری اسلامی قصد دارد رابطه حکومت با جامعه را تغییر دهد یا خود را برای دور تازهای از سرکوب آماده میکند؟
طائب؛ چهرهای با کارنامه سنگین ننگین امنیتی
حسین طائب از چهرههای باسابقه ساختار امنیتی جمهوری اسلامی است. او فرمانده بسیج بود و سپس بیش از یک دهه ریاست سازمان اطلاعات سپاه را برعهده داشت. در دوران فرماندهی او بر بسیج، اعتراضات پس از انتخابات ۱۳۸۸ با خشونت گسترده نیروهای امنیتی و بسیج مواجه شد.
اتهامهای مربوط به نقش طائب در سرکوب، صرفاً ادعاهای مخالفان جمهوری اسلامی نیست. دولت آمریکا در سال ۲۰۱۰ او را در چارچوب تحریمهای مربوط به نقض جدی حقوق بشر در ایران قرار داد. در اسناد تحریمی، به نقش نیروهای بسیج تحت فرمان او در ضربوشتم، قتل و بازداشت و حبس خودسرانه معترضان مسالمتآمیز اشاره شده است.
اتحادیه اروپا نیز در سال ۲۰۱۱ طائب را در ارتباط با نقض حقوق بشر در ایران تحریم کرد و در اسناد خود به نقش نیروهای تحت فرمان او در حملات خشونتآمیز علیه اعتراضات مسالمتآمیز اشاره داشت.
بعدها، در دوران ریاست طائب بر سازمان اطلاعات سپاه، این نهاد به یکی از مهمترین بازوهای امنیتی حکومت برای برخورد با فعالان سیاسی، روزنامهنگاران، مخالفان و معترضان تبدیل شد.
بنابراین بازگرداندن چنین چهرهای به رأس بسیج را نمیتوان بیاهمیت دانست. حکومت فردی را به این سمت بازگردانده که سابقهاش با امنیتیکردن جامعه و برخورد سخت با مخالفان پیوند خورده است.
پیام مجتبی خامنهای: اولویت با سرکوب است، نه اصلاح
اهمیت این انتصاب زمانی بیشتر میشود که بدانیم این تصمیم در نخستین ماههای رهبری مجتبی خامنهای گرفته شده است. او در کنار سایر انتصابهای مهم در رأس نیروهای مسلح، اکنون طائب را نیز به یکی از حساسترین نهادهای امنیتی ـ نظامی کشور سپرده است.
این انتخاب را میتوان یک پیام سیاسی دانست: ساختار جدید قدرت در جمهوری اسلامی، به جای فاصلهگرفتن از گذشته امنیتی حکومت، در حال بازسازی و تقویت همان ساختار است.
اگر رهبر جدید که همچنان مخفی شده، واقعاً به دنبال اصلاح رابطه حکومت و مردم بود، نشانههای متفاوتی انتظار میرفت: کاهش فشار امنیتی، آزادی زندانیان سیاسی، پذیرش اعتراضات، گشودن فضای سیاسی و تلاش برای بازسازی اعتماد عمومی.
اما انتخاب طائب دقیقاً در جهت دیگری حرکت میکند.
این موضوع بهخصوص درباره بسیج اهمیت دارد. بسیج برای جمهوری اسلامی تنها یک نیروی نظامی نیست؛ شبکهای گسترده از نیروهای حکومتی در سراسر کشور است که در دورههای مختلف در کنترل اجتماعی و مقابله با اعتراضات نقش داشته است.
بنابراین انتصاب طائب میتواند این پیام را به جامعه منتقل کند که حکومت نهتنها از ابزارهای سرکوب گذشته خود فاصله نگرفته، بلکه در حال بازگرداندن چهرههای باسابقه همان ساختار به موقعیتهای کلیدی است.
در مورد مجتبی خامنهای نیز حضور عمومی بسیار محدود او به ابهامهای موجود درباره نحوه اعمال قدرت در دوره جدید افزوده است. با این حال، ادعای اینکه هیچ تصویر یا ویدیویی از او منتشر نشده دقیق نیست؛ تصاویری از او منتشر شده است. مسئله مهمتر، محدودبودن شدید حضور عمومی و رسانهای رهبر جدید و همزمانی آن با مجموعهای از انتصابهای مهم نظامی و امنیتی است.
بعد از جنگ؛ آرامش یا دور تازه سرکوب؟
نگرانکنندهترین سناریو برای جامعه ایران این است که با پایان یا کاهش تهدید خارجی، جمهوری اسلامی به جای کاهش فضای امنیتی، از فرصت ایجادشده برای بازسازی ماشین سرکوب استفاده کند.
در شرایط جنگی، حکومت میتواند فشارهای داخلی را با عنوان «امنیت ملی» توجیه کند. اما اگر پس از کاهش خطر جنگ نیز همین رویکرد ادامه پیدا کند، دیگر نمیتوان همه آن را واکنشی موقت به تهدید خارجی دانست.
در آن صورت، انتصاب طائب معنای جدیتری پیدا میکند: آمادهسازی ساختار قدرت برای مواجهه با نارضایتیهای داخلی.جامعه ایران طی سالهای گذشته شاهد اعتراضات گستردهای بوده و بحران اعتماد میان حکومت و مردم عمیق شده است. حکومت میتواند این بحران را با اصلاحات سیاسی و پذیرش مطالبات اجتماعی مدیریت کند یا با افزایش فشار امنیتی پاسخ دهد.
بازگرداندن طائب به رأس بسیج، دستکم در سطح نمادین، نشانهای از انتخاب گزینه دوم است.
این انتخاب البته بهتنهایی ثابت نمیکند که اعتراضات آینده حتماً با همان شدت یا شیوه گذشته سرکوب خواهند شد. اما سابقه طائب، ماهیت بسیج و همزمانی این انتصاب با بازآرایی ساختار نظامی جمهوری اسلامی، دلایل جدی برای نگرانی درباره افزایش رویکرد امنیتی فراهم میکند.
در نهایت، مسئله فقط حسین طائب نیست؛ مسئله مسیری است که جمهوری اسلامی جدید برای تثبیت قدرت انتخاب میکند.
اگر پاسخ حکومت به بحران مشروعیت، نارضایتی اجتماعی و شکاف عمیق میان دولت و جامعه، بازگرداندن چهرههای امنیتی با سابقه سرکوب باشد، امید به اصلاح از درون ساختار قدرت بیش از پیش تضعیف خواهد شد.
انتصاب حسین طائب میتواند یکی از نخستین نشانههای مهم دوران مجتبی خامنهای باشد: تغییر رهبر لزوماً به معنای تغییر رویکرد حکومت نیست.
و اگر پس از پایان تهدید خارجی، به جای گشودن فضای سیاسی، فشار بر جامعه افزایش یابد، این انتصاب میتواند بهعنوان یکی از نخستین نشانههای بازسازی ماشین سرکوب جمهوری اسلامی در دوران جدید دیده شود.