اختصاصی گروه سیاسی/ سپهر بابایی
جمهوری اسلامی در یکی از پیچیدهترین دورههای حیات سیاسی خود قرار گرفته است؛ دورهای که در آن فشارهای خارجی، تنشهای منطقهای و بحرانهای داخلی به شکل همزمان بر ساختار قدرت در تهران فشار وارد میکنند. پرسش اصلی این است که آیا این وضعیت تنها یک بحران مقطعی است یا نشانه ورود جمهوری اسلامی به مرحلهای تازه از فرسایش سیاسی و اجتماعی؟
در سالهای اخیر، حکومت ایران تلاش کرده است با تکیه بر ساختارهای امنیتی، کنترل سیاسی و سیاست خارجی منطقهای، فشارهای داخلی و خارجی را مدیریت کند. اما دو جنگ ۱۲ روزه و ۴۰ روزه میان ایران،آمریکا و اسرائیل، معادلات امنیتی منطقه را تغییر داد و بار دیگرآسیبپذیریهای جمهوری اسلامی را در برابر چالشهای خارجی و داخلی برجسته کرد.
این درگیریها نشان داد که حتی یک نظام سیاسی با ساختار امنیتی گسترده نیز نمیتواند برای همیشه مسائل اقتصادی، اجتماعی و سیاسی داخلی را در سایه تهدیدهای خارجی پنهان کند.
جنگهای اخیر و آزمونی تازه برای قدرت جمهوری اسلامی
رویاروییهای نظامی میان ایران، آمریکا و اسرائیل، صرفاً یک بحران امنیتی نبود؛ بلکه آزمونی برای توانایی حکومت ایران در حفظ بازدارندگی،مدیریت افکار عمومی و کنترل پیامدهای داخلی آن بود.
در جریان جنگ ۱۲ روزه، توجه جهانی بار دیگر به برنامههای نظامی و نقش منطقهای جمهوری اسلامی معطوف شد. تهران تلاش کرد این درگیری را بخشی از رویارویی گستردهتر با قدرتهای خارجی معرفی کند،در حالی که مخالفان حکومت آن را نشانهای از هزینههای سیاستهای منطقهای جمهوری اسلامی دانستند.
جنگ ۴۰ روزه نیز ابعاد این بحران را گستردهتر کرد. طولانی شدن یک رویارویی مستقیم، فشار بیشتری بر اقتصاد، جامعه و ساختار تصمیمگیری کشور وارد میکند. در چنین شرایطی، حکومتها معمولاً با یک انتخاب دشوار مواجه میشوند: ادامه سیاستهای تقابلی برای حفظ اعتبار داخلی و منطقهای، یا کاهش تنش برای جلوگیری از هزینههای بیشتر.
برای جمهوری اسلامی، این انتخاب پیچیدهتر است؛ زیرا سیاست خارجی آن طی دهههای گذشته بخشی از هویت سیاسی نظام بوده است. عقب نشینی از این رویکرد میتواند برای بخشی از حامیان حکومت نشانه ضعف تلقی شود، اما ادامه آن نیز هزینههای اقتصادی و سیاسی سنگینی به همراه دارد.
بحران داخلی؛ از اقتصاد فرسوده تا کاهش اعتماد عمومی
در کنار فشار خارجی، جمهوری اسلامی با مجموعهای از بحرانهای داخلی روبهرو است که ریشههای آن فراتر از تحولات کوتاه مدت سیاسی است. تورم، کاهش قدرت خرید، مشکلات بازار کار، مهاجرت نیروهای متخصص و کاهش اعتماد عمومی از جمله چالشهایی هستند که بر رابطه میان حکومت و جامعه تأثیر گذاشتهاند.
بخش مهمی از نارضایتیها نه تنها به شرایط اقتصادی، بلکه به احساس بی تأثیری شهروندان در فرآیندهای سیاسی بازمیگردد. کاهش مشارکت انتخاباتی در سالهای اخیر و افزایش فاصله میان نسل جوان و ساختار رسمی قدرت، نشانههایی از این شکاف اجتماعی تلقی شدهاند.
حکومت ایران همواره تلاش کرده است فشارهای داخلی را به عوامل خارجی نسبت دهد و تحریمها و دشمنی کشورهای غربی را عامل اصلی مشکلات معرفی کند. اما منتقدان میگویند بسیاری از مشکلات اقتصادی و مدیریتی کشور نتیجه تصمیمهای داخلی، ساختارهای ناکارآمد و نبود اصلاحات سیاسی است.
ترکیب این دو عامل ــ فشار خارجی و نارضایتی داخلی ــ شرایطی ایجاد کرده که مدیریت بحران برای حکومت دشوارتر از گذشته شده است.
مرحله جدید جمهوری اسلامی؛ تثبیت قدرت یا آغاز فرسایش؟
تاریخ سیاسی نشان میدهد که فشار خارجی به تنهایی معمولاً باعث سقوط حکومت ها نمیشود. بسیاری از نظامهای سیاسی توانستهاند در شرایط جنگ و تحریم نیز دوام بیاورند. عامل تعیینکننده اغلب میزان انسجام داخلی، مشروعیت اجتماعی و توانایی حکومت در ایجاد پاسخ سیاسی به بحرانهاست.
در مورد ایران نیز پرسش اصلی این نیست که آیا فشار خارجی افزایش یافته یا خیر؛ بلکه این است که آیا این فشارها با بحرانهای داخلی ترکیب شده و توان حکومت برای مدیریت جامعه را کاهش دادهاند یا نه.
جمهوری اسلامی همچنان ابزارهای قدرتمندی در اختیار دارد؛ از ساختار های امنیتی و نظامی گرفته تا شبکههای سیاسی و اقتصادی گسترده. اما در مقابل، با جامعهای روبهرو است که بخشهایی از آن خواهان تغییرات عمیقتر در شیوه اداره کشور هستند.
پس از دو جنگ ۱۲ روزه و ۴۰ روزه، آینده سیاسی ایران بیش از گذشته به توانایی حکومت برای عبور از این دو بحران همزمان وابسته است. اگر تهران بتواند فشارهای خارجی را کنترل و شکافهای داخلی را کاهش دهد، ممکن است بار دیگر دورهای از ثبات نسبی ایجاد کند.
اما اگربحرانهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی عمیقتر شوند، جمهوری اسلامی ممکن است وارد مرحلهای شود که مدیریت آن دشوارتر از گذشته باشد.
در نهایت، مسئله اصلی برای آینده ایران تنها نتیجه یک درگیری نظامی یا یک تصمیم خارجی نخواهد بود؛ بلکه به رابطهای بستگی دارد که میان حکومت و جامعه ایران در سالهای پیش رو شکل خواهد گرفت.
3