خانه پیشنهاد هم‌وطن تثبیت قدرت یا مدیریت بحران؟

رمزگشایی از پیام تازه مجتبی خامنه‌ای؛

تثبیت قدرت یا مدیریت بحران؟

پیام جدید سید مجتبی خامنه‌ای در قامت «رهبر جدید» اگرچه ادامه استراتژی هدفمندی است که او در ماه‌های گذشته برای تثبیت هژمونی خود در پیش گرفته، اما به خاطر شرایط حساس کنونی بسیار قابل توجه و تامل است.

آوا مهرگانی

پیام جدید سید مجتبی خامنه‌ای در قامت «رهبر جدید» اگرچه ادامه استراتژی هدفمندی است که او در ماه‌های گذشته برای تثبیت هژمونی خود در پیش گرفته، اما به خاطر شرایط حساس کنونی بسیار قابل توجه و تامل است. مرور مواضع او نشان می‌دهد که این پیام، نه یک واکنش بدوی، بلکه حلقه‌ای از زنجیره تلاش‌های اتاق فکر امنیتی نظام برای هدایت بحران‌ها از پشت پرده است؛ آن‌هم در شرایطی که خالی بودن صحنه علنی سیاست از حضور فیزیکی حاکم جدید، گمانه‌زنی‌ها را به اوج رسانده است.
بزرگ‌ترین پارادوکس حکمرانی جدید، رسمیت یافتن نام مجتبی خامنه‌ای به عنوان نفر اول مملکت در عین غیبت ادامه‌دار او در انظار عمومی است. در حالی که رسانه‌های رسمی او را با عناوین بلندبالا خطاب می‌کنند، فقدان هرگونه تصویر زنده، سخنرانی عمومی یا حضور فیزیکی در مراسم‌ها و تحولات حساس کشور، شایعات پیرامون وضعیت سلامت و میزان تسلط واقعی او بر ارکان قدرت را تشدید کرده است.
نظام سیاسی که همواره بر «حضور میدانی» به عنوان نماد اقتدار تکیه می‌کرد، اکنون با نوعی «رهبری شبح‌وار» مواجه است. مواضع مکتوب او اگرچه تلاش دارند تصویری مسلط از وی ارائه دهند، اما این غیبت طولانی، فرضیه ناتوانی جسمی یا محدودیت‌های شدید حرکتی او را تقویت کرده و نشان می‌دهد حاکمیت عملاً توسط یک کارتل امنیتی پنهان اداره می‌شود. این خلأ حضور، مشروعیت کاریزماتیک رهبری را در نگاه بدنه بدبین نظام ذوب می‌کند و کل حاکمیت را به یک «شبیه‌سازی امنیتی» تقلیل می‌دهد که تنها از طریق ماشین تبلیغات زنده است.


فرار از مسئولیت توافق و بازی دوگانه با تندروها
بخش سیاست خارجی این پیام و تاختن به امضای رئیس‌جمهور آمریکا، در واقع پرده دوم از یک بازی طراحی‌شده است. او پیش از این و در جریان امضای تفاهم‌نامه میان ایران و آمریکا، با صدور پیامی هوشمندانه اعلام کرده بود که «علی‌الاصول نظر دیگری داشته» و با سلب مسئولیت از خود، بار تمام عواقب این تصمیم را به دوش رئیس‌جمهور و شورای عالی امنیت ملی انداخت. با این کار، او از یک سو دست طیف تندروی نظام را برای کارشکنی و مخالفت با توافق باز گذاشت و از سوی دیگر، خود را در جایگاه منتقدی فرادستی حفظ کرد.
اکنون که با کارشکنی‌های مکرر، آن تفاهم‌نامه به بن‌بست رسیده است، او در پیام جدید خود ژست پیش‌گویی پیش‌بین به خود گرفته تا انسداد دیپلماتیک موجود را سندی بر حقانیت مواضع رادیکال گذشته‌اش جلوه دهد. این فرار رو به جلو، ابزاری است تا هزینه شکست‌های اقتصادی و انزوای بین‌المللی را متوجه حوزه‌های اجرایی کند و شخص خلیفه را از پاسخگویی مبرا سازد؛ نوعی فرار از مسئولیت حکمرانی که نشان‌دهنده عدم اعتماد او به توانایی رژیم در مدیریت پیامدهای ناشی از هرگونه توافق یا تقابل است.

هراس از تعمیق انشقاق در بدنه سرکوب
تغییر لحن او در این پیام نسبت به مواضع سرسختانه قبلی که بر «انتقام» پای می‌فشرد، گویای وحشت از نافرمانی و چنددستگی در هسته سخت قدرت است. هشدار صریح و ملتمسانه به نیروهای خودی و کسانی که «پیشروان بصیرت» نامیده شده‌اند، اعترافی آشکار به وجود یک گسست عمیق درون‌سازمانی است. رهبری جدید به وضوح نگران است که سرخوردگی ناشی از بن‌بست‌های دیپلماتیک و تسویه‌حساب‌های داخلی در این دوره گذار، به شکست انسجام اجتماعی و ریزش نیروهای سنتی و مدافعان نظام منجر شود.
تعبیر هشدارآمیز درباره پرهیز از ظلم به بی‌گناهان، پرده از تصفیه‌های داخلی و حذف مهره‌های رقیب در پشت صحنه برمی‌دارد. نظام در وضعیتی قرار گرفته که نقد درونی را مترادف با ارسال «سیگنال ضعف به دشمن» می‌داند؛ رویکردی که نشان می‌دهد دستگاه سرکوب خود دچار بحران هویت و تشتت آرا شده است. وقتی راس هرم قدرت توان اقناع بدنه وفادار خود را ندارد و مجبور است با کنایه و انذار با آن‌ها سخن بگوید، یعنی پایه‌های وفاداری ایدئولوژیک به شدت سست شده و جای خود را به معامله‌گری‌های سیاسی داده است.


دورنمای حاکمیت در وضعیت اضطرار
پیام اخیر مجتبی خامنه‌ای، بیش از آنکه نمایش آغاز یک دوران باثبات باشد، گویای آن است که رژیم بقای خود را تنها در بازتولید بحران و گروگان‌گیری امنیت ملی می‌بیند. او با برجسته کردن درگیری‌های نظامی در خطه جنوب و خلیج فارس، به دنبال آن است تا فضای کشور را به طور دائم «جنگی» نگه دارد تا به این وسیله، سرکوب مطلق هرگونه مطالبه اقتصادی و معیشتی جامعه را به بهانه شرایط اضطراری ملی مشروعیت ببخشد.
این کلان‌روایت جنگی، آخرین سنگر رژیمی است که در حل ابتدایی‌ترین نیازهای شهروندانش درمانده است. رهبر جدید جمهوری اسلامی با این بیانیه، هراس خود را از لغزش پایگاه‌های سرکوبش علنی کرده و نشان داده است که بزرگ‌ترین نگرانی فعلی او ، نه جنگ و حملات ارتش آمریکا، بلکه بیداری و همبستگی جامعه معترض داخلی است.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن