اختصاصی گروه سیاسی/ سپهر بابایی
مراسم تشییع علی خامنهای، رهبر پیشین جمهوری اسلامی، به صحنهای برای نمایش میزان روابط خارجی تهران تبدیل شد؛ مراسمی که حکومت ایران تلاش کرد آن را نمادی از جایگاه منطقهای و بینالمللی خود معرفی کند، اما سطح حضور مقامهای خارجی در آن پرسشهای مهمی درباره میزان نفوذ سیاسی جمهوری اسلامی در جهان ایجاد کرد.
مسعود پزشکیان، رئیسجمهوری ایران، در پیامهایی جداگانه از رهبران پاکستان، تاجیکستان، ارمنستان و رهبر ملی ترکمنستان به دلیل حضور در مراسم و ابراز همدردی با مردم ایران قدردانی کرد.
بنابراین میتوان نتیجه گرفت که از میان سران بیش از ۱۹۰ کشور بزرگ و کوچک جهان، سران کشورهای حاضر شده در این مراسم به تعداد انگشتان دو دست هم نمیرسد.
حضور این مقامها نشاندهنده ادامه روابط تهران با بخشی از کشورهای منطقه است، اما در مقابل، غیبت شمار قابل توجهی از رهبران کشورهای دیگر، توجه ناظران سیاسی را به این پرسش جلب کرد که چرا بسیاری ازدولتها ترجیح دادند نمایندگان خود را در سطح پایینتری اعزام کنند یا اساساً در این مراسم حضور نیابند.
فاصله میان تبلیغات سیاسی تهران و واقعیت محاسبات دیپلماتیک کشورها
جمهوری اسلامی طی چهار دهه گذشته همواره تلاش کرده است خود رابهعنوان قدرتی اثر گذار در منطقه و بازیگری مهم در معادلات جهانی معرفی کند. مقامات ایرانی بارها بر شبکه گسترده روابط سیاسی، نفوذمنطقهای و نقش تهران در تحولات خاورمیانه تأکید کردهاند.
با این حال، حضور در مراسمهای رسمی مرتبط با رهبران سیاسی، برای دولتها تنها یک اقدام تشریفاتی نیست؛ بلکه حامل پیام سیاسی است. اعزام رئیسجمهور، نخستوزیر یا پادشاه یک کشور به چنین مراسمی معمولاً نشانه سطح بالای روابط و تمایل به ارسال پیام حمایت سیاسی محسوب میشود.
به همین دلیل، بسیاری از دولتها در چنین موقعیتهایی با دقت تصمیم میگیرند که چه سطحی از نمایندگی را انتخاب کنند. حضور یک مقام بلندپایه میتواند بهعنوان نشانه نزدیکی سیاسی تعبیر شود، در حالی که اعزام یک هیئت دیپلماتیک یا مقام میانی، پیام محدودتری منتقل میکند.
برای جمهوری اسلامی که سالها با تحریمهای گسترده، اختلافات عمیق با آمریکا و کشورهای اروپایی، و تنش با برخی دولتهای منطقه روبهروبوده است، سطح حضور خارجی در چنین رویدادی اهمیت نمادین ویژهای داشت.
چرا بسیاری از کشورها ترجیح دادند فاصله سیاسی خود را حفظ کنند؟
یکی از دلایل مهم عدم حضور برخی رهبران، پیچیدگی روابط خارجی جمهوری اسلامی است. بسیاری از کشورها، حتی اگر روابط اقتصادی یا امنیتی با تهران داشته باشند، تلاش میکنند میان منافع خود در ارتباط با ایران و روابطشان با دیگر قدرتهای جهانی تعادل برقرار کنند.
کشورهایی که روابط نزدیک با ایالات متحده یا اروپا دارند، ممکن است نخواهند با حضور رهبران خود در چنین مراسمی، هزینه سیاسی ایجاد کنند یا این برداشت شکل بگیرد که از سیاستهای کلی جمهوری اسلامی حمایت میکنند.
علاوه بر این، سیاست خارجی بسیاری از دولتها بر اساس منافع ملی و محاسبات عملی تنظیم میشود. داشتن روابط دیپلماتیک با یک کشور الزاماً به معنای همسویی کامل سیاسی با آن نیست. بسیاری از دولتها ممکن است همکاریهایی در حوزه انرژی، تجارت یا امنیت داشته باشند،اما در مسائل نمادین سیاسی، سطح مشارکت خود را محدود نگه دارند.
در منطقه خاورمیانه نیز چنین ملاحظاتی اهمیت زیادی دارد. کشورهایی که در سالهای اخیر تلاش کردهاند روابط خود را میان تهران و رقبای منطقهای یا جهانی متوازن کنند، ممکن است از اقداماتی که میتواند به عنوان جانبداری سیاسی تعبیر شود، پرهیز کنند.
حضور متحدان نزدیک؛ اما نه لزوماً نشانه یک ائتلاف گسترده جهانی
حضور برخی رهبران و مقامهای خارجی در مراسم نشان میدهد که جمهوری اسلامی همچنان روابط سیاسی فعال با شماری از کشورها دارد. کشورهایی مانند پاکستان، تاجیکستان، ارمنستان و ترکمنستان دارای روابط تاریخی، اقتصادی یا امنیتی با تهران هستند و حضور نمایندگان آنها در این چارچوب قابل تحلیل است.
اما این حضور بهتنهایی نمیتواند نشاندهنده حمایت گسترده جهانی از سیاستهای جمهوری اسلامی باشد. در دیپلماسی، کیفیت حضور اهمیت زیادی دارد: اینکه چه کشورهایی حضور دارند، چه سطحی از مقامهااعزام میشوند و پیامهای رسمی آنها چه محتوایی دارد.
حکومت ایران معمولاً از حضور مقامات خارجی در رویدادهای رسمی خود برای نمایش مشروعیت و اعتبار بینالمللی استفاده میکند. در مقابل،منتقدان این استدلال را مطرح میکنند که سطح محدود حضور اکثریت مطلق کشورها نشان میدهد تهران هنوز برای بسیاری از دولتها شریکی است که روابط با آن نیازمند محاسبه دقیق و مدیریت هزینههای سیاسی است.
آزمونی برای تصویر بینالمللی جمهوری اسلامی
مراسم تشییع رهبر یک کشور معمولاً فرصتی برای نمایش جایگاه آن کشور در نظام بینالملل است. برای جمهوری اسلامی نیز این مراسم فراتر از یک رویداد داخلی بود و به نوعی آزمونی برای سنجش روابط خارجی آن محسوب میشد.
نتیجه این آزمون نشان میدهد که فاصله میان ادعای نفوذ گسترده جهانی و واقعیت رفتار دیپلماتیک بسیار است.
پس از دههها سرمایهگذاری سیاسی و اقتصادی جمهوری اسلامی برای گسترش نفوذ خارجی، پرسش اصلی این است که آیا این روابط توانسته به یک شبکه گسترده از حمایت سیاسی بینالمللی تبدیل شود، یا بخش عمدهای از آن همچنان محدود به روابط دوجانبه و محاسبات مقطعی کشورها باقی مانده است.
سطح حضور کشورها در این مراسم، پاسخی قطعی به این پرسش نمیدهد، اما نشانهای مهم از این واقعیت است که در سیاست جهانی،نفوذ تنها با تبلیغات یا هزینههای گسترده سنجیده نمیشود؛ بلکه میزان تمایل دولتها برای پذیرش هزینههای سیاسی حمایت از یک کشور نیز بخشی از معیار واقعی قدرت دیپلماتیک آن کشور است.
اگر به فیلمها و تصاویر خبرگزاریهای حکومتی نگاه کنیم، در مییابیم که با هزینههای چند صد هزار میلیارد تومانی، افرادی از گروههای تروریستی فعال در عراق و لبنان و یمن و حتی پاکستان و ترکیه در این مراسم حاضر شدند. این حضور نشان میدهد که جمهوری اسلامی همچنان به جای اصلاح روابط خود با جهانیان، به دنبال گسترش خشونت در منطقه و حمایت از گروههای شبهنظامی تروریستی است.