اختصاصی هموطن/ گروه سیاسی-سید امیر موسوی
بیش از یکصد شب و قریب به چهار ماه است که هر کوچه و خیابان و میدانی را غرق کردهاند. ایونت شبانهشان هر شب برپاست. دسته جمعی میآیند، جنگ بازی میکنند، از این موکب و آن موکب تا سرحد تلو تلوی سیری میخورند و مینوشند، عربده میکشند، خط و نشان میکشند و این و آن را تهدید به مرگ میکنند، با بلندگوهای یخچالگونه گوش و روح و روان خلقالله را میخراشند و القصه که آسایش و آرامش را از ملک و مملکت سلب میکنند و دست آخر سر کج میکنند به سمت خانه! خروجی این به زعم خودشان اکت ملت مبعوث شده؛ چیست؟ بعید بدانیم که خودشان هم بدانند! تنها خروجی ملموس این رفتار را صرفا میتوان «ارضای روانی» جماعت رادیکال دانست که به قیمت گزاف و بی هیچ دستاوردی به حساب اکثریت نظارهگر این صحنه آرایی حاصل میشود!
نمایش مبتذل و سخیفی که هر نظارهگری به هنگام مواجهه با آن، خواهد پرسید که دستاورد و خروجی این شامورتی، چیست؟ این به اصطلاح «پای کار نظام ماندن» با این مختصات و مناسبات با چه آوردهای برای همین نظام همراه است؟ برای اقتصاد منهدم شدهاش، نان و آب شده؟ امنیت و بقای آن را تنظیم کرده؟ مشروعیتی به آن بخشیده؟ در مقبولیتش اثر مثبتی گذاشته یا باری از یک خرمن بار روی گردههای نحیف و در احتزارش برداشته است؟ اساسا سوال بنیادین در این جا، این است که این جماعت به اصطلاح مبعوث شده که خود را جلوهای از عصاره وطن پرستی، ایراندوستی و حب به میهن میدانند، کی و چه زمانی و با کدام رخداد و اتفاق، متوجه راهی که به ترکستان به رفتنش ریسه شدهاند، خواهند شد؟ این جماعت، چه زمانی به حس واقع بینانهای در خصوص آنچه واقعا بر سر نظامشان آمده، خواهند رسید؟ دیگر پس از علی خامنهای و یک دو جین از تراز نخستترین و عالیترین فرماندهان و صاحب منصبان نظام که به تیغ تیز حذف سپردهشدند، چه شخص یا اشخاصی باید از گردونه راهبری این سیستم حذف شوند که حسی از تحقیرشدگی و واقع بینی به این قماش و جماعت دست بدهد؟
چطور است که این حجم از تحقیرشدگی و لجن مال شدن غرور آزارشان نمیدهد؟ دقیقا باید چه اتفاقی بدهد که دست کم، دیگر این شعار «آمریکا هیچ غلطی نتوانست بکند» را از زبان این قبیله نشنویم؟ مگر میشود تا این حد در مقابل شکست و حقارت، روبه افق گرفت و از واقعیت و حقیقت چشم پوشید؟
برای جماعتی که تا این حد، شاهد تحقیر و مرگ سخیف قائد دیکتاتورشان بودهاند، اینطور حذف عالیترین فرماندهان و مقامات سطح یک خود را به تماشا نشستهاند، آسمان پایتخت مملکت را به سان اتوبانی چند باندی برای دشمن متجاوز به چشم دیدهاند، دیگر باید کدام اتفاق رخ بدهد که لختی به خود بیایند و اقلا یقه اندک مسئولین باقی مانده خود را بگیرند تا سر سوزنی از این تحقیر سونامیوار و دومینوگونه جلوگیری شود؟
مگر این همه تحقیر، فساد، چپاول بیتالمال و ناکارآمدی و پلشتی پیش روی این جماعت، عیان نیست؟ به حکم کدام ساعت برنارد و کدام عجی مجی لاترجی، این رسوایی آشکار از چشم این قماش به دور مانده یا از آن غافلند؟
چطور میشود که این حجم از تحقیر و حذف و نابودی را به نظاره نشست و باز پا به پای مداح حکومتی که شعار انتقام، انتقام سر میدهد و ترور ترامپ را حواله دست به نقد در ترکیه میداند، حنجره پاره کرد و باز در را بر همان پاشنه سفاهت و شعارهای توخالی و نخ نمای گذشته چرخاند؟
ضمن اینکه نکته مهم دیگر در این بین، مشتی شارلاتان و شیاد هستند که با این همه رسوایی، باز در حال تکان دادن انگشت اشاره و حواله انتقام در گوش این جماعت حلقه به گوش و صُم و بُکم زمزمه میکنند. به عنوان نمونه؛ همین چند ساعت قبل، حمید رسایی، نماینده اقلیت در مجلس اقلیت، بی آنکه از این حجم از وقاحت و شنیع بودن خود شرمی بکند، در شبکه فیلتر شده ایکس نوشت؛ «پیشنهادم این است: حالا که سگ زرد نجس در تیررس ماست و برای اجلاس ناتو به ترکیه آمده، رسماً و بدون تعارف، محل استقرار ترامپ نجس و جنایتکار را در ترکیه با موشک هدف بگیریم.»
ای مثلا سعید جلیلی که تا همین چندی پیش که وطن زیر اقسام بمباران سنگرشکن و پرتابه و موشک و جنگنده به خود میپیچید؛ «قاچاق» زندگی میکرد، حالا باز سر از سوراخ به بیرون درآورده و افاضه کرده؛ «خونخواهی، حق مردم و وظیفه مسئولان است»!
خب! همانطور که انتقام سلیمانیها، هنیهها، نصراللهها و یک لشگر فرمانده و سردار و سرلشگر را گرفتند، انشالله انتقام این یکی را هم خواهند گرفت اما سوال این است که مگر ماشه انتقام از مرگ دیکتاتور پیشین تهران در دستان کدام یک از مردم و کدام یک از اقشار این جامعه ستمدیده است؟ حتی در دست دولت و باقی ارکان حاکمیت هم نیست.
بیتعارف در اختیار خامنهای دوم-بخوانید تیم رهبری جدید-بوده و اساسا هیچ احدی از شهروندان داخل و خارج از این مملکت در تحقق این وعده گل درشت، هیچ سهم و دخل و عاملیتی ندارند! خب! روی صحبت به این افراد این است که بروند و انتقام مرگ دیکتاتور پیشین بیت رهبری را بگیرند! اصلا قشون بکشند و ترامپ را خرکش بنشانند جلوی جلاد صلواتی! ما هم تماشاچی و ناظریم و قول میدهیم که سر سوزنی در این فقره لب نخواهیم گشود! اما اگر همه اینها حرف یامفت و اباطیل و مشتی اراجیف است؛ دور از جان سر سوزنی شرافت به خرج بدهند و به فضائل سکوت پایبند و ملتزم بمانند و دست کم، روان ملت تا بن دندان درگیر سختترین مصائب بدیهی زندگی را به مسلخ حرافی و لجن پراکنیشان نفرستند!
چرا که این دست اراجیف و خزعبلات که ناخن پا هم در واقعیت و حقیقت ندارد، صرفا به کام و ارضای روانی مشتی اقلیت رادیکال بوده و فاکتور هزینههای گزاف و سنگینش از جیب ملت بینوا وصول میشود. چه با تحریمهای بیشتر، چه با فشارهای اقتصادی و معیشتی تبعی آن و چه با برپا شدن شعلههای جنگی جدید…